#63583
بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العالمین
اللهم صل علی محمد و آل محمد و الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا


خطاب های امام احمد الحسن (ع) با ترجمه فارسی

دانلود مقاله های پرچم های سیاه مشرقی
https://www.dropbox.com/sh/qwqygq6sdfjt ... G3qAa?dl=0

پوشه به اشتراک گذاشته شده در دراپ باکس
https://www.dropbox.com/sh/fh3q7vrvgkdi ... XkLZa?dl=0

آدرس پوشه اشتراک گذاشته شده ی ویدیوها با کیفیت بالا در گوگل درایو

https://drive.google.com/open?id=0B7eYW ... ldzdW1fZmc
#63779
خطبه ی داستان ملاقات با امام مهدی ع

بسم الله الرحمن الرحیم


اقْترَبَ لِلناسِ حِسَابهمْ وَهُمْ في غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ* ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ مِنْ رَبهمْ مُحْدَثٍ إِلاَّ اسْتَمَعُوهُ وَهُمْ يَلعَبُونَ* لاَهِيَةً قُلوبهمْ وَأَسَرُّوا النجْوَى الَّذِينَ ظَلَمُوا هَلْ هَذَا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَفَتاتُونَ السِّحر وَأَنْتُم تُبْصِرُونَ* قالَ رَبي يَعْلَمُ الْقَوْلَ في السَّمَاءِ وَالأَرْضِ وَهُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ * بَلْ قالُوا أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلْ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَليَأْتِنَا بايةٍ كمَا أُرْسِلَ الأَوَّلونَ * مَا آمَنَتْ قَبْلَهُمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَفَهُمْ يُؤْمِنُونَ * وَمَا أَرْسَلْنَا قَبْلكَ إِلاَّ رِجَالاً نُوحِي إِليهِمْ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ * وَمَا جَعَلْنَاهُمْ جَسَدًا لاَ يَأْكُلُونَ الطَّعَامَ وَمَا كَانُوا خَالِدِينَ ثُمَّ صَدَقْنَاهُمْ الْوَعْدَ فَأَنجَيْنَاهُمْ وَمَنْ نَشَاءُ وَأَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ * لَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكمْ كِتاباً فِيهِ ذِكْرُكمْ أَفَلاَ تَعْقِلونَ * وَ كمْ قَصَمْنَا مِنْ قَرْيَةٍ كَانَتْ ظَالِمَةً وَأَنشَأْنا بَعْدَهَا قَوْمًا آخَرِينَ * فَلَمَّا أَحَسُّوا باسَنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يَرْكُضُونَ * لاَ تَرْكُضُوا وَارْجِعوا إِلَى مَا أُتْرِفْتُمْ فِيهِ وَ مَسَاكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْأَلُونَ * قالُوا يا وَيْلَنَا إِنا كُنَّا ظَالِمينَ * فَمَا زَالَتْ تِلْكَ دَعْوَاهُمْ حَتَّى جَعَلنَاهُمْ حَصِيدًا خَامِدِينَ * وَمَا خَلقْنَا السَّمَاءَ وَالأَرْضَ وَمَا بَينهُمَا لاَعِبينَ * لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتخِذَ لَهْوًا لاَتّخَذْناهُ مِنْ لدُنا إِنْ كُنَّا فَاعِلِينَ * بَلْ نَقْذِفُ بالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمْ الْوَيْلُ مِمَّا تصِفُونَ-الأنبياء:18- 1

براى مردم [وقت] حسابشان نزدیک شده است و آنان در بى ‏خبرى رويگردانند * هيچ پند تازه ‏اى از پروردگارشان نيامد مگر اينكه بازى‏ كنان آن را شنيدند * در حالى كه دلهايشان مشغول است و آنانكه ستم كردند پنهانى به نجوا برخاستند كه آيا اين جز بشرى مانند شماست آيا ديده و دانسته به سوى سحر مى ‏رويد * پيامبر گفت پروردگارم هر گفتار[ى] را در آسمان و زمين مى‏ داند و اوست ‏شنواى دانا * بلكه گفتند خوابهاى شوريده است [نه] بلكه آن را بربافته بلكه او شاعرى است پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد بايد براى ما نشانه‏ اى بياورد * قبل از آنان [نيز مردم] هيچ شهرى كه آن را نابود كرديم [به آيات ما] ايمان نياوردند پس آيا اينان [به معجزه] ايمان مى ‏آورند * و پيش از تو [نيز] جز مردانى را كه به آنان وحى مى ‏كرديم گسيل نداشتيم اگر نمى‏ دانيد از اهل الذكر بپرسيد * و ايشان را جسدى كه غذا نخورند قرار نداديم و جاويدان [هم] نبودند * سپس وعده [خود] به آنان را راست گردانيديم و آنها و هر كه را خواستيم نجات داديم و افراط كاران را به هلاكت رسانيديم * در حقيقت ما كتابى به سوى شما نازل كرديم كه ياد شما در آن است، آيا نمى ‏انديشيد * و چه بسيار شهرها را كه [مردمش] ستمكار بودند در هم شكستيم و پس از آنها قومى ديگر پديد آورديم * پس چون عذاب ما را احساس كردند بناگاه از آن مى‏ گريختند * [هان] مگريزيد و به سوى آنچه در آن متنعم بوديد و [به سوى] سراهايتان بازگرديد باشد كه شما مورد پُرسش قرار گيريد * گفتند اى واى بر ما كه ما واقعاً ستمگر بوديم * سخنشان پيوسته همين بود تا آنان را درو شده بى ‏جان گردانيديم * و آسمان و زمين و آنچه را كه ميان آن دو است به بازيچه نيافريديم * اگر مى‏ خواستيم بازيچه ‏اى بگيريم قطعاً آن را از پيش خود اختيار مى ‏كرديم * بلكه حق را بر باطل فرو مى‏ افكنيم پس آن را در هم مى ‏شكند و بناگاه آن نابود مى ‏گردد واى بر شما از آنچه وصف مى ‏كنيد - الانبیاء 1:18


نه به امرش می انديشيد، و نه از اوليائش قبول می کنید
اولین ملاقاتم با امام مهدی (ع) در اين زندگی دنیوی در حرم امامین عسکریین بود و در اين ملاقات با امام مهدی (ع) آشنا شدم. اين ملاقات چند سال پیش بود و پس از اين ملاقات، ملاقات هایم با ایشان ادامه یافت و موارد زیادی را برایم روشن ساخت، ولی مرا امر به تبلیغ چیزی یا شخصی معین نفرمود، بلکه اين دستور العملها مختص من بود تا مرا بسازد و به سوی اخلاق نیک و خدا پسندانه سوق دهد، و به من علم و معرفت را در آن زمان ارزانی داشت. و مرا از انحرافات زیادی که در حوزه ی علمیه ی نجف بود آگاه ساخت؛ اعم از انحرافات علمی یا عملی، اجتماعی و یا اقتصادی و سیاسی، و انحرافات اشخاصی که افراد متشخص و نماینده در حوزه ی علمیه بحساب می آمدند. و اين مرحله برای من بسیار دردناک بود، چون نابود شدن آخرین قلعه ای که به گمانم نماد دین و حق در جهان بود را برایم نمایان می ساخت، و برایم تداعی اين ضرب المثل می شد: هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک. اين مرحله‌، اندوهناک و پر فاجعه بود، و در عین حال امام(ع) ظلم و فساد را برایم روشن ساخت. و مرا در سختی روزگار رها کرد، نمی دانستم چه کار کنم آیا از آنجا که آمده بودم باز می گشتم؟سؤالی که همیشه از خودم می پرسیدم! و پاسخم اين بود که میان اهل دین و در حوزه ی علمیه ی نجف غریب شده بودم، پس از اينکه حق را دانستم، و چگونه میان اهل دنیا غریب نباشم. به هر حال روزها و ماه ها گذشت، و خدا خواست که امام (ع) را ملاقات کنم، و اين بار مرا به حوزه ی علمیه ی نجف اشرف فرستاد، تا آنچه را که مرا از آن با خبر کرده بود، برای عده‌ ای از طلبه های حوزه ی علمیه مطرح کنم، و ذکر اين ملاقات را ولو بطور اجمالی و مختصر را مهم می دانم، زیرا که نقطه ی عطفی در تاریخ زندگی ام بحساب می آید. زیرا که اين اولین باری بود که امام مهدی (ع) مرا برای عملی بصورت علنی در حوزه ی علمیه ی نجف اشرف (بر مُشَرِف آن هزاران درود و سلام) می فرستاد و داستان اين ملاقات از اين قرار است:در شبی از شبها در عالم رؤیا، دیدم که امام مهدی (ع) نزدیک ضریح سید محمد (ع) برادر امام حسن عسکری (ع)ایستاده بود و به من امر فرمود، که به ملاقاتش بروم، و از خواب بیدار شدم. ساعت دو نیمه شب بود، چهار رکعت از نماز شب را خواندم و سپس خوابیدم، و رؤیای دیگری دیدم، شبیه به همان رؤیای اول و همچنین امام مهدی (ع) وعده ی ملاقات را با من تعیین می فرمود. از خواب بیدار شدم، ساعت چهار نیمه شب بود، نماز شب را کامل کردم و نماز صبح را خواندم و پس از دو روز به سامراء مسافرت کردم و امام عسکری و امام هادی را زیارت کردم، سپس به شهر بَلَد برگشتم و امام سید محمد (ع) را زیارت کردم و سپس به بغداد رفتم و امام کاظم و امام جواد را زیارت نمودم، سپس به کربلا رفتم و امام حسین (ع) و شهیدان كربلا را زیارت کردم، و شب هنگام امام مهدی (ع) را در حرم امام حسین (ع) ملاقات کردم، سپس صبحِ روزِ بعد نیز با ایشان در مقام امام مهدی (ع) در کربلا كه در انتهای خیابان سِدره می ‌باشد ملاقات کردم. و به تنهایی در آن مکان نشستیم كه خلوت بود و به غیر از خدمتگذار کس دیگری نبود که او در نمازخانه ی زنان که تقريباً از آنجائی که ما بودیم جدا است. به هر حال، آن روز سی ام شعبان سال 1420 هـ. ق (1378 هـ.ش) بود، و پس از اين ملاقات به خانه برگشتم و ماه رمضان را به فضل خدا روزه گرفتم و در اَواخر ماه رمضان به نجف اشرف رفتم و به بازگو کردن مسائلی که از امام (ع) یاد گرفته بودم شروع کردم، و مباحثه میان من و میان طلبه های حوزه ی علمیه شدت گرفت و نتیجه اش اين شد که بعضی از آنها از من دور شدند و بعضی هم مخالفم شدند. و عده ‌ای هم با حرفهایم موافق بودند ولی یاری ام نمی کردند. و روزها و ماه ها گذشت بلکه تقریباً سه سال گذشت نه یاری و نه یاوری از طلبه های حوزه ی علمیه داشتم، ولی عده‌ ای با سخنم درباره ی فساد مالی در حوزه ی علمیه موافق بودند و از اينجا حرکت اصلاحی بر ضد اين فساد مالی در حوزه را شروع کردم ولی اين اصلاح بطور کامل انجام نشد، زیرا بعضی مراجع دینی حاضر به تغییر سیاست مالی خود نبودند و خوشگذارانی و اصراف در اموال در میان علماء و کسانی که با ایشان مرتبط بودند همچنان ادامه داشت و دارد، و در مقابل آن جامعه ی فقیری بود که از شدّت گرسنگی و بیماری های جسمی و روحی می ‌نالید و هیچ یک از علماء برای بهبودی آنها تلاشی نمی کرد، و بعد از چند ماه، اعلان کردم که من از طرف امام مهدی (ع) فرستاده شده ام و با ایشان ارتباط دارم. و اين اعلان فقط از طرف من نبود، بلکه عده ‌ای از طلبه های حوزه ی علمیه چیزهایی در ملکوت آسمانها دیدند و شنیدند، که مطلب مرا برایشان تأکید کرد، و از ميان آنها کسانی بودند که با من رابطه ی مستقیم داشتند و کسانی هم بودند که هیچ ارتباطی با من نداشتند و عده ‌ای از آنها بر بیعت با من اصرار ورزیدند، با اينکه از سخت بودن اين امر و اينکه مرا در پایانِ راه تنها خواهند گذاشت همانگونه که اهل کوفه مسلم ابن عقیل (ع) را تنها گذاشتند مطلعشان ساختم، ولی آنها بیعت را کامل کردند با این حساب که جان و مال و فرزندانشان را فدای اين امر کنند و اين در ماه جمادی الأول سال 1423 هـ.ق (1381 هـ.ش) بود و پس از آن عده ی زیادی از طلبه های حوزه ی علمیه با من بیعت کردند. ولی ترس به سراغ آنها آمد، زیرا نیروهای امنیتی صدام ملعون برای یافتن من، دست به کار شدند و اينجا بود که همه از اطراف من متفرق شدند و بیعت را شکستند، و هر شخص یا عده ای به دنبال تراشیدن دلیلی برای بیعت شکنی خود بود، تا تهمت هایی به من بزنند و در پایان بر دو مورد با هم اتفاق نظر کردند: - ساحری بزرگ هستم.- و اينکه به ممالک جن‌ دسترسی دارم و آن را برای تسلط بر آنها بکار می گیرم. و به خانه ام بازگشتم، پس از اينکه همه از اطرافم متفرق شدند، و به جز عده ی بسیار کمی از طلبه های حوزه ی علمیه و بعضی مؤمنان کسی همراهم نماند و در سال 1424 هـ.ق (1382 هـ.ش) و در ماه جمادی الأول عده‌ ای از اين مؤمنان آمدند و با من تجدید بیعت کردند، و از خانه ام خارجم ساختند، و دعوت مجدداً آغاز شد. و دو روز آخر از ماه رمضان از سال 1424هـ.ق امام مهدی (ع) به من امر فرمود، تا خطابم را موجه به همه ی اهل زمین کنم و هر فرقه با توجه به ویژگی هایش طبق اوامر امام (ع) را مورد خطاب قرار دهم، و در روز سوّم از شوّال امام مهدی(ع) به من امر فرمود: که انقلاب بر علیه ظالمان را علنی کنم و به بررسی راهکارها بپردازم و کارهای لازم را به سرعت انجام دهم و مردم را برای یاری حق و اهلش و کار و کوشش برای بر پا داشتن حق و برافراشتن کلمه لا اله الا الله دعوت کنم. پس به درستی که: کلمه خداست که برتر است، کلمه خداست که برتر است، کلمه خداست که برتر است، و کلمه کسانی که کفر ورزیدند پست تر می باشد: {إِنْ تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثبتْ أَقْدَامَكُمْ}محمد: 7 {و اگر خدا را ياری كنيد شما را ياری می‌كند و قدمهايتان را ثابت و استوار می ‌دارد}آيا کسی هست که دین خدا را یاری دهد؟ آیا کسی هست که قرآن را یاری دهد؟ آیا کسی هست که ولی خدا را یاری دهد؟ آیا کسی هست که خدای منزه و بلند مرتبه را یاری دهد؟ {وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنّهُم فِي الأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لاَ يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمْ الْفَاسِقُونَ} النور: 55 {خداوند به کسانی از شما که ايمان آورده و کارهای شايسته انجام داده اند وعده می ‌دهد که قطعاً آنان را خليفه بر روی زمين قرار خواهد داد، همانگونه که به پيشينيان آنها خلافت روی زمين را بخشيد، و دين و آيينی را که برای آنان پسنديده، پا برجا و ريشه دار خواهد ساخت، و ترسشان را به امنيت و آرامش مبدّل می‌کند، آنچنان که تنها مرا می‌ پرستند و چیزی را شريک من قرار نخواهند داد و کسانی که پس از آن کافر شوند، آنها فاسقانند} و من انتظار یاری و نصرت از علمای دین را ندارم، و چگونه انتظار یاری از آنها را داشته باشم در حاليكه امام صادق (ع) در چندین حدیث تأکید فرموده است، که بسیاری از علماء با زبان و اسلحه به مبارزه با امام مهدی (ع) بر می خيزند. ولی وقتی که زمام امور به دست امام (ع) اُفتد هفتاد تن از بزرگان آنها و سه هزار تن از پیروانشان را به قتل می رساند. و چگونه منتظر یاری از جانب آنها باشم در حاليكه امام صادق (ع) می‌فرماید: خدا اين امر را بوسيله ی کسانی پيروز می گرداند که هيچ نصیب و جايگاهی در دین ندارند و هنگامی که امر ما فرا رسد کسی که امروز بت ها را می پرستد، از ولايتمان خارج می شود؛ و منظور از بت ها همانگونه که امام صادق (ع) می فرمايد: علمای بی عمل هستند. پس در زمان امام صادق (ع) بتهایی وجود نداشت مگر ابو حنیفه و امثال وی. و همچنين ايشان (ع) می فرمايد: (اگر قائم (ع) خروج کند کسانی که گمان ‌برده می شد از منتظران قائم (ع) هستند از اين امر خارج می شوند و کسانی شبیه خورشید و ماه پرستان وارد اين امر می شوند.) غيبت شیخ نعمانی ص172.و آن کسانی که قائم (ع) را یاری نمی‌ دهند علمای بی عمل هستند، با اينکه مردم از آنها توقع یاری قائم(ع) را دارند. و چگونه از آنها توقع یاری داشته باشم، و ائمه در احادیث روشن ساختند که علت تفرقه امت همين علماء هستند. از امیر مؤمنان (ع) نقل شده: (ای مالک بن ضمره حال تو چگونه است زمانيکه شیعیان دچار اختلاف می شوند به اين صورت، و انگشتان دو دستش را داخل هم کرد. گفتم: یا امیر مؤمنان خیری در آن زمان نیست، ايشان فرمود: همه ی خیر در آن زمان است، قائم ما قیام می کند و هفتاد تَن از آنانی که به خدا و پیغمبرش دروغ می بستند را به قتل می رساند سپس خدا مردم را بر یک دین جمع می کند).غیبت شیخ نعمانی.به خدا و رسول خدا دروغ می بندند یعنی علمای بی عمل.


در روایتی در روایتی از امام صادق (ع) می فرماید: (آمدن اين امر[(ظهور مهدی (ع)] ممکن نیست در حالیکه فلک نچرخد تا جایی که می‌گویند از دنیا رفته یا به هلاکت رسیده است، و بعضی می گویند: به کدام بیابانی رفته است. گفتم: چرخش فلک چیست؟ ايشان فرمودند: اختلاف میان شیعیان).بحار الأنوار ج52 ص288.
و اين سخنی است که بعضی از علمای شیعه امروز می گویند که پایانی برای غیبت کبری وجود ندارد، و هيچ کس هرگز امام عصر (ع) را نمی‌ بیند. و در حقیقت آنها خواهان ظهور و سپس قيامش نمی‌ باشند، زیرا که ظهورش به معنای پایان مرجعیتشان می ‌باشد، همان مرجعيتی که شیعیان را به اختلاف کشانده و بين آنها جدايی افکنده و آنان را پراکنده نموده است. در روایتی از اهل بيت اينچنين آمده است: (اگر قائم (ع) قیام کند به طرف کوفه رهسپار می شود، پس از آن چند هزار نفر که به آنها بتریه می گویند (بتریه کسانی هستند که اعتقاد دارند حضرت مهدی (ع) فرزندی ندارد) با سلاح از کوفه خارج می شوند و می‌گویند: از همانجا که آمدی برگرد ما به فرزندان فاطمه نیازی نداریم. سپس قائم (ع) با شمشیر همه ی آنها را به قتل می ‌رساند و وارد کوفه می‌شود و هر منافق را می‌کُشد و کاخهایش را ویران می‌سازد، و همه ی مبارزین را هلاک می کند، تا اينکه خداوند متعال راضی شود).کتاب ارشاد شيخ مفید.و از امام باقر (ع) روايت شده است: (حضرت قائم(ع) وارد کوفه می‌شود در حاليکه سه پرچم (حزب) در آن وجود دارد که با هم به منازعه مشغولند، و اين به سود امام (ع) تمام می شود و وارد می ‌شود تا اينکه روی منبر می ‌رود و سخنرانی می‌کند...).کتاب ارشاد شيخ مفید ص354. و در روايتی ديگر از ايشان (ع) وارد شده است: (ای جماعتِ شیعه، به هم آمیخته می‌شوید مانند آميخته شدن سرمه در چشم، برای اينکه صاحب سرمه می‌ داند که چه وقت سرمه را به چشم می گذارد ولی نمی ‌داند که سرمه چه وقت از چشمش پاک می شود، پس صبح هنگام کسی از شما خود را داخل شريعت ما می بيند و آنروز را به غروب می رساند در حاليکه از ولايت ما خارج شده است و يا اينکه غروب همراه ما باشد و صبح هنگام از دین و شریعت ما خارج می‌شود). بحار‌الأنوار ج52 ص101، غیبت شیخ نعمانی ص110. و چگونه از آنها توقع ياری داشته باشم، در حاليكه پیامبر خدا (ص) می فرمايند: (زمانی بر امتم می آید که از قرآن باقی نمی ماند مگر ظاهرش و از اسلام باقی نمی ماند مگر اسمش. خود را به آن می‌ نامند در حاليکه دورترین کسان از آنند. مسجدهای آنان آباد است ولی خبری از هدایت در آن نيست. فقهای آن زمان شرورترین فقهای روی زمين هستند، فتنه از آنها خارج می شود و به خودشان نيز باز می گردد).بحارالأنوار ج52 ص190.و پیامبر خدا (ص) در شب معراج از پروردگار عالم اينچنين نقل می کند: (... گفتم پروردگارا زمان خروج قائم (ع) چه وقت می باشد؟ پروردگار عز و جل به من وحی فرمود: آن زمان که علم از ميان مردم برداشته شود و جهل ظاهر شود و دانش اندوختگان زیاد شوند و عمل کنندگان اندک شوند. و بی حرمتی زياد و فقهای هدایت کننده اندک و فقهای گمراهی و خائن و شاعران زیاد شوند. و امتت قبرهایشان را مسجد قرار می دهند، و قرآنها پر زرق و برق می شوند و مساجد زينت داده شده و ظلم زياد می شود).بحار الأنوار ج278 -271:52.

و ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان است
ستایش خاص خدا است که مالک سلطنت و روان کننده کشتی (وجود) و مُسَخِر کننده ى بادها و شکافنده ى سپیده صبح، و حکمفرمای روز جزا و پروردگار جهانیان است. ستایش خدایى را است که از ترس او آسمان و ساکنانش غرش کنند و زمین و آباد کنندگانش بر خود بلرزند و دریاها و آنانکه در قعر آنها شناورى کنند به جنبش و موج در آید. و ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان است، ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان است، ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان است.و به هر حال‌ ای اهل عراق، پدرم مرا به سوی همه ساکنين زمين فرستاده است و از شما و اُم القُری يعنی نجف آغاز کرده است و من مؤيد به جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و همچنين مؤيد به ملکوت آسمانها هستم و عده ی زیادی که به من ايمان به حق آورند، بدلیل ايمانشان به حق، حجاب از جلوی چشمانشان کنار رفت و امروز چشمانشان بينا (به حقيقت) گشت. بعضی از آنها می‌ بینند آنچه را که دیگران نمی ‌بینند، و می‌ شنوند آنچه را که دیگران نمی‌ شنوند. و چه نشانه ای بزرگتر از اين نشانه؟ {وَلَوْ فَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَاباً مِنْالسَّمَاءِفَظَلُّوا فِيهِ يَعرُجُونَ* لَقالُوَا إِنَّمَا سُكِّرَتْأَبْصَارُنَا بَلْنَحْنُقوْمٌمَسْحُورُونَ} الحجر:15-14{و اگر دری از آسمان به روی آنان بگشاييم، تا آنها پيوسته در آن بالا روند * باز می‌گويند: ما را چشم بندی کرده اند، بلکه ما (سر تا پا) سحر شده ايم} و اما رؤیاهای صادقه: هر چند وقت يکبار عده ‌ای، از اُستانهای مختلف می آيند که بعضی از آنها دور از نجف می‌ باشند که بسیاری از آنها در رؤیا دیده اند آنچه را که اين دعوت حق را تأیید می‌کند، و اگر یک یا دو رؤیا بود، راهی برای دشمنان آل محمد در رد کردن آنها می بود، ولی اينها با صدها بلکه هزاران رؤیای صادقه که در بیشتر آنها یکی از معصومین وجود دارد چه می خواهند بکنند؟ و حال اينکه در احاديث معصومين آمده است: کسی که ما را ببیند به تحقيق خودِ ما را ديده است، زيرا شیطان نمی تواند به صورت ما ظاهر شود. و برای اين قوم ستمکار دليلی باقی نمی‌ ماند مگر اينکه بگویند رؤیای صادقه حجت نیست. و حال اينکه رؤيا يک جزء از چهل جزء نبوت است، و رسول الله و ائمه به آن اهمیت داده اند و به شنیدن آن و تأویل آن نهایت همت را داشته اند، و با توجه به اینکه نبوتِ بعضی از پیامبران بیشترشان از طريق رؤیا بود، مانند نبوت دانیال (ع). و با توجه به اینکه نرگس مادر امام مهدی (ع) به عراق آمد تا با امام حسن عسکری (ع) ازدواج کند، زیرا که رؤیای صادقه دیده بود، و خودش را به خطر انداخت و اسیر شد در حاليکه وی نوه ی قیصر روم بود. و با اينکه وهب نصرانی امام حسین (ع) را یاری داد، زیرا که عیسی (ع) را در خواب دیده بود. و با اينکه نجیب بنی امیه (خالد بن سعید بن العاص اموی) ایمان آورد و مسلمان شد، به حجیت رؤیایی که در آن پیامبررا ديد؛ و اين ظالمان و جاهلان رؤیا را کاملاً بدون اندیشه و تدبیر رد کردند. و به حق به شما می‌گویم، آنچه که امروز برای مردم رخ می ‌دهد وحی عظیمی از طريق رؤیا می‌ باشد، ولی
بیشتر مردم به نعمت خدایشان کافرند و بیشتر مردم شکرگزار نیستند. {ذَلِكَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ عَلَيْنَا وَ عَلَى النَّاسِ وَ لَكِنَّ أَكثَرَ النَّاسِ لاَ يَشْكُرُونَ} يوسف:38{اين از فضل
.{ خدا بر ما و بر مردم است، ولی بيشتر مردم شکرگزاری نمی‌ کنند


و ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان است

و بسیاری، را از امور غیبی با خبر ساختم که بعضی از آنها حوادثی مهم و مربوط به آينده بودند، که محقق شدند، مانند بيعت شکنی کسانی که در آغاز دعوت بیعت کرده بودند، و بيعت شکنی کسانی که امسال با من بيعت کردند؛ و از جمله آن، پایان حکومت فرزندان حرام زاده، صدام و سربازان پلیدش بود، و امور زیاد ديگری که در اين مختصر نمی گُنجد. در مورد اين اخبارات غيبی از کسانی که با من ارتباط دارند و مرا می شناسند سؤال کنيد، بلکه بپرسید از معجزاتی که با چشم یا با بصیرت آنرا ديده اند. شما را به خدا سوگند می دهم ملکوت آسمان ها در دست چه کسی است؟! خدا يا شيطان لعنت خدا بر او باد؟!! پس اگر گفتيد که اين امور سحر و جادوست یا از جن می باشد اين گفته ی شما به معنای اين است که می گویيد ملکوت آسمانها و زمین در دست شیطان خدا او را لعنت کند است و لعنت خدا بر کسی باد که اين گفته ی بی خردانه و جاهلانه را بگويد و بر آن اصرار ورزد و توبه نکند. و امروز من از شما یاری می ‌طلبم همانگونه که جدم حسین (ع) از شما یاری خواست. آیا یاری دهنده ‌ای هست که ما را یاری دهد؟ و اگر عهد شکنی کنید و به ما خيانت نمایید، قبلاً نیز پدرانتان همین کار را کرده اند و پدرم صبر کرد و من نیز صبر می‌کنم، تا اينکه خداوند رحمان به من اِذن خروج دهد، همانگونه که سالِ گذشته صبر کردم، زمانيکه مرا مانند مسلم بن عقیل تنها گذاشتند، نه یاری و نه یاوری مگر تعدادی اندک. و مُرتد شدن بیشترشان به خاطر ترس از شر طغیانگر زمان، صدام خدا لعنتش کند و رفتن به دنبال دنیای فانی بود، و خداوند متعال مرا علی رغم همه ی تلاشی که نیروهای کافر صدام برای دستگيری ام داشتند از شر طغانگرِ زمان نجات داد. و هر کس که اين دعوت حق را تکذیب کند پس ببيند اين منم در ميان شما و اينها دهها نفر از مؤمنان می باشند، که پرده از مقابل ديدگانشان برداشته شده و در ملکوت آسمانها می ‌نگرند، و صدها رؤیای صادقه و شاید هم بیشتر ديده شده است، که امام مهدی (ع) یا یکی از ائمه یا حضرت زهرا علیها السلام یا پیامبر گرامی را ديده اند که آنها را به قبول اين دعوت الهی ارشاد کرده اند. و من برای مباهله آماده می‌ باشم بلکه از همه ی فرقه ها، اعم از شیعه و سنی و علمای مسیح و یهود طلب هماورد می کنم، تا ثابت کنم که من نسبت به مسلمانان فرستاده ای از طرف مهدی (ع)، و نسبت به مسیحیان از طرف عیسی (ع)، و نسبت به یهود از طرف ایلیا (ع) آمده ام، و برای مناظره با اصحاب همه ی اديان هر یک با کتابش آماده ام. و من اين بنده ی مسکین و جاهل در مقابل پروردگار، داناتر از همه ی آنها به قرآن و انجیل و تورات و همچنين به مواضع تحریف هستم، با آن علمی که خداوند تبارک و تعالی به من عطاء فرموده است، بلکه هيچ کدام از آنها قدرت پاسخ به اين علمی که خدا از علم وآگاهی اش به من داده است را ندارد، و یقین دارم، کسی که حق طلب باشد هدايت می شود، و اما کسی که بخاطر طلب اين دنیای چرک آلود، حق را قبول نکند و کفر ورزد، من در همان مجلس با وی مباهله می کنم تا کسی که زنده می ماند با دلیلی آشکار زندگی کند، و کسی که می ‌میرد با اتمام حجت و دلیلی آشکار بمیرد. و هر کس که بخاطر حق طلبی اش مرا قبول کند نجات يافته و در دنیا و آخرت سعادتمند گشته است، و کسی که مرا رد کند حق را رد کرده و دنیا و آخرت را با هم از دست داده است. و به همین زودی آگاه خواهید شد که چه گناهی مرتکب شده اید و چه حرمتی از حرمتهای الهی را شکسته ايد، ولی در آن وقت پشيمانی ديگر سودی ندارد. من به زودی از دیار شما هجرت خواهم کرد ‌ای فرزندان قاتلان امام حسین بن علی (ع). پس در گذشته فقهاء و مجتهدانتان، شمر بن ذی الجوشن و شبث بن ربعی امام حسين(ع) را کشتند و پدرانتان به آنها کمک کردند، و امروز اگر می خواستم شمر بن ذی الجوشن و شبث بن ربعیِ بین شما را معرفی می کردم، ولی هیهات مرا با اين قوم احمق که هیچ سخنی را نمی ‌فهمند چه کار؟! ای ظالمان، به دور شدنم از شما و هجرتم از دیارتان خوشحال نشوید، پس طولی نمی‌کشد که با پدرم محمد بن الحسن المهدی (ع) بر خواهم گشت و به شما جز شمشیر و مرگ در زیر سایه ی شمشیر چیزی نشان نخواهد داد. ‌ای کسانی که به کار پدرانتان راضی شدید و از شمر و شبث بن ربعی این زمان (لعنت خدا بر آنها باد) پیروی کردید. ای قاتلان پیامبران و فرزندان پیامبران، پشيمانی در آن هنگام سودی ندارد و چيزی جز از دست دادن دنيا و آخرت به خاطر گناهانی که مرتکب شده ايد، و سخنان باطل و بی اساس و دروغی که گفته ايد، و تهمت و افتراهایی که زده اید در انتظارتان نخواهد بود. و به زودی پدرم خشمناک و اندوهگین به سویتان می آید، به خاطر آنچه که با من انجام دادید، و حرمتم را شکستید. و به زودی در آن هنگام که علم هیچ سودی برای شما ندارد خواهید دانست که بر چه کسی جرأت پیدا کرده بودید و چه حرمت شکنی در حق خدا و محمد و علی (ع) و فرزندانش انجام داده بودید. ای ته ماندگان احزاب فاسد و ای زیر پا گذارندگان کتاب خدا، و ای گروه گنهکار و تحریف کننده گان سخن خدا و قاتلان پیامبران و فرزندان پیامبران، خداوند شما را بر من مسلط نخواهد کرد، همان گونه که گذشتگانتان را بر جدّم حسین (ع) مسلط کرد، اين پایان کار شماست و امروز یوم الله اکبر است. و اين هشداری مانند هشدارهای پیامبران و امامانِ پیشین می باشد. {هَذَا نَذِيرٌ مِّنَ النذُرِ الْأُولَى} النجم: 56 { و اين یکی از حوادث بزرگ الهی و هشداری برای بشرهاست} .{إنهَا لَإِحْدَى الْكُبَر * نَذِيراً لِّلْبَشَرِ} المدّثر:36-35 {كه بى ترديد اين از بزرگ ترين پديده هاست * هشدار دهنده به بشر است} و به زودی به سوی پدرم محمد بن الحسن المهدی (ع) باز می گردم تا به ایشان خبر ‌دهم که چگونه مرا تکذیب کردید، و با بُهتان و سخن باطل هتک حرمتم کردید، و در پایان سعیتان در زندانی کردن و کشتنم بود، نه برای گناهی، بلکه فقط بخاطر اينکه می ‌دانید حقی که من آورده ام برای باطلتان چیزی باقی نمی‌گذارد، در حالیکه شما با کسی که وجود خدا را انکار می‌کند دست به دست می دهید و بر هیچ فعل و گفته‌ او اعتراض نمی کنید: {يَا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبر عَلَيْكُمْ مَقامِي وَتَذْكِيرِي بايَاتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَيَّ وَلاَ تُنظِرُونِ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِي إِلاَّ عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنْ الْمُسْلِمِينَ* فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّيْنَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلاَئِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا باياتِنَا فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبةُ الْمنْذَرِينَ} يونس73- 71 {ای قوم من! اگر مقام و تذکرات من نسبت به آيات الهی بر شما سنگين است (هر کار از دستتان ساخته است انجام دهيد) من بر خدا توکل کرده ام* پس فکر خود، و قدرت شريکانتان را جمع کنيد، و هيچ چيز بر شما مستور نماند (تمام جوانب کارتان را بنگريد) سپس به حيات من پايان دهيد و مهلتم ندهيد! (امّا توانايی نداريد) و اگر (از قبول دعوتم روی بگردانيد) کار نادرستی کرده ايد، چه اينکه من از شما مُزدی نمی ‌خواهم، مُزد من تنها بر عهده ی خداست، و من مأمورم که از مسلمين (تسليم شدگان در برابر فرمان خدا) باشم. * اما آنها او را تکذيب کردند، و ما، او و کسانی را که با او در کشتی بودند، نجات داديم، و آنان را خلفای زمين و جانشينان کفار قرار داديم، و کسانی که نشانه های ما را تکذيب کردند را غرق نموديم. پس ببين عاقبت کار کسانی که انذار شدند (و
{به انذار الهی اهميت ندادند) چگونه بود

و ستايش خدايى را كه پروردگار جهانيان است


بقية آل محمد علیهم السلام
رکن الشدید امام احمد الحسن ع
وصی و فرستاده ى امام مهدی ع
برای همه ى مردم
مؤید به جبرائیل، مسدد به میکائیل، منصور به اسرافیل
( فرزندانى كه بعضى از آنان از نسل بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست)
نجف اشرف 28/شوال /1424 هـ.ق
1382 هـ. ش
#63781
خطاب توصیه به طلاب حوزه های علمیه و به تمام حقیقت جویان

بسم الله الرحمن الرحیم

و حمد و سپاس خدا بر امتحانات و فراوانی نعمتهایش

و آنگاه كه گروهى از ايشان گفتند براى چه قومى را كه خدا هلاك‏ كننده ايشان است‏ يا آنان را به عذابى سخت عذاب خواهد كرد پند میدهيد گفتند تا معذرتى پيش پروردگارتان باشد و شايد كه آنان پرهيزگارى كنند * پس هنگامى كه آنچه را بدان تذكر داده شده بودند از ياد بردند كسانى را كه از [كار] بد باز می‏داشتند نجات داديم و كسانى را كه ستم كردند به سزاى آنكه نافرمانى می‏كردند به عذابى شديد گرفتار كرديم - سوره اعراف 164-165

خطاب به طلبه های حوزه های علمیه نجف اشرف و قم و کلیه نقاط بر روی زمین. با خود منصف باشید و قلب هایتان را به حکمت معطوف سازید، و سخنان مرا با انصاف تدبیر کنید و صله رحم محمد (ص) را قطع نکنید زیرا که به عرش الهی متصل است و میگوید: خداوندا هر که با من وصلت نمود با او وصلت کن، و هر که با من قطع رابطه کرد با او قطع رابطه کن . به کدام یک از ثقلین هدایت تمسک جسته اید ؟ به قرآن یا به عترت؟ آیا از خود پرسیده اید؟ اما قرآن ، شما آن را پشت سر خود نهادید و آن را سبک ترین امور در میزان خود قرار دادید. اما عترت ، حکمت یمانی و روایات ربانی، آنها را مانند غباری که هوا آن را پراکنده میکند ، آنها را پراکنده کردید و هر آنچه موافق هوای نفسانی شما بود پذیرفتید و هر آنچه مخالف هوای نفسانی شما بود ، هر چند که به حد تواتر رسید ، را رد کردید میگوئید، روایاتی که مرا توصیف کرده اند حجت نیستند و وصیت رسول الله (ص) به ائمه (ع) و به من و مهدیین حجت نیست و معرفت قرآن و راه های آسمانی حجت نیستند پس رسول اکرم (ص) و قرآن و عترت (ع) در میزان شما چقدر سبک هستند و در عقل های شما چقدر بی اهمیت می باشند و حق را به شما میگویم: در تورات نوشته شده است که بر من با تمام وجودت توکل کن و بر فهمت اعتماد نکن، به هر طریقی مرا بشناس و من راه تو را روشن می سازم ، خود را حکیم حساب نکن. به من احترام بگذار و با سخنان ام خود را ادب کن و در قرآن : شما میگوئید که شهادت دو نفر عادل را قبول داریم و این خدا است که برای من شهادت میدهد و محمد (ص) نیز شهادت میدهد و علی (ع) نیز برای من شهادت میدهد و فاطمه الزهرا (س) شهادت میدهد و حسن(ع) شهادت میدهد و حسین (ع) برای من شهادت میدهد و علی بن الحسن و محمد و جعفر و موسی و علی و محمد و علی و حسن و محمد علیهم السلام به وسیله صدهارویای صادقه که مومنان رویت کرده اند شهادت میدهند آیا شهادت آنها و سخن آنها را ونصیحت های آنان را قبول ندارید؟ آیا به شما خبر نداده اند که برای صاحب حق جمع میشوند هنگامی که آمد؟ و فرمودند (ع) : اگر دیدید که بر مردی جمع شده ایم با تمام سلاحتان ( با آنچه در توان دارید) به سوی ما بشتابید – غیبت نعمانی ص 197 میگوئید که شیطان (لع) مثل حضرت محمد ظاهر میشود ، همانا سخن بسیار زشتی و منکر بر زیان آوردید {واقعا چیز زشتی بر زبان آوردید* چیزی نمانده است که آسمانها از این سخن بشکافند و زمین چاک خورد و کوهها به شدت فرو ریزند} – مریم:89-90 در حالیکه خداوند میفرماید:{ و شیطانها آنرا فرود نیاورده اند و آنها را سزاوار نیست و نمی توانند وحی کنند} الشعرا : 210-211
پس اگر شیطان (لع) نمیتواند حتی حرفی از قرآن به زبان خود بیاورد پس چه گونه به صورت محمد (ص) ظاهر می شود؟ در صورتیکه محمد (ص) کل قرآن است
{بگو فرمانروایی هر چیزی به دست کیست و اگر میدانید کیست آنکه او پناه میدهد و در پناه کسی نمیرود.} المومنون:88 ، ملکوت آسمانها و زمین به دست چه کسی است؟ به خدا که انصاف پیشه نکردید وقتی که ملکوت آسمانها را بدست شیطان سپردید و حرمت رسول الله (ص) را ارج ننهادید و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
مردم را مسخره میکنید و به آنها میگویید : آیا رسول الله (ص) را دیده اید که در رویا او را بشناسید؟ خدا پاک و منزه است از آنچه که میگویید. آیا در زمان امام صادق (ع) کسی رسول خدا (ص) را دیده که امام صادق (ع) میفرماید : هرکس بخواهد رسول الله را در رویا ببیند ، اینچنین و اینچنین عمل کند؟ و روایات زیادی در این مورد وجود دارند و برای اطلاع بیشتر به کتب دارالسلام و به دیگر کتب حدیث مراجعه نمایید. میگوئید رویا فقط برای صاحبش حجت است و شهادت انسان مومن با عدل را رد میکنید. کسی که رسول الله را در ملکوت آسمانها دیده و شنیده و به او خبر حق را داده است. پس چگونه شهادت وی را درباره آنچه که در این دنیای مادی شنیدید و دیده اید را قبول میکنید؟ { در این صورت این تقسیم نادرستی است} النجم : 22 . در حدیث نقل شده از امام حسن عسکری (ع) بعد از اینکه فضل بن حارث در خواب او را دیده و بین آنها سخنانی رد و بدل شده بود ، امام (ع) فرمودند : ( کلام و سخن ما در خواب مانند کلام ما در بیداری است) سفینه البحار جلد10ص199 آیا رسول اکرم(ص) ایمان خالد بن سعید اموی را قبول نکرد چون رویا دیده است؟ آیا رسول الله رویای مرد یهودی را که در رویا حضرت موسی بن عمران (ع) را دیده و به او فرموده که حضرت محمد (ص) حق است را قبول نکرد؟ آیا امام رضا (ع) ایمان واقفیان را قبول نکرد؟ چونکه در رویا دیده بودند که وی بر حق است؟ آیا امام حسین (ع) ایمان وهب نصرانی را قبول نکرد؟ چونکه رویا دیده است؟ آیا حضرت نرجس مادر امام مهدی (ع) به واسطه دیدن یک رویا نزد امام حسن عسکری (ع) نیامد؟ آیا و آیا و آیا ... انا لله و انا الیه راجعون دنیا در میزان و ترازوی شما چقدر سنگین و با ارزش و ملکوت آسمانها در هوای نفسانی و نظر شما چقدر سبک است؟ احوال امت هایی که قبل از شما با انبیاء (ع) بودند را مطالعه کنید و با خود منصف گردید و با قلبهایتان به حکمت معطوف شوید

شما را نصیحت میکنم و به شما هشدار میدهم و صفحه ی امام حسین (ع) را جهت نصیحت شما مجددا می گشایم شاید بین شما عاقلی باشد که به حواس کامل خود باز گردد و خود را از ورود به جهنم نجات دهد حسین (ع) فدای عرش خداوند سبحان تعالی است و اگر خون حسین (ع) نبود دین الهی در آخر الزمان باقی نمی ماند و دولت عدل الهی از محقق شدن دور می شد امام حسین (ع) نشان داد که دین الهی بدون ریختن خون مقدسش استقامت نمی کند. اگر خون حسین (ع) در کربلا جاری نمی شد تلاش و کوشش انبیاء بر زمین و تلاش پیامبر اسلام (ص) و امام علی (ع) و حضرت فاطمه الزهرا (ع) و حسن (ع) به هدر می رفت و بقیه ائمه معصومیت از فرزندان حسین (ع) نمی توانستند قاعده ی دین الهی و ولایت الهی و حاکمیت خداوند سبحان تعالی را نهادینه کنند امام حسین (ع) در کربلا با تمام شیوه های خبیثانه شیطان مواجه شد. امام حسین (ع) با حاکمانی که بر امت اسلامی مسلط شده بودند و حاکمیت خدا را نقض کردند مواجه شده بود. امام حسین (ع) با علمای بی عمل مواجه شد امثال شریح قاضی ، شبث بن ربعی ، شمر بن ذی الجوشن و غیره که خطرناکترین مهره های جبهه مواجهه بودند ، زیرا که با لباس دین آمده بودند و مردم را گول زده و متوهم ساختند که بر حسین (ع) شمشیر حضرت محمد(ص) را کشیدند و آنهم با ظلم و زور و با دروغ و افتراء به خدا مدعی نمایندگی دین الهی شدند. و او (ع) خبر آنها را داد که شمشیر هایشان را بعد آن سوگندی که یاد کرده بودند کشیدند امام حسین (ع) در کربلا با دنیا و زیورآلات آن روبرو شد و هیچکس دنیا را طلاق نداد و به کاروان نور و حقیقت نپیوست ، مگر تعدادی اندک که به عهد خدا وفا کردند امام حسین (ع) در کربلا با منیت روبرو شد و سوارکار این رویارویی بعد از امام حسین (ع) و بهترین شخص در میدان جنگ و کارزار حضرت عباس بن علی (ع) بود هنگامیکه آب را از دست خود ریخت و به جای آن جرعه ای از قرآن برداشت { هر چند در خودشان احتیاجی مبرم باشد آنها را بر خودشان مقدم میدارند} الحشر : 9 ، و چه تقدیمی بود تقدیم حضرت عباس و چه ایثاری بود ایثار او (ع) ؟ آیا آن ایثار بود یا اینکه امریست که کلمات از بیان آن عاجزند؟ و امام حسین (ع) در کربلا با ابلیس (لع) دشمن قدیمی بنی آدم روبرو شد. کسی که وعده داده بود که همه را از راه مستقیم خارج گمراه کند و وارد جهنم نماید اما امام حسین (ع) و یارانش در این مواجه پیروز شدند اما برای حاکمان ظالم همانا امام حسین (ع) همه آنها را کشت و نابود کرد و باطل بودن حاکمیت مردم را به هر نحو ممکن آشکار و رسوا ساخت ، حال این اتفاق چه بوسیله شوراء ( انتخابات) بین آنها بود و چه با برگزیدن از طرف مردم و امام حسین (ع) آشکار کرد که حاکمیت برای خداوند است زیرا اوست که مالک ملک است و این حق اوست که برای مردم حاکم برگزیند و بر مردم واجب است که بپذیرند. و هر کس انتخاب خدا را رد کند همچون ابلیس است (لع) از درگاه بندگی خداوند رانده می شود. آن زمانیکه بر انتخاب آدم (ع) خلیفه خداوند در زمینش اعتراض کرده و اطاعت و تسلیم در برابر آدم (ع) را رد کرد پس مواظب باشید که ابلیس یا ندایش شما را از راه به در نکند و به بیماری خود (منیت) ، شما را دچار نسازد

{بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى و هر كه را خواهى عزت بخشى و هر كه را خواهى خوار گردانى همه خوبيها به دست توست و تو بر هر چيز توانايى } آل عمران:26


و اما علمای بی عمل ، امام حسین (ع) آنها را رسوا و خار کرد و نقاب مقدس نمایی ظاهری را از صورت های سیاه و پلیدشان برداشت و ایستادگی امام حسین (ع) در کربلا میزان حق و عدل و توحید را روشن ساخت، که هر کس بخواهد از آن در هر زمان استفاده کند تا گمراهی آن صورتهای ممسوخ علمای بی عمل گمراه را از پس آن نقابهای مقدس ظاهری بشناسد
و اما دنیا و زینت های آن ، امام حسین (ع) و یارانش آن را طلاق داده و با کاروان حقیقت و نور الهی همراه شدند. و این میزان دوم است که امام حسین (ع) با خون مقدسش با عمل و نه با سخن آنرا ترسیخ کرد امام حسین (ع) با عملش ثابت کرد که دنیا و آخرت متناقض یکدیگرند و هر دو در قلب انسان جمع نمی شوند. اگر یکی از آنها در قلب جای گرفت دیگری از قلب انسان خارج می شود و اگر انسان به سوی یکی از آنها رفت از دیگری فاصله می گیرد و هر کس خدا و آخرت را بخواهد چاره ای جز طلاق دنیا نخواهد داشت و اما منیت ، کافی است که بگوییم بخشیدن نفس ، آخرین و نهایت بخشش هاست. منیت در کربلا به قتل رسید ، آن هم قتالی عظیم و انسانیت بر منیت در کربلا پیروز شد. پیروزی که میزان الهی با عدل را راسخ نمود که حق هر حق داری را به او میدهد. میزان شهادتی که امام حسین (ع) و یارانش با خون خود به لا اله الا الله شهادت دادند و اما ابلیس ملعون ، امام حسین (ع) در کربلا زنجیر هایی به دست و پای او بست و نیزه ای در سینه اش نهاد که تا کنون از آن مصیبت فجیع که برایش رخ داده ناله سر میدهد و در خون خود می غلتد تا اینکه قائم در مسجد کوفه گردن او را خواهد زد. امام حسین (ع) راه را برای دولت عدل الهی زمینه سازی نمود و گویی سر امام حسین (ع) در کربلا جدا شد تا اینکه قائم از فرزندانش حکومت کند و گویی که امام حسین (ع) فدای دولت عدل الهی و ملک خداوند سبحان تعالی است { و او را در ازای قربانی بزرگی رهانیدیم} الصافات:107 و اینگونه این فدا شدن واضحترین علامتهای راه به سوی خداوند سبحان و تعالی بود و علمای گمراه بی عمل نتوانستند در طول این سالها امام حسین (ع) را کشته یا راه و روش او را منحرف سازند و همچنان او برای هر طالب حق، مانند پرچم به اهتزاز درآمده خواهد ماند و هیچ ترس و واهمه ای بر حسین (ع) از صدای این خران نداریم {مثل کسانیکه عمل به تورات بر آنان بار شد و بدان مکلف گردیدند آنگاه آنرا به کار نبستند همچون مثل خری است که کتابهایی را بر پشت می کشد} الجمعه:5 ، و حق تعالی فرمودند : {که بدترین آواز ها بانگ خران است} لقمان : 19 و در اینجا منظور علمای بی عمل است که با خود عهد بستند امام حسین (ع) را به قتل برسانند و گفتند که امام حسین (ع) حاکمیت مردم را تایید میکند در حالیکه او (ع) برای نقض حاکمیت مردم و اثبات حاکمیت خداوند سبحان و تعالی کشته شد .و با ادعای نمایندگی از امام حسین (ع) و فعلشان گفتند که او (ع) نیز برای آمریکا سر می نهد در حالیکه او هرگز زیر بار ظلم و خواری نرفته و شمشیر خود را تا آخرین لحظه زندگی اش در برابر ظلم و فساد بالا برد. و همچنین گفتند که امام حسین (ع) آزادی و قانون دمکراسی را تائید میکند و در حالیکه امام حسین (ع) بنده خداوند سبحان تعالی است و جز بندگی خداوند سبحان تعالی و انجام اوامر و نهی او چیز دیگری را نمیداند. این علمای بی عمل به حاکمیت خداوند سبحان تعالی کفر کرده و به دموکراسی آمریکا ایمان آورده و آن را آزادی خواندند.و حق را به شما میگویم: این علمای بی عمل که آزادی آمریکا و دموکراسی آن را تائید میکنند آزاده هستند و اگر بندگان خدا بودند، از خدا خجالت می کشیدند. آزادی که امام حسین (ع) و پدران و فرزندان مطهرشان علیهم السلام شناختند ، همان کفر به بندگی طاغوت و ایمان به بندگی خداوند سبحان تعالی است {پس هر کس به طاغوت کفر ورزد و به خدا ایمان آورد به یقین به دستاویزی استوار چنگ زده است} البقره 256 با خود منصف باشید و قلب خود را به حکمت معطوف سازید. در کشتن حسین(ع) شرکت مشارکت نکنید ، سینه نزنید و لباسهای خود را ندرید و اشکهای ریا و زور و بهتان را جاری نسازید و برای امام حسین (ع) عزاداری نکنید تا امام حسین (ع) را دوباره بکشید و آنچه را که انجام نمی دهید را نگویید { ای کسانیکه ایمان آورده اید چرا چیزی میگوئید که انجام نمیدهید نزد خدا ناپسند است که چیزی را بگویید و انجام ندهید} الصف 2-3 اگر میخواهید برای امام حسین (ع) عزاداری کنید روح شما قبل از جسم هایتان باید آنرا دریابد و خون شما قبل از اشکهایتان برای او جاری شود آیا نمیبینید که دنیا پشت کرده و آخرت در حال فرارسیدن است؟ و شریر ترین و فاسد ترین و ظالمترین خلق خدا ، آمریکا و همدستان پلید و کافرشان بر دریا و خشکی تسلط پیدا کرده اند؟ { به سبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشكى و دريا نمودار شده است تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند باشد كه بازگردند} الروم : 41 حرمت اسلام نگه داشته نشد و از هر جهتی با اسلام مبارزه شده است. پس چه چیزی جدیدی باید رخ دهد؟ اگر با صدق و اخلاص نیت به امام حسین (ع) میگوئید ای کاش با شما بودیم و به سربلندی بزرگی میرسیدیم آگاه باشید که اکنون حسین این زمان (ع) به وسیله فرزندش امام مهدی (ع) بین شما ظاهر شده است و شما را می بیند و مراقب اعمالتان است و در بین شما ندا سر میدهد که آیا به ما پشت میکنید و از یاری ما سرباز میزنید؟ خدا ما را بس است و نیکو حمایتگری است. آیا به اتکاء به تقیه و یا به دلیل ترس یا کمی تعداد و سپاه به آل محمد (ص) پشت میکنید؟ آیا طالوت با اندکی یاران و تجهیزات با جالوت با کثرت سربازان و تجهیزاتش جنگ نکرد و آیا حضرت محمد (ص) در جنگ بدر با تجهیزات و تعداد اندکی که در اختیار داشتند جنگ نکردند؟ و خداوند آنان را پیروز نکرد؟ و آیا قرآن در گوشهایتان ندا نمی دهد که : { چه بسا گروهی اندک که بر گروهی بسیار به اذن خدا پیروز شدند و خدا با شکیبایان است} البقره :249 ای کسانیکه از یاری امام مهدی (ع) شانه خالی میکنید آیا منتظر پیوستن به لشکر سفیانی (لع) وارث یزید بن معاویه (لع) بعد از پیوستن به دجال بزرگ آمریکا هستید؟ { پس شما را به آتش جهنم بشارت باد که سوخت آن مردم و سنگها اس که برای کافران مهیا شده است} البقره:24 چه پاسخی خواهید گفت؟ میگوئید برای امام حسین (ع) گریه کردیم و سینه زدیم؟ امام حسین (ع) اینگونه جواب شما را خواهد داد: ( شما از کسانی هستید که در ریختن خونم شریک بودید زیرا با فرزندم مهدی (ع) جنگ کردید) سپس چه چیز دیگری؟ پس جواب به شما : خداوند امتی را که آن مصیبت را شنید و به آن راضی شد را لعنت کند پس هر عاقلی به خود بیاید زیرا که فرصتها مانند ابرگذرا هستند اگر طالب حق هستید امام حسین (ع) را در این زمان یاری دهید و نهراسید. { و اگر مومن هستید سستی نکنید و غمگین نشوید که شما برترید} آل عمران:39 از کسی که جسد را از بین میبرد نترسید ولیکن از کسی که میتواند روح و جسم را با هم در جهنم به هلاکت برساند بترسید. و اگر نیت شما این است که با امام حسین (ع) در این زمان پیمان شکنی کنید و اگر ظلم به خود را برگزینید به شما هشدار میدهم و شما را بر حذر میدارم از عذاب خداوند سبحان تعالی در دنیا و آخرت و هیچ عذر و بهانه ای برای شما باقی نخواهد ماند و من ، و از شر منیت به خدا سبحان تعالی پناه میبرم ، برای زود فرارسیدن عذاب و نازل شدن آن دعا نمیکنم هر چند عذاب را میبینم که به شما نزدیک شده و بر شما سایه افکنده است و صبر خواهم کرد حتی اگر خداوند هزار سال هم بخواهد تا اینکه وقت امری که انجام شدنی است فرا رسد و از شما نزد خداوند متعال شکایت نمیکنم بلکه شکایت شما را جَدّم رسول الله (ص) خواهد کرد زیرا که او به من وصیت کرده و نام و نسبم و صفاتم را ذکر کرده است و شکایت شما را پدران ائمه (ع) من خواهند کرد زیرا که آنها اسم و نسب و صفات و مسکن من را ذکر نمودند و خون حسین (ع) که در کربلا و به خاطر خدا و برای پدرم (ع) و خودم بر زمین جاری شد از شما شکایت خواهد کرد. و حضرت اشعیا و ارمیا و دانیال و عیسی و یوحنا از شما شکایت خواهند کرد زیرا که آنها امر مرا در سالهای طولانی گذشته برای همه ی مردم زمین روشن ساختند و تورات و انجیل و قرآن که در آن ذکر شده ام از شما شکایت خواهند کرد. پس با وجود همه ی این دلایل باز مرا انکار میکنید و مرا یاری نمی دهید؟ زندگی و نجات شما را خواستارم ، پس در پرورش خودتان مرا یاری دهید. خوشا به حال کسی که نفس خود را در راه خدا قربانی کند ، خوشا به حال کسی که از گردنه ی صعب العبور بگذرد ، خوشا به حال کسی که بوسیله من پایش نلغزد ، خوشا به حال غریبان دیوانه نزد اهل زمین، عاقلان نزد اهل آسمان و من ، و از شر منیت به درگاه خدا پنام می برم ، بنده فقیر مسکین بینوا در میان دستان خداوند ، هر عاقلی که طالب حقیقت است را دعوت میکنم تا تبری به دست گرفته همانگونه که ابراهیم (ع) به دست گرفت و همه بتهایی را که به غیر از خداوند مورد پرستش قرار میگیرند را نابود سازد ، از جمله بت موجود در میان انسان که منیت است و بسیار ذکر خداوند به یاد آورده شود و بدان هرچند زیاد به ذکر خدا باشی از غافلین به حساب نخواهی آمد تا اینکه از ولی خدا پیروی کنی و از سجده کنندگان خواهی و کمترین توجه را به دنیا خواهی داشت و بدان هرچقدر که زهد پیشه کنی بازهم حریص خواهی بود تا اینکه از گردنه بگذری و خود را از آتش دنیا و آخرت نجات دهی.{ نخواست از گردنه بالا ورد* و تو چه دانی که آن گردنه چیست}البلد : 11-12 ابان بن تغلب از امام صادق (ع) روایت میکند که به وی عرض کردم فدایت شوم معنی { نخواست از گردنه بالا رود} چیست؟ فرمودند: هر کس بوسیله ولایت ما، خداوند او را تکریم کرده باشد از گردنه سالم میگذرد و آن گردنه ما هستیم که هر کس از آن گذشت نجات پیدا کرده است و سپس بعد از سکوت فرمود: آیا چیزی به تو بیاموزم که برایت بهتر از دنیا است و آخرت در آن باشد؟ گفتم: آری فدایت شوم ایشان (ع) فرمودند : خداوند میفرمایند{آزاد کردن گردن خویش} ، سپس فرمودند: همه مردم بندگان آتش اند، غیز از تو و یارانت ، زیرا که خداوند شما را بوسیله ولایت ما از آتش نجات بخشیده است – کافی جلد یک

و حضرت عیسی (ع) می فرماید : خوشا به حال کسی که به وسیله من نلغزد. خود را میان دستان خداوند فنا کن تا امروز و فردا پیروز گردی و به شرابی نایل شوی که بعد از نوشیدن آن تشنه نخواهی شد.{ و ما تو را کوثر بخشیدیم* پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن} الکوثر1-2 امام رضا (ع) فرمودند : از پدرم امام موسی بن جعفر (ع) شنیدم که میفرمود: از پدرم امام جعفر (ع) شنیدم که میفرمود: از پدرم امام محمد باقر (ع) شنیدم که میفرمود: از پدرم امام علی بن حسین (ع) شنیدم که میفرمود: از پدرم امام حسین (ع) شنیدم که میفرمود: از پدرم امیر المومنین علی(ع) شنیدم که میفرمود: شنیدم که رسول الله (ص) میفرمود: شنیدم که خداوند متعال میفرمایند: کلمه "لا اله الا الله" دژ مستحکم من است ، هر کس وارد آن شود از عذاب من در امان خواهد بود ولی به شرط و شروط آن. و ایشان (ع) فرمود: و من از شرایط آن هستم. – عیون اخبار الرضا ص 145 و به حق به شما میگویم که من از شرایط آن هستم. به نام امام مهدی (ع) به سوی شما آمده ام و به دنبال خواسته خویش نیستم بلکه خواسته کسی را خواستارم که مرا فرستاده است و عظمت خود را خواستار نیستم بلکه عظمت او را خواستارم و هر کس مرا نپذیزد کسی که مرا فرستاده نپذیرفته است. و بدرستیکه که هر کس به فرزند احترام نگذارد به پدری که او را فرستاده احترام نگذاشته است. پدرم امام مهدی (ع) مرا امر به گفتن این جملات کرده است : من سنگی بودم در دستان امیرالمومنین حضرت علی بن ابی طالب (ع) که روزی آن را جهت هدایت کشتی نوح انداخت و یک بار برای نجات حضرت ابراهیم (ع) از آتش نمرود و بار دیگر برای نجات حضرت یونس (ع) از شکم نهنگ و بوسیله آن با حضرت موسی (ع) سخن گفت و آن را عصایی برای شکافتن دریا و آن را سپر حضرت داوود (ع) قرار داده ، و در روز احد آنرا به عنوان سپر برای خود به کار برد و در صفین آنرا بر دستش بست.کسی که گوش دارد بشنود : این جنبنده ی زمین است که با مردم سخن میگوید و این حضرت علی ابن ابی طالب (ع) است که می بایست بیاید. { و چون قول عذاب بر ایشان واجب گردد جنبنده ای را از زمین برای آنان بیرون می آوریم که به ایشان سخن گوید که مردم چنانکه باید به نشانه های ما یقین نداشتند} النمل:82

خداوندا تو خود نیز شاهد باش که من رسالتم را ابلاغ کردم
خداوندا تو خود نیز شاهد باش که من رسالتم را ابلاغ کردم
خداوندا تو خود نیز شاهد باش که من رسالتم را ابلاغ کردم

بسم الله الرحمن الرحیم
الف ، لام ، میم ، صاد * کتابی است که به سوی تو فرو فرستاده شده است پس نباید در سینه تو از ناحیه آن تنگی باشد تا به وسیله آن هشدار دهی و برای مومنان پندی باشد* آنچه را از جانب پروردگارتان به سوی شما فروفرستاده شد است پیروی کنید و جز او از معبودان [دیگر] پیروی مکنید. چه اندک پند میگیرید* و چه بسیار شهرها که مردم آن را به هلاکت رسانیدیم و در حالیکه به خواب شبانگاهی رفته یا نیمروز غنوده بودند عذاب ما به آنها رسید ؟؟ و هنگامی که عذاب ما بر آنان آمد سخنانشان جز این نبود که گفتند: " به راستی ما ستمکار بوده ایم * پس قطعا از کسانیکه پیامبران به سوی آنان فرستاده شده اند خواهیم پرسید و قطعا از خود فرستادگان نیز خواهیم پرسید* و از روی دانش به آنان گزارش خواهیم داد و ما [ از احوال آنان] غایب نبوده ایم* و در آنروز سنجش اعمال درست است پس هر کس میزانهای عمل او گران باشد آنان خود رستگارانند* و هرکس میزانهای عمل او سبک باشد پس آنانند که به خود زیان زده اند چرا که به آیات ما ستم کرده اند و قطعا شما را در زمین قدرت دادیم ، و برای شما در آن وسائل معشیت نهادیم ، [ اما] چه کم سپاسگذاری میکنید* و در حقیقت شما را خلق کردیم سپس به ورتگری شما پرداختیم آنگاه به فرشتگان گفتیم برای آدم سجده کنید پس همه سجده کردند جز ابلیس که از سجده کنندگان نبود* فرمود چون تو را به سجده امر کردم چه چیز تو را بازداشت از اینکه سجده کنی گفت : من از او بهترم مرا از آتش آفریدی و او را از گل آفریدی فرمود: از آن مقام فرو شو تو را نرسد که در آن جایگاه تکبر نمایی پس بیرون شو که تو از خوارشدگانی گفت: مرا تا روزی که مردم برانگیخته خواهند شد مهلت ده* فرمود تو از مهلت یافتگانی* پس به سبب آنکه مرا به بیراهه افکندی من هم برای فریفتن آنان حتما بر سر راه راست خواهم نشست* آنگاه از پیش و رو و از پشت سرشان و از طرف راست و چپشان بر آنها میتازم و بیشترشان را شکرگزار نخواهی یافت* فرمود: نکوهیده و رانده از آن مقام بیرون شو که در قطعا هر که از آنان از تو پیروی کند جهنم را از همه شما پر خواهم کرد - الاعراف 1-18

صدق الله العلی العظیم
والحمدلله رب العالمین
#63782
خطبه حج

بسم الله الرحمن الرحیم
و الحمد لله رب العالمين
و صلى الله على محمد و آلِ محمد الأئمة و المهديين و سلم تسليما


خداوند متعال می فرماید: {وَكذَلك مَكنا لِيُوسُفَ في الأَرْضِ يَتبوأُ منهَا حَيْثُ يَشَاءُ نصِيبُ برحْمَتِنا مَن نشَاء وَلاَ نضِيع أَجْرَ المحْسِنين* وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ خَير لِّلَّذِين آمنواْ وَ كآنواْ يَتقُون} يوسف: 57- 56 {و اينگونه ما به يوسف در سرزمين قدرت داديم، كه هر جا مى‏ خواست در آن منزلمى گزيد ما رحمت خود را به هر كس بخواهيم مى
{بخشيم و پاداش نيكوكاران را ضايع نمى كنيم * اما پاداش آخرت، براى كسانى كه ايمان آورده وپرهيزگارى داشتند بهتر است


اى مؤمنان، از خداوندى كه بر همه چيز قادر و تواناست بترسيد و از كسى كه بر هيچ چيزى قادر و توانا نيست، نترسيد،زیرا او بر هيچ چيزى توانا نيست مگر به حول و قدرت و اراده ى خداوند سبحان. شما در اين دنيا رهگذر هستيد، و هر رهگذرى را ناگزیر از مقصد و پايانى ست. پس برحذر باشيد که مقصد و پايان کار شما آتش نباشد، و تلاش كنيد كه عاقبت کار شما ورود به بهشت باشد و بر هر عاقلى واجب است كه راهی را پيدا كند كه او را به سلامتى به سر منزل مقصود سوق دهد؛ زیرا بعد از تمام شدن زمان و ره توشه، دیگر پشيمانى سودى ندارد. و شما اى مؤمنانِ حقيقى، بعد از آنكه از خداوند دانستید و نه از احمد الحسن، كه شما بر صراط مستقيم و راه راست در حركت هستيد و متدين به دين حقّى هستيد كه خداوندِ سبحان آنرا مى خواهد و شما را براى آن خلق كرده؛ براى آن حقى كه شما آنرا شناخته ايد، عمل كنيد و عمل كنيد و عمل كنيد تا وقتی كه نفس قطع شود، زيرا كه نجات شما در عمل كردن است و هيچ خيرى در كسى كه علم دارد ولى عمل نمى كند نیست
و حقّ این است و حقّ را به شما مى گويم: كه ابليس ( لع) علم داشت ولى عمل نمى كرد، پس او از علماى بى عمل بود. پس به آن چيزى كه ياد گرفته ايد و از خداوند سبحان آموخته ايد بدون ترس و هر گونه حسابی از غیر خدا، هر چند در نظر مردمی كه به دنيا و ماديات نظر مى کنند و به خداوند هيچ نظرى نمى کنند بزرگباشد، عمل كنيد و حقّ را به شما مى گويم: مطمئن باشيد اى مؤمنان، سلام خداوند رحيم بر شما باد. خداوند سبحان شما را نجات خواهد داد زيرا كه او نیکو و غيوری است كه به ملت مؤمن انتخاب شده خود در هر زمان كمک مى كند و حقّ را به شما مى گويم: پدر غيور، از فرزندان و خانواده اش دفاع مى كند، پس چگونه خداوند سبحان از امتى كه آن را انتخاب كرده است، دفاع نکند؟ آری، شما خواستید كه خداوند سبحان را يارى کنید و او نیز شما را براى نصرت و يارى دين خود قبول كرد؛ زيرا كه او نیکو است كه جزای بسيار را براى عمل اندک عطاء مى كند، پس عمل كنيد و عمل كنيد و عمل كنيد زیرا عمل مسابقه اى به سوى بهشت است و خوشا به حال برندگان، كسانى كه نامشان در صفحه ی زندگى ابدى درج خواهد شد. هميشه و از ابتدا مى گفتم كه، هدايت از خداوند است و نه از احمد الحسن. پس هر كسى كه خداوند سبحان او را هدايت کند، كوه‌ها به لرزش مى اُفتند ولی او استوار باقى خواهد ماند، زيرا كه حق را از حق طلب كرده است و خدا را با خدا شناخته است، و از ولى خدا به خاطر خدا پيروى كرده است

وليكن، حال بعد از اين‌كه حق را شناختيد به شما مى گويم: كه انصار و یاران احمد الحسن نباشيد، این بنده اى كه مى ميرد و بر هيچ چيزى توانایی ندارد، بلكه انصار آن زنده اى باشيد كه نمى ميرد و بر انجام همه چيز قادر است، انصار خدا باشيد زيرا كه او نیکویی است كه خود را جزای كسى كه او را به حق يارى مى كند قرار مى دهد. مردم مى گويند: ما انصار فلان و یاران فلان هستيم ولى شما بگوئيد: كه ما یاری دهندگان خدا هستيم. من بنده ى بینوا همه ى شما را بهتر و برتر از خود مى بينم، و اما كسانى كه به كلمات خداوند ايمان آورده اند و به آن عمل می كنند و بر آزار و اذیت دشمنان صبر و به خاطر خدا و در راه او تکذیب می شوند من خود را حتى در مقام خادم آنها نیز نمى بينم و من تشرف و تبرک پیدا می کنم به خاک زير پاى یاران حقیقی خداوند. من خود و خانواده ام را متاع بسيار ناچيزی مى بينم كه در مقابل محبوب منزه و بلند مرتبه ام تقديم كنم. و اما مال را که اصلاً چيزدارای ارزش و با قيمت نمى بينم كه حتى بگويم متاع ناچيزى است كه در برابر پروردگار سبحان تقديم كنم.شبانه روز منتظر مرگبوده و هستم زيرا كه نتیجه ى آن، دورى از دشمنان خدا و ديدار دوستداران خدا، محمد و آل محمد و انبياء و اوصياء است. ولی سبحان الله، مرگ را فرارى ديدم از كسانى كه او را طلب مى كنند و او را ديدم که به شدت در پی آنانى است كه از او فرار مى كنند. هميشه و تا به حال تنهائى را دوست می دارم و از مردم کناره مى گرفتم و با خداوند سبحان اُنس مى گرفتم، و خداوند مى داند كه چقدر آمدنم در بين مردم بر من سنگينى مى كند، مگر اينكه براى امر به معروف و نهى از منكر و يا ارشاد و توجه دادنشان بسوى خداوند و تفكرشان به او سبحانه و بشارتشان به بهشت و هشدارشان از آتش باشد. بلكه حضورم بخصوص در بين مؤمنین بر من سنگينى مى كند، زیرا آنها برايم ارزش و احترام خاصى در نزدشان قائل می شوند و من خود را لایق آن نمى بينم همانگونه كه به شدت از خداوند سبحان مى ترسم كه مرا بخاطر این ارزش و احترام خاصى كه برايم قائل هستند محاسبه يا مؤاخذه كند. و حق را به شما مى گويم: من در ابتدا، بيعت را براى خود نخواستم بلكه در زمان صدام طغيانگر گروهى از افراد در حوزه علميه نجف اشرف براى بيعت با من بعنوان اینکه من فرستاده ای از طرف حضرت مهدی (ع) هستم عزم خود را جزم کردند؛ بعد از آنكه آنها رؤيا و مكاشفه و معجزه دیدند. سپس آنها براى طلب بيعت با من از بقيه طلبه هاى حوزه علميه در نجف برخاستند. خداوند مى داند و آنها نيز مى دانند و اين اولين بيعت بود. سپس بیعت را شکستند مگر اندكى از آنها كه به عهد خداوند سبحان وفا كردند. و آنانى كه عهد را شکستند مى گفتند: رؤيا و مكاشفه از جن است و معجزه سحر است. و تا دیروز مرا راستگوی امانتدار می خواندند و امروز مرا ساحر و دروغگو می خوانند. پس به خانه ى خويش باز گشتم و امر خود را به خداوند سپردم؛ و به محبوبم خداوند سبحان پناه بردم. راضى به قضا و تقدیر او، و صبور و مطمئن از اينكه خداوند پاداش نيکوکاران را ضايع نمى كند. سپس خداوند خواست كه بعد از سقوط صدام طغيانگر اندک افرادى كه به عهد خداوند وفا كرده بودند مردم را به بیعت با من دعوت کنند، بدون هيچ گونه ارشاد يا دعوتى از طرف من، بلكه من اصلاً آنها را نديده بودم. سپس آمدند و با من تجديد بيعت كردند، و مرا از خانه ام خارج ساختند و اين دومين بيعت بود. و اين دعوت توسعه يافت و منتشر شد و تعداد مؤمنین افزايش يافت. سپس ارتداد حيدر مشتت و افرادش حاصل شد و به جز عده ی اندكى كه بر عهد خداوند وفادار بودند، کسی باقى نماند. و سپس به خانه ام بازگشتم و به محبوبم پناه بردم و بر بلاء صبر كردم و كسى براى بيعت به خويش را دعوت نكردم و ليكن خداوند خواست، آنهائى كه خداوند به ولاى آل محمد پاکیزشان كرده و آنها را براى يارى قائم آل محمد (ع) قبل از اينكه دنيا خلق شود انتخاب كرده است بيایند و تجديد بيعت كنند، و اين سومين بيعت بود. بعد از اينكه مرا دو بار بر فرق سرم کوبیدند، پس خدا را شكر كه در من شباهتی از ذو القرنين و على بن ابی طالب امير مؤمنان (ع) قرار داد. و خدا را شكر كه نخواست من امامت را طلب كنم، بلكه خواست كه امامت مرا طلب كند. و خدا را شكر كه مرا در طلب دنيا قرار نداد، بلكه خواست كه دنيا مرا طلب كند. پس به خدا سوگند که مُلك و حكومت و مقام و جایگاه و اطاعت کردن مردم از من و گوش به فرمانی آنها از خود را طلب نکردم، مگر به امر خداوند سبحان و امر امام مهدى (ع). و اگر به خاطر اقامه حجت بر حضور انصار و یارانم نبود، طناب آنرا به كشتی اش مى انداختم. پس به خدا كه دنيا نزد من همانگونه که خداوند متعال آن را به من نشان داده است و همانگونه كه پدرم على ابن ابى طالب (ع) آن را وصف كرده: آن‌را عرق خوكى در دست بیمار جذامى می بينم. خوشا به حالتان اى مؤمنان، اى كسانى كه به حاكميت خدا و مُلك و عزل و نصبش اقرار دارید.و اما آنهائى كه دين خدا و حاكميت و عزل و نصب او را انكار كردند، اعم از علماى بی عمل و كسانى كه از آنها پيروى می کنند، پس به آنها مى گويم: هر كارى كه دوست دارید انجام دهيد بدرستیکه برای وارث زمینه سازی می کنید، بخواهید یا نخواهید، و دنيا و آخرت را از دست خواهيد داد و این است خسارت و شكست آشكار. و شما شكست خود را در دنيا و بدی حساب و تقدیرتان را پی در پی لمس خواهید کرد، این امر را به شما تأكيد مى كنم از آنجایی كه همه چيز را حساب كرديد مگر خداوند متعال را، پس چقدر حق خداوند در ميزان و حساب شما بى ارزش است: {وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ...}الأنعام:91 {خدا را آن گونه که باید بشناسند، نشناختند} پیروان علماى بى عمل کم کم دارند این موضوع را درکمی كنند كه علماء، آنها را در دره اى تنگ و تاریک داخل كرده اند که نه غذائى و نه آبى و نه نورى در آن یافت می شود، پس این همان مرگ حتمى در تاريكى است. و این علماى بى عمل شروع به پس گرفتن افعال وگفته هاى خود كردند. پس چوپانی که کار خود را بلد نیست گوسفندان خود را براى گرگها رها مى كند. و به پيروان آنها مى گويم: آنها (علمای بی عمل) را رها كنيد و از حق تلخ و سنگين پيروى كنيد، زيرا كه نجات شما در آن است. آيا نمى بينيد كه شما را مانند طعمه اى براى گرگها رها کرده اند؟ آيا عاقلى هست كه خود را از مرگ حتمى در دنيا و آخرت نجات دهد؟ از خداوند بترسيد، از كسى كه مى تواند روح و جسم را با هم در جهنم به هلاكت رساند. اى مردم؛ بدرستيكه این علماى بى عمل شما را فریفته اند، و باطل را به حق شبيه كرده اند، پس به درستی شُبهه برای آن شُبهه نامیده شده است که شبیه به حق است . امير مؤمنان (ع) فرمود: (شُبهه برای آن شُبهه نامیده شده است که شَبيه به حق مى باشد. اما اوليای خدا چراغ آنها در آن يقين است؛ و راهنمایی شان سمت هدایت. و اما دشمنان خدا دعاهايشان جز به گمراهى ختم نمی شود و راهنماى آنها نابينائی است.) نهج البلاغه ج 1 ص 89.
شما را به شوراى كوچک دعوت كردند، احكام خدا را تغيير دادند همانگونه كه اهل سقيفه اين عمل را در شوراى بزرگ انجام دادند. پس ديروز اين عمل را با على ابن ابی طالب (ع) در مدينه انجام دادند و امروز آنرا با امام مهدى (ع) در عراق پايتخت دولت مهدويت انجام می دهند از حُذيفه يمانى و جابر ابن عبدالله انصارى از رسول الله (ص) نقل است كه فرمودند: (وای بر امتم وای بر امتم از شوراى بزرگ و شورای كوچک.از ایشان سؤال شد: شورای بزرگ و کوچک کدام است؟ ايشان فرمودند: اما شوراى بزرگبعد از وفاتم در شهر خودم و براى غصب خلافت برادرم و غصب حق دخترم منعقد مى شود و اما شوراى كوچکدر غيبت كبرى در زوراء (بغداد) براى تغيير سنت و تبديل احكامم منعقد خواهد شد).250 علامت ص 130 و اميرمؤمنان على ابن ابی طالب (ع) در حديثى طولانى فرمودند: (مرکز حكومت به زوراء (بغداد) باز مى گردد و امور مردم با شورا (انتخابات) انجام مى شود، هر كسى بر چيزى غلبه كند آنرا انجام مى دهد. پس در آن هنگام خروج سفيانى انجام مى شود و به مدت نه ماه در زمين حاكم مى شود كه در آن بدترين عذابها نازل مى شوند. تا اينكه باز فرمود: سپس مهدى هدايت كننده خروج مى کند كسى كه پرچم را از دست عيسى ابن مريم مى گيرد.) الملاحم واالفتن: ص 266 اى مردم، من شما را به نجات دادن خود، از فتنه هاى این علماى بى عمل و گمراه و گمراه كننده دعوت مى كنم، پس به سرگذشت امت‌هاى پیش از خود بنگريد! آيا هيچ عالم بى عملی را مى يابيد كه پیامبری از پیامبران یا وصیی از اوصیاء را يارى كرده باشد؟ پس تاریخ را دوباره با پیروی تان از علماى بى عمل، و مبارزه با وصى امام مهدی (ع) تكرار نكنيد. همانگونه كه امت‌هاى پيش از شما، از علماى بى عمل پيروى كردند و با اوصياء و انبياى فرستاده شده خود به جنگ برخاستند.

برای یک‌بار هم که شده با خود منصف شوید، و اين سؤال را از خود بپرسيد: آيا قبل از اينكه از علماى آخر الزمان درباره ى وصى امام مهدى (ع) سؤال کنید، از رسول خدا و ائمه درباره علماى آخر الزمان سؤال کرده ايد؟ آيا از قرآن درباره موضع گیری علماء پرسیده اید، که موضع تغییر ناپذیر آنها درهنگام مبعوث شدن انبياء و اوصیاء چیست؟ آيا از قرآن کریم پرسيده ايد، كه چه كسى آتش ابراهيم (ع) را شعله ور كرد؟ و چه كسى خواستار قتل عيسى (ع) شد؟ و چه کسانی با نوح و هود و صالح و شعيب و موسى و يونس و تمامى انبياء و اوصياء جنگيد؟ اگر با خودتان منصف نباشيد و حالا به اين سؤال پاسخ ندهيد، پس به زودی در آتش جهنم حتماً با اين پاسخ، جواب خواهيد داد: {رَبَّنا إنَاَ أَطَعنا سَادَتَنا وَكبراءنا فَأَضَلُّونا السَّبِيلَا} الأحزاب: 67 {پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت كرديم پس ما را گمراه ساختند}

و اگر از خداوند در حديث معراج سؤال کنید، جواب را خواهيد يافت. پس بدرستيكه رسول خدا (ص) در شب معراج از خداوند سبحان و بلند مرتبه پرسید: (... خداوندا پس آن چه وقت خواهد بود (قيام قائم)؟ خداوند عز و جل وحى فرمود: آن زمانی خواهد بود كه علم برداشته شود و جهل ظاهر شود و قرائت كنندگان (قرآن و احادیث) زياد شوند و عمل كنندگان كم گردند و فقر زياد شود و علماى هدايت كننده كم و فقهاى گمراه كننده خيانت كار زياد گردند.) بحارالأنوار: ج 52 و رسول خدا (ص)فرمودند: (زمانى بر امتم خواهد آمد كه از قرآن باقی نمى ماند مگر نوشته هایش، و از اسلام باقی نمی ماند، مگر نامش. مسلمان نامیده می شوند در حاليكه دورترين افراد نسبت به آن هستند. مساجدشان زيبا و آراسته است، وليكن خبری از هدايت در آن نیست، فقهاى آن زمان شرورترين فقهايی هستند که آسمان بر آنها سايه افکنده است، فتنه از آنها خارج می شود و به خودشان نیز باز می گردد.) بحارالأنوار ج 52 ص 190 اى مردم، من شما را به ترک عبادت این بتها دعوت مى كنم، پس به تحقیق که آنها حلال خدا را برای شما حرام، و حرام را برايتان حلال كردند، و شما نیز از آنها اطاعت كرديد، پس آن‌ها را عبادت نمودید. از ابى بصير از امام صادق (ع)، گوید از آیه ی: {اتَّخَذُواْ أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبآنهُمْ أَرْباباً مِن دُونِ اَللّه} التوبة:31 سؤال کردم. ایشان (ع) فرمودند: به خدا سوگند که آنها (احبار و راهبان)، مردم را به عبادت خویش دعوت نكردند، و اگر این کار را می کردند هیچ کس نمی پذیرفت. بلكه آنها حلال را حرام، و حرام را حلال كردند، پس (مردم) از آنجایی که خودشان هم نفهمیدند آنها را عبادت كردند).اصول کافی: ج1 ص73 شما را به اقرار حاكميت خداوند در زمین و انكار حاكميت مردم دعوت مى كنم. شما را به اطاعت از خداوند و كنار گذاشتن اطاعت از شيطان و هر كسى كه اطاعتش مانند اطاعت از شیطان است مانند علماى بى عمل، دعوت مى كنم. شما را به ترس از خداوند و اقرار به حاكميتش و اعتراف به آن و كنار گذاشتن سایر حاکمیت ها بدون نظر افکندن به واقعيتهاى سياسى موجودى که آمريكا آن را تحمیل کرده است دعوت مى كنم. شما را به كنار زدن باطل اگر چه آن باطل موافق هواى نفستان باشد دعوت مى كنم. شما را به اقرار به حق و پيروى از حق هر چند که خالی از منافع مادی باشد دعوت مى كنم. به حق تلخ روی آورید زیرا در دواى تلخ شفاى بيمارى هاى بی علاج است. به حقى روی آورید كه برایتان هیچ دوستی باقی نمی گذارد. به حق و نور روی آورید، در حالی که نیت تان چيزى جز رضایت خداوند سبحان و بلند مرتبه و به دست آوردن آخرت و دوری جستن از تجملات دنيا و تاريكى آن نباشد. ابوذر علیه الرحمه گوید: (حبيبم رسول الله به من فرمود: اى ابوذر، حق را بگو، و بدرستی كه من حق را گفتم و حق هیچ دوستی برايم باقى نگذاشت.) همانگونه كه در قرآن کریم مى خوانيد: {قُلِ اللَّهُمَّ مَالِك المُلك تُؤْتِي المُلَكَ مَن تَشَاء}آل عمران: 26. {بگو خداوندا ای مالک حکومتها به هر کس که بخواهی حکومت می بخشی} و همانگونه كه در حج لبيک مى گوئيد: (لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، ان الحمد و النعمة لك، و الملك لك، لا شريك لك) به اين آيه و اين تلبیه عمل كنيد، آن وقت مى يابيد كه تعيين خليفه به دست خداوند است و نه بدست مردم؛پس شما را چه شده است چگونه حكم مى كنيد؟ لبيك اللهم لبيك، حکومت از آن توست، و بر خلاف میل كافران به حکومتت در اول الزمان و آخر الزمان، هیچ شريكی در حکم نداری. و كافران به تعيين الهی و كسانى كه از آنها پيروى کردند و پیروی مى كنند خواهند دانست كه بازگشتشان به کجاست، و عاقبت از آن متقين است؛ همان کسانی كه به تعيينی جز تعيين الهی راضى نمی شوند و براى خداوند در مُلكش شريكى قائل نمى شوند. و این تلبيه ننگی است، بر کسانی که آنرا می گویند و به آن عمل نمی کنند، و به تعيين و مُلك الهی اعتراف ندارند. گویی چهار پايانى هستند که چيزى را می گویند كه نمى فهمند بلكه آنها گمراه تر از چهار پایانند. زيرا آن‌ها خلق شده اند تا چیزی را که می گویند بفهمند و لیكن اینان خود را خوار کرده اند: {وَأَذَآن مِنَ اللّهِ وَرَسُولهِ إِلَى الناسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَكبر إنَ اَللّهَ بريءٌ مِنَ اَلمشْرِكين وَرَسُولهُ فَان تُبتمْ فَهُوَ خَيرٌ لَّكمْ وَإن تَوَلّيتمْ فاعلمواْ انكمْ غَيرَ مُعجِزِي اللّهِ وَبَشِّرِ الذِينَ كفَرُواْ بِعذَابٍ أَليم} التوبة: 3 {اين ندائى است از طرف خداوند و فرستاده اش به مردم در روز حج اكبر: خداوند و فرستاده اش از مشركين بیزارند پس اگر توبه كنيد خيرى است براى شما، و اگر رویگردان شوید بدانید که شما نمی توانید خدا را عاجز کنید و آنان كه كُفر ورزیدند را به عذابی دردناک بشارت بده} و حق را به شما می گویم: اى مؤمنان، يزيد ( لع) نتوانست حسين (ع) را بکُشد، زيرا كه حسين(ع) براى اثبات حاكميت خدا كه در سقيفه نقض شده بود، قيام كرد و حسين (ع) در اثبات حاكميت خداوند در زمین پيروز شد. و بدرستى كه مُلك و تعيين از آن خداوند و بدست اوست نه از برای مردم و بدست مردم. نتيجه ثمره خون حسين (ع) و اهل بيت و يارانش، بوجود آمدن امت مؤمنى بود كه در مقابل طغیانگرانی كه بر اين امت مسلط شده بودند، بود. و اين امت مؤمن جز به تعیین الهی راضى نشدند، و بيش از هزار سال است که این نهضت ادامه دارد ولیكن علماى بى عمل آخر الزمان آمدند تا آن چيزى را كه حسين (ع) با خون پاک و مقدسش بنا كرده بود را ويران کنند، آمدند تا حاكميت مردم را اثبات و حاكميت خداوند را نقض کنند. و به خاطر حسابهاى دنيوى و بى ارزش، دين خدا را فروختند و پيش خودگمان كردند كه عقلهاى ناقصشان قادر به تشخيص مصلحتهاى دنيوى مردم مى باشند و این در حالی است که به مصلحتهای اُخروى مردم بطور مطلق نظر نكردند و حق را به شما مى گويم: اى مؤمنان، آنها نتوانستند حسين (ع) را از بین ببرند زيرا كه حسين (ع) و انقلاب الهى اش كه بر پایه ى تعيين الهى شکل گرفت به واسطه ى شما پا برجاست.اما آنها، زمانى كه ادعا مى كنند كه بر حسين (ع) گريه مى كنند يا ايشان را زيارت مى كنند بدرستیکه حسين (ع) آنها را لعنت مى كند، زيرا آنها قاتلان امام حسين (ع) در این زمانند. به تحقیق، آنها تلاش می كنند كه نهضت حسينى را ويران كنند و هدفش را ضايع كنند، ولى آنها شكست خوردند و شيطان مأيوس بازگشت؛ زیرا كه دست‌هاى پاک شما شعله ى این نهضت را به دست گرفت و تصميم گرفتيد كه با خونهاى پاکتان از هدف مباركش یعنی حاكميت خدا در زمين محافظت كنيد. احمد الحسن بنده اى ضعيف است كه هیچ چیزی ندارد مگر يقينش به اینكه: هيچ قدرتى نیست مگر به قدرت خداوند. و يقينش به اینكه: اگر با این یقین با كوه‌ها به مواجهه بپردازد آنها را ويران خواهد كرد.و من مى دانم كه آنها (مخالفین) اموال زيادى دارند که آنرا در اختیار کسانى قرار می دهند كه از ایشان اطاعت مطلق مى كنند، و رسانه های جمعی فراوان و دولت و سلطه بزرگی که برایشان طبل و شیپور می زنند را در دست دارند. و همچنین آمريكا را در کنار خود دارند كه آن را راضى مى كنند و آن هم آنها را راضى مى كند و من مى دانم كه آنها چیزهای زیادی در اين عالم جسمانى دارند، و ليكن با آنها با اين يقين و اين كلمه روبرو مى شوم: [لا قوة الا بالله ] [هيچ قدرتى نيست مگر به قدرت خداوند] با آن‌ها روبرو مى شوم همانگونه كه حسين (ع) با اجدادشان روبرو شد، و تمام عالم، كربلاى جديدى را بر اين زمين خواهد ديد؛كربلائى كه در آن حسين (ع) و ياران اندكش وجود دارند كه به حق و حاكميت خدا دعوت مى كنند، و حاكميت مردم، دموكراسى آمريكا و سقيفه ى علماى بى عمل را انكار مى كنند. كربلائى كه در آن شريح قاضى و شمر بن ذى الجوشن و شبث بن ربعى علماى بى عمل، که فتوای قتل امام حسین را دادند، وجود دارد، كربلائى كه در آن يزيد و ابن زياد و سرجون حضور دارند و رُوم (آمريكا) پشتیبان آنهاست. و تمام عالم، حوادث و مصیبت هایی كه در رسالت جدید عيسى بن مريم در سرزمين مقدس رخ خواهد داد، را خواهد دید. و سرزمينی مقدس و عيسایی دیگر به همراه حواريون اندک و مستضعفش كه مى ترسند مردم آنها را بكشند، خواهد بود. و سرزمينی مقدس که در آن علماى يهود كه خواستار قتل عيسى (ع) می باشند و روم (آمريكا) كه خواسته هاى آنها را عملی مى كند و سعی در قتل عيسى (ع) دارد، خواهد بود عيسى (ع) فرمود: (اى علماى بد کردار، امر خداوند همانگونه كه شما آرزو داريد و انتخاب مى كنيد نيست، بلكه این‌گونه است که: خانه را مى‌سازيد براى مرگ، و بنا مى‌سازيد و عمران می‌کنید براى خراب شدن، و براى بهره برداری وارثان تلاش می کنید.)قصص الانبیاء. و تمام حوادث و مصیبت‌ها تکرار خواهند شد؛ خداوند اينگونه اراده فرموده است و اراده پروردگاری كه اولياء و انبياء و فرستادگانش را یاری می کند اینگونه می باشد: {لَقَدْ سَبَقَتْ كلمتُنا لِعَبَادِنَا المُرْسَلِين * اِنهمْ لَهُمُ المنصُورُون* وَاِنَ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبون}الصافات: 173- 171 {وعده ى قطعىِ ما براى بندگان فرستاده مان از پيش مُسَلمشده، كه آنان قطعاً يارى شدگانند، و بدرستیکه لشكر ما همان پيروز شوندگان هستند.} به زودی پروردگار محمد بر ظالمينِ بر روی زمين پيروز خواهد شد، و از فرزندان قاتلان امام حسين (ع) انتقام خواهد گرفت، زيرا كه آنها راضى به اعمال پدرانشان شدند. هر كس از شما كه مى خواهد ايمان بياورد، ايمان بیاورد و پاکان خود را پاکتر کنند و مقدسان خود را مقدس تر کنند. و هر كس از شما كه خواست كافر شود، كافر شود و گناهكارتر و نجس تر شود. علماى بى عملتان را پيروى كنيد هيزمها را فراهم كنيد و آتش را براى ابراهيم (ع) شعله ور سازيد و نوح (ع) را به مسخره بگيريد و شمشير زهر آلود را براى شکافتن فرق سر على (ع)، و اسبهاى خود را براى له كردن سينه ى امام حسين (ع) مهيا سازيد. وليكن هرگز سازش نمی کنم، هرگز کنار نمی آیم، هرگز از مواجهه ى با عثمان زمان خود و به رسوا ساختن او در مقابل دیدگان همه دست بر نمی دارم. آری، اين روبرو شدن من، سخت تر از روبرو شدن جدم رسول خدا با بتهاى قريش است، زيرا كه آن بتها از سنگبودند، وليكن این بتهائى كه من امروز با آنها روبرو مى شوم بتهائى هستند كه لباس رسول خدا را پوشيده اند و خود را شبیه به حاملان قرآن کرده اند، و ادعاى نيابت عام از امام (ع) را دارند، بتهائى كه وارثان دشمنان انبياء و مرسلين هستند، و مى دانند كه چگونه قرآنها را بالاى نيزه ها سر کنندتا لشكر على (ع)را شکست دهند، ولى نمی دانند كه هيچ قدرتى نيست مگر به قدرت خداوند و خدا را شكر كه تنها نيستم، بلكه عده ای از مؤمنین با من هستند. براى من افتخار و شرفى است كه خادم آنها باشم، حق را در سينه ى خود حمل كردند و به سوى خدا و به سوى نور رفتند، و راضى نمى شوند مگر به نورى كه ذره ای تاريكى در آن نباشد. پس اراده ى خداوند اينگونه خواهد بود، همانطور كه همیشه بوده است: طغيانگران پيروز گردند، و رسولان و فرستادگان و مؤمنان به قتل برسند. پس ما براى دنيا خلق نشده ايم بلكه براى آخرت خلق شده ايم. پروردگارا اگر اين تو را راضى مى كند پس بگير تا راضى شوى یا اینکه اراده ى خداوند اين بار تغيير کرده است تا تمام عالم ببينند، گروهی مستضعف كه چيزى در دست ندارند بجز يقينشان كه هيچ قدرتى نيست مگر به قدرت خداوند، پيروز می شوند، و شرورترين طغیانگرانی كه زمين تا به حال مثل آنها را به خود ندیده است را شكست می دهند. به زودی این علماى بى عمل خواهند گفت، بلكه بعضى از آنها گفتند: سيد احمد الحسن را بكشيد، زیرا كه او عليه علماء سخن مى گويد. بله، عليه علماء سخن مى گويد، زيرا كه مى خواهد سنت رسول خدا را به صورت اول بازگرداند، و اصلاً کدام عالم؟ آنها با كسى كه اندکی از حق را بیاورد مى جنگند، چه رسد به من که امروز تمام حق را آورده ام. سيره ى انبياء و فرستاده گان و سيره ى ائمه و اوصياء، سيره محمد و على(ع)، سيره حسين (ع) و سيره امام مهدى (ع) سيرتِ عيسى (ع)كه مى گويد: (خادمم دستانم است و مرکبم پاهايم، زیر اندازم زمين و متکایم سنگ است، و گرمايم در زمستان، مشرق زمين است. و چراغم در شب، ماه است. و خورشتم گرسنكى و شعارم ترس است. و لباسم از پشم است. و ميوه و ريحانه ام گیاهانی است كه زمين براى وحشى ها و چهارپايان می رویاند. شب هنگام می خوابم در حالیکه چيزى ندارم، و صبح هنگام بیدار مى شوم در حالیکه چيزى ندارم. و هيچ كسى بر زمين ثروتمندتر از من نيست.) قصص الأنبیاء و نيامده ام كه بدون مقدمه سازی و آماده سازی الهی شما را به تمام حق، و به حق مطلق دعوت کنم. بدرستی‌كه خداوند، حقيقت اين علماى بى عمل را به شما نشان داد، آن زمانی که علمای با عمل را مبعوث کرد که ایشان را به اندکی از حق فرا خواندند، پس، علماى بى عمل با قتل و فراری دادن، با آنها مقابله کردند، شخصيتشان را ترور کردند، و اینگونه برای طغيانگران، زمینه ى قتل بدنی و تبعید کردن آنها را فراهم نمودند. و نمونه های بارز علمای هدایتگر زمان معاصر، سيد روح الله خمينى و سيد محمد باقر صدر و سيد محمد محمد صادق صدر می باشند. كور شود چشمانى كه حقيقت را نمى بينند و يا از آن چشم پوشى مى كنند.اى مردم، اين چه دامی است كه شما را در آن انداخته اند؟ آيا عاقلانه است كه هر دفعه به کشتن پیامبر یا امام و یا عالِمی با عمل کشیده شوید، و با علماى بى عمل و گمراه همراه شوید تا زمانی که کار از کار گذشته بر سر و سينه می زنيد و اشک خون می ریزيد و بر عمل زشت خود اظهار پشیمانی می کنید، سپس هر بار آنرا تكرار مى كنيد و علماى گمراه بى عمل را پيروى مى كنيد و دوباره همان مار از همان سوراخ شما را نیش می زند



بيدار شويد اى خفتگان
بيدار شويد اى مردگان


آيا مى دانيد حال من و حال اين علماى بى عمل بر زبان عيسى (ع) چگونه است؟ پس اين داستان را از عيسى (ع) بشنويد:{ صاحب يك مزرعه انگور، مزرعه را در دست كارگران خويش گذاشت و به جای دوری سفر كرد. سپس تصمیم گرفت مزرعه را باز ستاند برای همین وكلاى خود را فرستاد، تا مزرعه و محصولات آن را پس بگیرند ولی كارگران ،وكلايش را به قتل رساندند، سپس فرزند خود را فرستاد و با خود گفت: احترام پسرم را نگه می دارند و مزرعه و محصولات را به او می دهند. و ليكن آن‌ها وقتى كه فرزندش را ديدند گفتند: اين تنها پسر و وارث اوست، او را مى كشيم تا مزرعه و محصولاتش براى ما بماند} انجیل متی: اصحاح 21 کسانی که مزرعه را پس نمی دادند همان علمای بى عمل بودند و صاحب آن مزرعه امام مهدى (ع) بود، و وكلايى را كه فرستاده بود، همان علماى با عملى بودند كه كشته و شهيد شدند، وليكن پسرش همان كسى است كه بین شما فرياد مى زند:

بيدار شويد اى خفتگان
بيدار شويد اى مردگان... بيدار شويد


{وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْياء وَلَا الْأَمْوَاتُ انَ اللَّهَ يُسْمِع من يَشَاءُ وَمَا اَنتَ بِمُسْمِعٍ مَن فِي الْقُبورِ} فاطر: 22 {مردگان و زندگان با هم برابر نیستند، خداوند پيام خود را به گوش هر كس که بخواهد مى ‏رساند و تو نمى‏توانى سخن خود را بهگوش آنان كه در گور خفته ‏اند برسانى} فاطر: 22



بيدار شويد اى خفتگان
بيدار شويد اى مردگان


این علماى بى عمل بخاطر دنياى خويش، به خاطر دنياى هارون الرشید مى خواهند، موسى بن جعفر (ع) را زندانى و يا بكشند


بيدار شويد اى خفتگان
بيدار شويد اى مردگان


و آن‌ها (علمای بی عمل) را تبعيت نكنيد، و با آنها در اعماق جهنم نرويد. به سوى خداوند باز گرديد زیرا ذات منزهش هر كارى را كه در عراق و در تمام عالم انجام می دهد به خاطر این است که اهل زمين به خود بیایند، و شايد كه به سوى حق هدايت شوند خداوند متعال می فرماید: {ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيدي النَاسِ ليُذِيقَهُم بَعضَ الذِي عَمِلوا لَعَلَّهُمْ يرجِعون}الروم: 41 { فساد، در خشكى و دريا بخاطر كارهايى كه مردم انجامداده‏ اند آشكار شده است; خدا مى‏ خواهد نتيجه بعضى از اعمالشان را به آنان بچشاند،شايد بازگردند} و همچنین می فرماید: {وَلَنذِيقنهُمْ من الْعذَابِ الْأَدْنى دُونَ الْعذَابِ الْأَكبر لَعلَّهُمْ يرجِعون}السجدة: 21 {به آنان از عذاب نزديک (عذاب دنيا) پيش از عذاب بزرگ (آخرت) مى‏ چشانيم، شايدبازگردند} و همچنین می فرماید: {وَمَا نرِيهم من آيَةٍ إِلَّا هِيَ أَكبر من أُخْتهَا وَأَخَذْناهم بالْعذَابِ لَعلَّهُمْ يرجِعون}الزخرف: 48 {ماهيچ آيه به آنان نشان نمى‏داديم مگر اينكه از ديگرى بزرگتر بود و آنها را به انواع عذاب گرفتار كرديم شايد باز گردند} و همچنین می فرماید: {وَلقَدْ أَهْلَكنا مَا حَوْلَكُم من الْقُرَى وَصَرَّفْنا الْآياتِ لَعلّهُمْ يرجِعون}الأحقاف: 27 {ما آباديهايى را كه پيرامون شما بودند نابود ساختيم، و نشانه های خود را بصورتهاى گوناگون بیان کردیم شاید بازگردند}



به سوی خدا باز گردید
به سوى حق باز گرديد
به سوی كتاب خدا و صاحبش باز گرديد


زيرا در بازگشتتان به حق، خير دنيا و آخرت وجود دارد، و نجات شما از عذاب در دنيا و آخرت مى باشد و هيچ راه ديگرى براى رهائى وجود نداردو پس اين همان روز الهى است كه اولياء و يارانش را در آن پيروز مي گرداند: {وَجَعَلَهَا كلِمةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ لَعلَّهُمْ يرجِعون} الزخرف: 28 {او كلمه توحيد را كلمه پاينده‏اى در نسلهاى بعد از خود قرار داد، شايد به سوى خدا بازگردند}
امير مؤمنان (ع) فرمود: (و بعد از من بر شما زمانى خواهد آمد كه در آن هيچ چيزى پنهان تر از حق، و آشكارتر از باطل، و بیشتر از دروغ بستن بر خدا و رسولش نخواهد بود. و در نزد اهل آن زمان، متاعی بی ارزش تر از قران اگر تلاوت شود آنگونه که باید تلاوت شود، و پر مشتری تر از آن، اگر تحریف شود نخواهی یافت. و در سرزمينها چيزى نا مأنوس تر از معروف (خوبى)، و مأنوس تر از منكر (بدی)، نخواهی یافت. حاملان کتاب، کتاب را پشت سر خود انداختند، و حافظان کتاب آنرا فراموش کردند. پس در آن زمان ، قرآن و اهلش رانده و کنار گذاشته می شوند و دو رفیقند که در یک راه با هم مسیرند، و هیچ پناهگاهی آنها را پناه نمی دهد. پس در آن زمان قرآن و اهلش در میان مردم هستند ولی نه در بین جمعشان و همراهشان، زيرا كه گمراهى و هدايت یکجا جمع نمی شوند، مردم بر فرقه فرقه شدن و کنار گذاشتن جماعت با هم توافق کردند، گویی كه آنها امامان كتاب (قرآن) هستند و نه كتاب امامشان. پس در نزدشان باقى نخواهد ماند از آن (قرآن) جز اسمش، و نمى شناسند از آن جز خط و حرکاتش را، و از قبل چه بلاهایی که سر بنده های صالح خدا نیاوردند. و راستگویی آنها را دروغ بستن بر خدا نامیدند و جزای کار خیر را شر قرار دادند).نهج البلاغه ج 2 ص 41

اى مؤمنان، اين روزها، روزهاى حج است. حجتان بر شما مبارک باشد. فرقی نمی کند كه به كعبه رفته باشید يا اينكه در خانه هايتان هستيد و از شما جلوگیری شده باشد، بدرستیکه حج گذاران حقیقی شما هستيد، هر چند كه در خانه ى خود باشيد، زيرا كه خانه خدا در قلبهاى شماست، و بدرستيكه خدا، حج را بر مردم واجب کرد تا ولايت و يارى شان را به قائم آل محمد (ع) عرضه کنند، پس رویگردانان از قائم آل محمد (ع)، ولايت و يارى شان را به چه کسی عرضه خواهند كرد؟



و حق را به شما مى گويم: {أَمْواتٌ غَير أَحْياء وَمَا يَشْعرُون أَيانَ يُبعثُون}النحل 21 {آنها مردگان بى جانى هستند كه نمى دانند چه زمانی مبعوث خواهند شد} اهل جاهليت نيز حج به جا می آوردند: {وَمَا كان صَلاَتُهمْ عندَ الْبَيتِ إِلاَّ مُكاء وَتَصْدِيَةً فَذُوقُواْ الْعذَابَ بِمَا كنتُمْ تَكفُرُون} الانفال: 35 {نمازشان نزد خانه خدا، چيزى جز سوتكشيدن و كف زدن نبود، پس بچشيد عذاب الهى را بخاطر كفرتان} حال امروزی‌ها نیز مانند ديروزی‌هاست: {فَان لِلّذِين ظَلَمَوا ذَنوباً مِّثلَ ذَنوبِ أَصحابهمْ فَلَا يَسْتَعجِلُون} الذاريات: 59 {و براى كسانى كه ستم كردند، سهم بزرگى از عذاب مانند سهم يارانشان از اقوامستمگر پيشين می باشد، بنابراين عجله نكنند} بدرستيكه خداوند رویگردانان از حق را به عذاب هشدار داده است: {وَلَئن أَخَّرْنا عنهُمُ الْعذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعدُودَةٍ لَّيَقُولُن مَا يحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ ياتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفاً عَنهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا کآنواْ بِهِ يَسْتَهزِئُون} هود: 8 {و اگرمجازات را تا زمان آمدن امت معدود (313نفر اصحاب امام زمان) به تأخير اندازيم، از روى استهزا مى ‏گويند: چه چيز مانع آن شده است؟ آگاه باشيد، آن روز كه عذاب به سراغشان آيد از آنهابازگردانده نخواهد شد، و هيچ قدرتى مانع آن نخواهد بود، و آنچه را که مسخرهمى‏كردند دامانشان را مى‏‌گيرد}


و سپاس خداوند یگانه. خداوندا، تو را سپاس می گویم و تو صاحب منت بر من می باشی، خداوندا من نمی دانستم کتاب و ایمان چیست و تو آن را به من آموختی، و گمراه بودم پس هدایتم کردی، خداوندا من سر در گم بودم و تو مرا راهنمایی کردی، خدایا من مریض بودم و تو مرا شفا عنایت کردی، خدایا من عریان بودم و تو مرا پوشاندی، خدایا من گرسنه بودم و تو مرا سیر کردی، خدایا من تشنه بودم و تو مرا سیراب کردی، خدایا من فقیر بودم و تو مرا غنی ساختى، خدایا من یتیم بودم و تو مرا پناه دادی. طاقت شکر تو را ندارم، زیرا من به هیچ خیری نرسیدم مگر بواسطه منت تو بر من، و هیچ کس از من بدی را دفع نکرد مگر تو، پس سپاس تو را همانگونه که شایسته کرم و عزت و جلالت است.خداوندا بر محمد و آل او درود فرست، و بصيرتم را برای شنیدن ذکرت باز کن، تا زمانیکه وحی تو را درک کنم، و اوامرت را انجام، و نهی هایت را ترک کنم.خداوندا، بر محمد و آل او درود فرست، و نظر رحمتت را از من برنگردان، و فضل و بخشش خود را از من دریغ مکن، و به من توفیق دوستی با دوستانت و دشمنی با دشمنانت را عطا بفرما، و ترس از خود، و رغبت به سویت، و تسلیم شدن در برابر اوامرت، و تصدیق کتابت، و پیروی از سنت پیغمبرت را، روزی من قرار بده.خداوندا حرکت کردن مرا سراسر عبرت گرفتن، و سکوتم را اندیشه، و کلامم را ذکر گفتن قرار ده. و گناه بزرگم را بر من ببخشای، و مرا به پدران صالحم ملحق کن. و سپاس تو را اول و آخر، و ظاهر و باطن. خدایا، سلام مرا به بنده ى فرستاده ات، جمع کننده و بلند کننده (مردم برای حساب)، و همچنین مؤید و پیروز برسان، و عذر مى خواهم و استغفار و توبه مى كنم از تو و از او، بدليل كوتاهى ام در تبليغ رسالت ولی ات حضرت محمد و پسر مظلومش محمد بن الحسن (ع) که درود و صلواتت بر او و بر پدران مطهرش باد
.و سلام و رحمت و بركات خداوند بر مؤمنان در مشرق و مغرب زمين
#65351
خطاب: نامه ای به بزرگشان بلكه بسوی او بازگردند

بسم الله الرحمن الرحیم
{وَإِذَا وَقَعَ الْقوْلُ عَلَيهِمْ أَخْرَجْنَا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ الأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ النّاسَ كَانُوا بآیاتنَا لا يُوقِنُونَ}النمل: 82
{وهنگامی که وعده ی عذاب کافران پیوندد، (یا زمان انتقام به ظهور قائم فرا رسد) جنبنده اى از زمین بر انگیزیم که با آنان تکلم کند، که مردم به آیات ما یقین ندارند}

برای کسی که زمانی ساکت بود، و هنگام سخن گفتن زبان کفر گشود!!!
خَطاب به بُزُرگَشان بلكه بسوی او بازگردند!!! برای بندگان امت و احزاب جدا شده و به فراموشی سُپُردِگان کتاب خدا!!! و برای هر مسلمانی که امور بر او پوشیده شده، و برای هر مسلمان غیور بر دین و ناموس و مقدساتش. خداوند متعال فرمود: {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتّقُوا اللَّهَ وَابْتغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُوا فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}.المائدة:35
{اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد از خدا پروا كنيد و به او [توسل و] تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد}
و خدای تعالی فرمود :{ انْفِرُوا خِفَافاً وَ ثِقَالاً وَجَاهِدُوا بِأَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ذَلِكُمْ خَيرٌ لَّكُمْ إِنْ كُنتمْ تَعْلَمُونَ *لَوْ كَانَ عَرَضاً قَرِيباً وَ سَفَراً قَاصِداً لاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْبَعُدَتْعَلَيْهِمُ الشّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}التوبة: 42-41
{سبكبار و گرانبار بسيج ‏شويد و با مال و جانتان در راه خدا جهاد كنيد، اگر بدانيد اين براى شما بهتر است * اگر مالى در دسترس و سفرى كوتاه بود قطعاً از پىِ تو مى ‏آمدند، ولى آن راه پر مشقت بر آنان دور مى‏نمايد و به زودى به خدا سوگند خواهند خورد كه اگر مى‏ توانستيم حتماً با شما بيرون مى‏ آمديم [با سوگند دروغ] خود را به هلاكت مى ‏كشانند و خدا مى ‏داند كه آنان سخت دروغگويند}
و خدای تعالی فرمود:{ وَإِذَا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُوا بِاللَّهِ وَجَاهِدُوا مَّعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَكَ أُولُوا الطَّوْلِ مِنْهُمْ وَقَالُوا ذَرْنَا نَكُنْ مَعَ الْقَاعِدِينَ * رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَى قُلُوبهِمْ فَهُمْ لا يَفقَهُونَ * لَكِنِ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ جَاهَدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ وَ أُوْلَئِكَ لَهُمُ الْخَيْرَاتُ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ}التوبة 88-86
{و هرگاه سوره ای نازل شد که امر به ایمان به خدا و جهاد با رسول در راه دین خدا کرد، ثروتمندان آن منافقان از حضور تو تقاضای مَعافی از جهاد کرده و گفتند ما را از مَعاف شدگان محسوب دار * راضى شدند كه با خانه ‏نشينان باشند و بر دلهايشان مهر زده شده است در نتيجه قدرت درک ندارند * اما رسول و مؤمنان، اصحابش که به مال و جانشان در راه خدا جهاد کردند همه ی خیرات دو عالم و نیکوئیها مخصوص آنها است و هم آنان سعادتمندان عالمند}
و تعالی فرمود:{وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ وَ فِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيداً عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَوَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ}الحج: 78
{و در راه خدا چنانكه حق جهاد [در راه] اوست جهاد كنيد. اوست كه شما را [براى خود] برگزيده و در دين بر شما سختى قرار نداده است آيين پدرتان ابراهيم نيز چنين بوده است. او بود كه قبلاً شما را مسلمان ناميد. تا اين پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد پس نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به پناه خدا رويد او مولاى شماست چه نيكو مولايى و چه نيكو ياورى}
و رسول خدا (ص) فرمود: (سيأتي زمان على أمتي لا يبقى من القرآن إلا رسمه ولا من الإسلام إلا اسمه يسمون به وهم أبعد الناس منه مساجدهم عامرة وهي خراب من الهدى. فقهاء ذلك الزمان شر فقهاء تحت ظل السماء منهم خرجت الفتنة و إليهم تعود) بحار الأنوار ج52 ص190 ، (بر امتم زمانی می رسد که از قرآن جز رسمش و از اسلام جز اسمش باقی نمی ماند، خود را به آن می خوانند ولی آنها دورترین امت از آن هستند، مسجدهای آنها زینت داده شده، ولی خالی از هدایتند. فقهای آن زمان شرورترین فقهایی هستند که آسمان بر آنها سایه افکنده، فتنه از آنها خارج می شود و به آنها نیز باز می گردد)
و رسول خدا (ص) از خداوند سبحانه و تعالی در معراج می فرماید: (... قلت الهي فمتى يكون ذلك(أي قيام القائم) فأوحى الي عز وجل يكون ذلك إذا رُفِعَ العلم وظهر الجهل وكثر القُراء وقَلَ العمل وكثر الفتك وقل الفقهاء الهادون وكثر فقهاء الضلالة الخونة .. ) البحار: ج52
( ...عرض کردم خدایا چه موقع این امر (قیام قائم) محقق می شود. خداوند وحی فرمود: آن گاه که علم برداشته شود و جهل و نادانی ظاهر گردد، و قرائت کنندگان زیاد، و عمل اندک شود و ظلم فراوان، و فقهای با عمل کم شوند، و فقهای گمراهی خیانتکار زیاد گردند..)

آمریکا کشور آزادی بدون حدود زِنا، فحشاء، همجنس گرایی، شراب خوری و منکرات. و آمریکا کشور دشمن خدا و اولیای او، و سر نیزه ای که به دست شیطان است، که به هر جا می خواهد با آن نشانه گیری کرده، و هر روز آن را در قلب یک کشور مسلمان فرو می برد. و آمریکا که حاکمیت خدا بر زمینش را قبول ندارد. و آمریکا کشور دشمن تورات و ایلیا (ع)، و انجیل و عیسی (ع)، که یهود و مسیحیان مدعی انتظار و ولایتشان را می کنند، قبل از اینکه کشور جنگجو با قرآن و مهدی(ع) باشد. و آمریکا آن وحش آهنینی که همه ی مملکت ها را خرد، و بر روی زمین لگدمال کرد؛ همانگونه که دانیال (ع) در تورات گفت و خبر آن را داد. و آمریکا که طرح دموکراسی (حاکمیت مردم بر مردم، نه حاکمیت خداوند) که آن را راه حلی برای حکم ها و آن را نهایت تاریخ می داند؛ و رأی و نظری که تمام راه کارها را بی ارزش کرده، حتی راه کاری که خدا ما را به آن دعوت نمود، که آن را با محکمی بیان کرد؛ و آن قانون الهی و خلیفه خدا بر زمین است. خداوند متعال می فرماید: (... وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ * وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ) المائدة: 45-44(وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)المائدة:47 (... و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‏اند، آنان خود كافرانند* .... و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‏اند، آنان خود ستمگرانند).(و كسانى كه به آنچه خدا نازل كرده حكم نكنند، آنان خود نافرمانند).
و خداوند متعال فرمود: {إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً} البقرة:30(من در زمين جانشينى خواهم گماشت).خداوند متعال فرمود: {قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ}آل عمران:26 {بگو بار خدايا تويى كه فرمانفرمايى هر آن كس را كه خواهى فرمانروايى بخشى و از هر كه خواهى فرمانروايى را باز ستانى}.وخداوند متعال فرمود: {يَا دَاوُدُ إِنّا جَعلْناكَ خَلِيفَةً فِي الأَرْضِ فَاحْكُمْ بَينَ النَّاسِ بِالْحَقِّ} صّ: 26 (اى داوود ما تو را در زمين خليفه [و جانشين] گردانيديم پس ميان مردم به حق داورى کن)
و خداوند متعال فرمود: {أَلَمْ تَرَ إِلَى الْمَلأِ مِنْ بَنِي إِسْرائيلَ مِنْ بَعْدِ مُوسَى إِذْ قَالُوا لِنبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنَا مَلِكاً نُقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ}البقرة: 246
{آيا از[حال] سران بنى اسرائيل پس از موسى خبر نيافتى آنگاه كه به پيامبرى از خود گفتند پادشاهى براى ما بگمار تا در راه خدا پيكار كنيم}
امام صادق (ع) فرمود: (... أما ترى الله يقول: {مَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُنْبتوا شَجَرَها} يقول ليس لكم أن تنصبوا إماماً من قبل أنفسكم تسمونه محقاً بهوى أنفسكم و إرادتكم. ثم قال الصادق (ع) ثلاثة لا يكلمهم الله و لا ينظر إليهم يوم القيامة و لا يزكيهم و لهم عذاب أليم. من أنبت شجرة لم ينبته الله يعني من نصب إماماً لم ينصبه الله أو جحد من نصبه الله).تحف العقول ص325.
امام صادق (ع) فرمود: (... آیا خدا را ندیدی که می فرماید: (شما هرگز قدرت نداشتيد درختان آن را برويانيد) - فرمود: شما نمی توانید امامی برای خود، از خودتان انتخاب کنید و به هوس و اراده خود او را با حق بدانید. سپس امام صادق (ع) فرمود: سه چیز هستند که خداوند با آنها تکلم نمی کند و به آنها در روز قیامت نظر نمی کند، و آنها را پاک و منزه نمی دارد، و برای آنها عذاب سخت و بسیار دردناکی خواهد بود. کسی که درختی را برویاند بدون اینکه خدا آن را برویاند یعنی کسی که امامی را تعیین کند بدون اینکه از خدا تعیین شده باشد یا با جانشین خدا دشمنی کند...)
و آمریکا که خود را رهبر جهان فرض کرد، در آخر توانست رؤیای خود را محقق سازد و وارد کشورهای اسلامی با قدرت ارتشی خود شود، بعد از اینکه جاسوسان کافر و ناپاک مانند صدام و بن لادن و پادشاهان خیانتکار زمینه سازی آنها را انجام دادند.
می بینید: رهبران و سیاستمداران و متفکران اسلامی در برابر دموکراسی آمریکا از داخل شکست خوردند، و جز پوسته و ظاهری از اسلام برای آنها باقی نمانده، باطن آنها آمریکایی است. و گویی که قرآن برای مسلمانان و در کشورهای اسلامی بعنوان دستور، قابل اعتبار و شایسته نمی باشد. و گویی که امام مهدی (ع) بعنوان رهبر برای مسلمانان معتبر و شایسته نیست؛ که آنها دستور ساختگی و انتخابات دموکراسی آمریکایی را ترجیح دادند، تا به امثالی همانند کلینتون رئیسِ آمریکا، برای حکم در کشورهای اسلامی که به منشی خود اعتداء و تجاوز كند، برسد.
و می بینید: فقهاء شرورترین فقهایی هستند که آسمان بر آنها سایه افکنده، فتنه از آنها خارج می شود و به آنها نیز باز می گردد. فقهایی که از فقه چیزی نمی دانند؛ الا اینکه هر کدام آنها دوست دارد هزار سال عمر کند. فقهایی که با آمریکا زد و بند می کنند و هیچ هَراس در معامله با آمریکا ندارند، بلکه یکی از آنها مردم را دعوت به تظاهرات جهت تقاضای حقوقی که آمریکایی ها پیش فرض کردند، می کرد! پس او برای انتخابات دعوت می کند و آمریکا نیز برای انتخابات فرا می خواند! او مؤید آمریکا است! و در عین حال او ادعاء می کند که با آمریکا بر سر کیفیت و نوع انتخابات و وقت آن اختلاف نظر دارد، تا در برابر مردم خود را چهره ی معترض با آمریکا جلوه دهد، با اینکه حتی با یک کلمه از آمریکایی ها نخواست از سرزمین مسلمانان بیرون روند! یا حداقل مردم را به تظاهرات جهت خروج ارتش های اشغالگران سرزمین های مسلمانان دعوت نمی کنند! بلکه یکی از بزرگان فقهای خیانتکار چنان پیش رفت که از ارتش اشغالگر تقاضا کرد، مدت بیشتری بمانند، زیرا که اوضاع به رأی و نظر بت ها (علمای بی عمل) که دهری ساکت مانده و در هنگام سخن، زبان کفر گشودند در کشورهای اسلامی پایدار نمی باشند و پایدار نخواهند ماند الا با وجود آمریکایی ها!
و می بینید: آمریکایی هایِ بی خرد و پست که با هر فریادی متمایل شده، و توانایی تشخیص بین سنگ و جوهر را ندارند، تلاش آنها جهت کسب علم فقط برای دنیا است و به چیز دیگری علاقه اى ندارند. و آنها (علماى بى عمل) هیچ دینی و هیچ بازداری در نفس خویش که آنها را از گناه و فساد و فاسد کردن و قبول منکرات دور کند، ندارند. و دین فقط وِردِ زبان آنهاست که از آن برای تأمین زندگی خود استفاده می کنند، و برای آنها صدام و آمریکا و هر ظالمی قابل قبول و بلکه حتی شیطان مقبول است؛ مهم آن است که بخورند و خوش گُذرانی کنند و آرزوهايشان برآورده شود. و آمریکا را در فقهای خیانتکار و پیروانشان اصحاب پوسته های دینی و باطن آمریکایی شیطانی و در بی خردان و پستان یافتم. آری، همان قاعده ای ست که سلطنت آنها را جهت تسلط بر کشورهای اسلامی آماده می سازد، که دگرگون ساختن هُویت اسلامی این کشورها و تبدیل آن ها به مستعمره های آمریکایی نتیجه ی آن خواهد بود. بنا بر این با اسم اسلام به اسلام ضربه می زنند و هر کس که مردم را به جهاد دعوت کند، با تأییدِ خاموشی و سکوت از طرف بزرگان فقهاء، به رأی و نظر آمریکا تروریست است. ساکتینی که سخن نمی گویند الا ضمن حدودی که سرور آنها آمریکا، برای آنها مقرر کرده است. و لذا من مسلمانانی را که امور بر آنها پوشانده شده و گمان می کنند که اطاعت از فقهای خیانتکار، اطاعت از خداوند سبحانه و تعالی است را با سخنان رسول الله (ص) و اَئمه (ع) متذکر می سازم.رسول الله (ص) فرمود: (لغير الدجال أخوف عليكم من الدجال الأئمة المضلون، و سفك دماء عترتي من بعدي، أنا حربٌ لمن حاربهم، و سلمٌ لمن سالمهم) الأمالي للطوسي مج 18 ص 512.
(غير از دجال بر شما از دجالین پيشوا و امامان ضلالت بیمناکترم؛ كه بعد از من خون عترتم را بريزند، من به جنگ كسى هستم كه با آنها به جنگ است، و به صلح كسى هستم كه با آنان به صلح است)‏

و از اَئمه (ع: (زلة العالِم تفسد عوالِم) تحف العقول ص 325، لغزش عالِم، عالم هایی را فاسد مى كند
(زلة العالم كإنكسار السفينة تغرق وتغرِق معها غيرها )، (زلة العالم كبيرة الجناية).غرر الحکم ج4 شماره حدیث5474
(لغزش عالِم مانند شكستن كشتى است كه غرق مى‏شود و با خوددیگران را غرق می کند)، (لغزش عالِم بزرگترین جنایت است)

(زلة العالم كإنكسار السفينة تغرق وتُغرِق ) كنز الفوائد
(لغزش عالِم مانند شکستن کشتی است که غرق شده و غرق می کند)
و از رسول اکرم (ص): (إن أشد ما أتخوف على أمتي من بعدي ثلاث خلال: أن تتأولوا القرآن غير تأويله وتتبعوا زلة العالِم..) معدن الجواهر ص31 (سخت تر چيزى كه بعد از خود، بر اُمتم می ترسم سه چيز است: يكى آنكه قرآن را بغير تأويل آن تأويل كنند و ديگر آنكه تابع لغزش عالِم شوند...)

وعن ابي بصير عن الصادق (ع) قال: ( قلت له { اتَّخذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِنْ دُونِ الَلَ...}التوبة: 31 فقال (ع) أما والله ما دعوهم إلى عبادة أنفسهم و لو دعوهم إلى عبادة أنفسهم ما أجابوهم و لكن احلوا لهم حراما و حرمواً عليهم حلالاً فعبدوهم من حيث لا يشعرون ) البرهان ج10 ص120، اصول الكافي ج1 ص73.
ابو بصير گويد: (از امام صادق (ع) درباره ی آيه : {اتَّخذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِنْ دُونِ الَلَه...} التوبة: 31 (علماء و راهبان خويش را پروردگار خود گرفتند نه خدا را.....) پرسيدم. فرمود: بخدا سوگند كه علماء و راهبان، مردم را به عبادت خويش نخواندند و اگر هم مى‏ خواندند آنها نمى ‏پذيرفتند، ولى حرام خدا را براى آنها حلال، و حلالش را حرام كردند. بنا بر اين آنها ندانسته و نفهميده علماء را عبادت نمودند)
امیدوارم که مسلمانان از عبادت فقهای خیانتکار دست برداشته و خداوند یکتا را عبادت كنند. بعد از اینکه برای آنها واضح گردید که آنها فقط و فقط بت های ساكت و خاموشی هستند که اگر موقعيت مجبورشان كند سخن گویند، سخن کفر می گویند. امیدوارم که مسلمانان راه حلی مُشَرِف در برابر وجود آمریکا در کشورهای اسلامی اتخاذ کنند و آن هم با عمل و نه به زبان. و آن هم بعد از اینکه از عبادت بت های خاموش گمراه کننده خیانتکار دست بردارند. امیدوارم که مسلمانان از عبادت فقهای خیانتکار رها شوند و خداوند واحد قهار را عبادت کنند، بعد از اینکه برای آنها ثابت شد که آنها بت های ساکتی هستند که سخن نمی گویند و اگر هم مجبور شوند که سخن گویند، زبان کفر می گشایند. و خطبه ام را بویژه به مسلمانان غیور بر دین و ناموس و مقدساتشان متوجه می سازم: منتظر چه هستید؟!
امیر مؤمنان (ع) فرمود : (الجهاد باب فتحه الله لخاصة أولياءه) (جهاد دربی است که خداوند آن را برای اولیای خاص خود قرار داده است)


توشه ها را آماده کنید و آماده جهاد در راه خدا شوید. و اگر چه مردم و علمای دین آمریکایی به شما بگویند: که آمریکا قوی ترین کشور در جهان است، به آن‌ها بگویید که خدا قوی تر و بزرگتر از آمریکا است، و اگر بگویند که شما ضعیف و اندک اید، به آنها بگویید:{ كم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ} بقره: 249 (چه بسیار شده که به یاری خدا گروهی اندک بر سپاهی بسیار غالب آمده اند)
و اگر به شما بگویند که آمریکایی ها شما را خواهند کُشت، به آنها بگویید ما را کفایت است که مانند حسین (ع) و اصحاب او (ع) باشیم. و اگر به شما بگویند که فقهاء، مسلمانان را به جهاد دعوت نکردند، به آنها بگویید که این فقهای اسلام هرگز مردم را دعوت به جهاد نخواهند کرد، زیرا که آنها فقهای گمراهی و خیانتکارند، آنها همان شبث بن ربعی و شمر بن ذی الجوشن و شریح قاضیِ در این زمان هستند. آنها مانند علمای یهود که خداوند آنها را در قرآن ذکر کرده که می خواهند هزار سال زندگی کنند، می باشند. و اگر به شما گفتند.......
و گفتند...........
و گفتند.............
به آنها بگویید ما كجا و تن به خوارى دادن كجا! خداوند و رسولش و مؤمنان، آن را برای ما نمی پسندند. آن دامن هايى كه ما در آن ها پرورش يافته ايم، نمى پسندند كه ما اطاعت لئيمان و پست فطرتان را بر خوابگاه مردمان بزرگوار يعنى بر مقاتل و كشتنگاه ها ترجيح بدهيم.

بقية آل محمد علیهم السلام
ركن شديد احمد الحسن (ع)
وصی و فرستاده ی امام مهدی (ع)
به تمامی مردم
مؤيد به جبرائيل مسدد به ميكائيل منصور به اسرافيل
( فرزندانى كه بعضى از آنان از نسل بعضى ديگرند و خداوند شنواى داناست)
1/- / 1424 هـ .ق
1382 هـ. ش
#65609
به لطف، رحمت و منت خدا و برکت و منت محمد (ص) و آل محمد (ع) مقاله های پرچم های سیاه مشرقی به روز شد. برای دانلود مقاله ها لطفاً به لینک زیر مراجعه نمایید. یا فایل پیوست را مستقیماً دانلود نمایید
لینک دراپ باکس

https://www.dropbox.com/sh/qwqygq6sdfjt ... G3qAa?dl=0
You do not have the required permissions to view the files attached to this post.
H- Pierre (Hidjara).

Salam, Une Pierre-Témoin. H-5. Mahdi est un[…]

A- Nom nouveau du Mahdi.

Salam, Miséricorde partout. A-18. Une sœur r[…]

S- L'Islam comme Religion ?

Salam, Petit Rappel du Rappel. S- 12. Le Ra[…]