#63617
بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العالمین
اللهم صل علی محمد و آل محمد و الائمه و المهدیین و سلم تسلیما کثیرا


یک سال از ظهور حجت (ع) گذشته است
امام صادق (ع) میفرمایند : "قائم (ع) قیام نمیکند تا اینکه ۱۲ مرد میگویند که او را دیده اند، پس مردم به آنها تهمت کذب و دروغ میزنند." غیبت النعمانی ص 285

امام باقر (ع) : "صاحب این امر غیبتی دارد، و ایشان با دستشان به طرف ذی طوا اشاره کردند، سپس فرمودند: تا قبل از اینکه او خروج کند، مولایی که با او بود بیرون خواهد آمد تا اینکه با بعضی‌ از اصحابش ملاقات خواهد کرد و از آنها میپرسد: چند نفر از شما اینجا است؟ آنها میگویند: ما ۴۰ نفر هستیم، سپس او میپرسد: چه می‌کنید اگر صاحب خود را ببینید (صاحب این امر (ع) را ) ؟ آنها جواب میدهند: به خدا قسم اگر او از اینجا برود و پناه به هرکوهی ببرد ما نیز با او خواهیم بود. سپس او به پیش آنها میاید و می‌گوید: ۱۰ نفر از بهترین خودتان را نشان دهید. آنها ۱۰ نفر از بهترین خود را به او نشان میدهند، سپس او آنها را می برد به پیش صاحبشان (امام مهدی) (ع). او به آنها شب بعد را ضمانت می‌کند (یا ملاقات شب بعد را ضمانت می‌کند)." غیبت النعمانی ص ۱۸۷، تفسیر عیاشی ج ۲ ص ۵۶، بحار ج ۵۲ ص ۳۴۱


https://www.youtube.com/watch?v=AgCoicLo0aA&list=PLywV0S2UA5QeJEaV1ObT2IilVxONBHIlw&index=1


رسول الله (ص) فرمودند : مردی باید بر حجاز حکومت کند که نامش ، نام یک حیوان خواهد بود.اگر از دور او را ببینی فکر خواهی کرد که چشمانش چپ هستند و اگر به نزدیکی او بیایی در چشمانش هیچ چیز نخواهی دید بعد از او باید برادرش ، که نامش عبدالله است، به خلافت برسد وای بر شیعه ما از او! و او (ص) آن را سه بار تکرار کرد . به من بشارت مرگ اش را بدهید و من به شما بشارت ظهور حجت را خواهم داد
فهد پسر العزیز ، لعنت خدا بر او باد
اگر از دور او را مشاهده کنی، خواهی دید که چشمانش چپ هستند و اگر به نزدیکی او بیایی در چشمانش هیچ چیز نخواهی دید
برادرش ، که نامش عبدالله است، بعد از او به خلافت می رسد
وای بر شیعه ما از او
امام احمد الحسن (ع) در کتاب بنده ی صالح فرمودند : من امیدوارم که شما متوجه آن بشوید ، من همانند پدر بزرگم حسین (ع) هستم ، و بینی ام همانند سنگ است. به خدا سوگند ترجیح میدهم ، هزار بار کشته شوم در عوض آنکه سرم را در مقابل طاغوت خم کنم.
او آن را سه بار تکرار کرد ، به من بشارت مرگ اش را بدهید،
و من به شما بشارت ظهور حجت را خواهم داد
در جمعه ، بیست و سوم ژانویه سال 2015 میلادی واقعه عظیمی رخ داد
داستان ملاقات توسط برادر ابا جبرئیل ، یکی از دوازده مرد که امام مهدی (ع) را ملاقات کردند ، به ما رسید

تا اینکه آن روز مبارک و موعود فرا رسید و ما خبر نابودی عبدالله جنایت کار شاه حجاز را شنیدیم
مثل هر روز ما در آن مکان پر برکت که توسط خدا حفاظت می‌شود جمع شدیم. پدر (ع) برای چند شب قبل از این شب غایب بودند و ما بسیار دلتنگ ایشان بودیم ، یک ساعت قبل از نماز فجر ، شیر شجاع الله به پیش ما آمدند با شکو‌ه و عظمتی‌ که قلبها و دیده ها را تصرف می‌کند ، ایشان و دو نفر از یاران ایشان، از برادران پاک شما که همواره و هرجا که ایشان بروند ، امام احمد الحسن (ع) را همراهی می کنند
و ایشان (ع) بر ما وارد شدند در حالی‌ که لبخند می‌زدند ، سپس فرمودند : "سلام ، درود و رحمت خدا و برکاتش بر شما باد"
و همگی با میل و اشتیاق درود و تهنیت را پاسخ دادند. پس ایشان (ع) فرمودند : چطور هستید فرزندانم؟ انشاالله که همگی خوب باشید
پس تمام برادران گفتند " شکر خدا پدر - ما همگی خوب هستیم و شکر خدا"
سپس ایشان (ع) فرمودند آیا خبر نابودی این ستمگر عبدالله – لعنت خدا بر او باد - به شما رسیده است؟
پس آنها گفتند : "بله." سپس ایشان (ع) فرمودند: " امروز روز خداست - این وعده خدا عزوجل هست برای بندگان صالح و مخلصش"
سپس ایشان (ع) فرمودند: " چه کار می‌کنید اگر امام مهدی محمد بن الحسن العسکری که روحم فدای او باد را ببینید؟"
آنها گفتند : "به خدا قسم به خدا قسم اگر او از اینجا برود و پناه به هر کوهی ببرد ما با او خواهیم رفت"
پس پدر (ع) فرمودند: " به خدا قسم حقیقت را گفتید که خدا هیچ انصاری (یاری) را بر زمین همانند شما خلق نکرده است- نه قبل از شما و نه بعد از شما "
سپس ایشان فرمودند: " حال من می‌خواهم که شما به بهترین در جعمتان اشاره کنید و ده‌‌‌ نفر را برای ملاقات با امام مهدی محمد ابن الحسن العسکری (ع) انتخاب کنید"
در این موقع همه میخواستند که برادر هایشان را انتخاب کنند و حتی به ذهن هیچ کدام از آنها نیامد که خود را انتخاب کند یا اینکه او بهتر از برادرش است - پس همگی‌ به یکدیگر می‌گفتند که من تو را انتخاب می‌کنم - و پدر (ع) به آنها نگاه میکردند و لبخند می‌زدند . سپس ایشان (ع) فرمودند: "صلوات بفرستید بر محمد و آل محمد امام ها و مهدیین" . پس همه صلوات فرستادند بر محمد و آل محمد.

سپس پدر (ع) یک بار دیگر فرمودند : "به خدا قسم الله العلی‌ العظیم هیچگاه انصاری مانند شما را خلق نکرده است ، شما بهترین انصار هستید بر روی زمین ، انصاری مانند شما نیامده اند و انصاری مانند شما نخواهند آمد . با این خلوص، وفا و ایمان به خدا عزوجل".
سپس ایشان (ع) خدا را ستایش و شکر گفتند . و بعد برای چند ثانیه ساکت شدند ، سپس فرمودند : "باید ده‌‌‌ نفر انتخاب کنید" . سپس ایشان (ع) فرمودند : "ده‌‌‌ گروه بسازید در هر گروه چهار مؤمن باشد ، و بعد هر گروه چهار نفری یک نفر مؤمن انتخاب کنند که نماینده آنها باشد".
پس مؤمنین همان چیزی را که پدر (ع) درخواست کرده بود انجام دادند . پس هر گروه یک شخص را انتخاب کرد . جمع تعداد کسانی‌ که انتخاب شدند ده‌‌‌ نفر مؤمن بود . سپس پدر (ع) فرمودند: " نماز فجر فرا رسیده است". پس ایشان (ع) اشاره به یکی‌ از برادران کردند و فرمودند: " بلند شو و اذان بگو ". پس اذان گفت و ما نماز جماعت را به امامت امام احمد الحسن (ع) به جا آوردیم.
پس ما دوازده مرد به راه افتادیم و سید پدر (ع) عزیزمان با ما بودند و ما پر از اشتیاق ، هیجان و میل بودیم ‌و با قلبی که به سرعت آذرخش می تپید و با جسمی‌ لرزان مانند درختی که باد آن را در یک روز طوفانی زمستانی میلرزاند ، به دلیل عظیم بودن این امر. پس ما به مکانی که امام مهدی (محمد ابن الحسن العسکری ع ) در آنجا بودند رسیدیم . ما ایشان را ملاقات کردیم و بعد از سلام و گفتگو طولانی‌ که بیش از دو ساعت و نیم طول کشید . ایشان همه ما را هدایت کردند و به ما خبر دادند از امور آینده که اتفاق خواهند افتاد ، و اتفاقاتی که در جهان رخ خواهد داد ، با دقیق ترین جزئیات.

بعد از آن امام احمد الحسن (ع) به ما دستور دادند تا بشارت را به تمام مردم بدهیم
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام ، درود ، رحمت و برکت خدا بر شما باد
بروید و بشارت را به محمد رسول الله (ص) بدهید و به ایشان بگویید " سرورم برای شما بشارت مرگ ظالم عبدالله را آورده ایم" و او (ص) به شما بشارت ظهور حجت را به خواست خدا در بیست و سوم ژانویه 2015 میدهد.
امام مهدی محمد بن الحسن العسکری (ع) اکنون بین مردم آشکار ( حاضر) هستند ، شکر و ستایش مخصوص شماست ای الله.
و بدانید ای مردم که گشایش بسیار نزدیک است ، بر آستانه ی در
اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا
و در نوزدهم مارس سال 2015 ، پرچم اسلام به دستور امام احمد الحسن (ع) گسترده گشت
که امام احمد الحسن (ع) در مورد آن فرمودند : " این پرچم حقیقت است ، پرچم افتخار ، پرچم اسلام"
و او (ع) فرمودند : " در زیر این پرچم گروهی خواهد بود ، سپس یک امت (ملت) و سپس تمام دنیا"
و او (ع) فرمودند: " در پنج شنبه ، ظالمان از خواب و استراحت محروم خواهند شد"
و او (ع) فرمودند : " فرقی نخواهد کرد که ظالمان چه کنند ، آن به نفع این پرچم مبارک خواهد بود"
و او (ع) فرمودند : " اکنون دعوت مبارک آغاز گشته است"
و پاکان شروع کردند به دور نور جمع شدند
برادر عبدالله هاشم بعد از آنکه به الله سبحان تعالی استخاره کرد، ایمان آورد. او به غیب ایمان آورد و تسلیم امر الله شد. و همراه او جمع کوچکی از پاکان ایمان آوردند ، درود خدا بر آنان باد.
او میخواست تا ایمانش را آشکار کند ، او و جمع پاکانی که همراه او ایمان آورده بودند ، اما سید پدر (ع) خواستند تا آن به صورت راز باشد.
حتی سید علی الغریفی نمی دانست که ابا صادق (ع) ایمان آورده بود.
آبا صادق (ع) یک بار هم در مورد امر پرچم های سیاه شک نکرد ، زیرا او مخلص و مُصر بود ، او به غیب ایمان آورد و تسلیم امر خدا گشت.
و از اینجا ، گوساله و سامری دچار به لغزش و پریشانی شدند که آن ها را به چپ و راست پرتاب می کرد.
واثق الشیطانی با برادر عبدالله هاشم تماس گرفت و به او گفت " ما را نجات بده ، برای ما پول جمع کن ، ما از آغاز پرچم های سیاه ضربه مالی خورده ایم. از بر افراشته شدن پرچم تا به امروز هیچ کس به ما پولی نداده است و ممکن است به این علت شبکه ماهواره ای تعطیل شود"
پخش کردن صدای خفیف شونده ی گوساله در تمام رسانه ها ، روزنه ای در دسترس برای آنان بود
نفرین کردن و افترا زدن در هر زمینه ای ، جدا شدن از ثقلین ، زیرا آنها نمی توانند که دلایل را کتمان کنند
تلاش کردند تا پرچم حقیقت را تقلید کنند
امام (ع) در مورد آنها فرمودند " آنها میمون هایی تقلید کار هستند"
تمام آن برای چه؟ برای دو مورد
اول پول و قدرت
و دوم منحرف کردن دعوت امام مهدی (ع)
اما آن خیلی دور است ، خواست خدا فرای هر خواستی است
تا زمانی که گوساله ی دعوت و صاحب صفحه ( فیس بوک ) با یک قسمت از برنامه علی الغریفی زمین گیر شدند
و گوساله ی دعوت از عبدالله درخواست کرد تا اعلام برائت از علی الغریفی کند
آبا صادق و مومنین همراه او پاسخ گفتند ، به دستور سید پدر (ع)
و چالش سید علی الغریفی به گوساله ی فیس بوک
"... 20 ثانیه گذشت و چالش تمام است ، کیش و مات ، شما افرادی دروغگو هستید ، شما منافق هستید"
"... و در اینجا ما اصحاب پرچم های سیاه آمدیم تا شما را زیر پایمان خُرد کنیم... و به منافقین ، صابر لعنت شده..."
گوساله دعوت با دست پاکان فرو ریخت ، کسانی که به الله ایمان داشتند ، و به غیب ایمان داشتند ، درود خدا بر آنان باد.
و هیچ کس همراه با مکتب باطل نماند ، به جز منافقان و فریب خوردگان
ما به سرورم امام مهدی (ع) تبریک می گوییم
محمد بن الحسن العسکری (ع) و امام احمد الحسن (ع)
و به تمام مومنین
به مناسبت سالگرد ظهور امام مهدی (ع)
و از الله العلی القدیر تقاضا می کنم تا او ما را انشاالله بپذیرد و ما را سربازانی مطیع بین دستانش قرار دهد
#65071

سلام الله عليكم يا أصحاب القائم (عليكم السلام)، أيها الإثنا عشر الأطهار
س: هل كان الوضع كما في الحديث المذكور في كتاب نصيحة إلى طلبة الحوزات العلمية، أنكم كنتم أربعين رجلاً ثم جاء إليكم الإمام أحمد الحسن (ع) وأمركم أن تشاوروا على أفضل عشرة فيكم ثم أخذكم للقاء الإمام المهدي (ع)؟
هل الإمام أحمد الحسن ع كان معكم أصلاً منذ فترة بعد أن إنتهت غيبته أم أنه ظهر لكم لأول مرة يوم موت الملك عبد الله؟ يعني إذا الغيبة بدأت في ٢٠٠٨ هل أنتهت في آخر ٢٠١٤؟

الجواب:
بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله رب العالمين
اللهم صل على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا
السلام عليكم ورحمة الله وبركاته انصار الله المؤمنين في مشارق الأرض ومغاربها
أنا وأعوذ بالله من كلمة الأنا خادمكم ابا جبرائيل احد الأثنا عشر الذين تشرفوا بلقاء حجة الله (الإمام محمد ابن الحسن العسكري) ع. سوف اذكر لكم قصة اللقاء وسوف أراعي عدم ذكر بعض التفاصيل لحساسية الأمر وفقكم الله لكل خير.

نحن اثنان واربعون رجلاً ومع (الإمام احمد الحسن) ع نصبح ثلاثة واربعون رجلاً، فينا من هو مؤمن بهذه الدعوة المباركة قبل ان يسمع بها، وفينا من هو مؤمن منذ اول يوم سمع بها، وفينا من هو مؤمن منذ زمن ليس ببعيد. جمعنا السيد الوالد احمد الحسن ع من عدة بلدان منها عربية و اسلامية وغربية وأسيوية، حتى اجتمعنا منذ سنة ونصف في مكان واحد. وكان الإمام احمد الحسن ع معنا وبيننا. كان لدينا مكان نجتمع به جميعنا في وقت معين في كل يوم حتى بعد صلاة الفجر يذهب كل منا الى عمله المكلف به والموكل اليه من الوالد الإمام احمد الحسن ع حتى جاء ذلك اليوم المبارك الموعود وسمعنا بهلاك المجرم (عبد الله ملك الحجاز).

اجتمعنا مثل المعتاد في ذلك المكان المبارك المحصن من قبل الله سبحانه وتعالى وكان الوالد ع قد غاب عنا لبضع ليالي قبل هذه الليلة وكنا مشتاقون له كثيراً. وقبل صلاة الفجر بساعة اقبل علينا أسد الله المقدام بهيبته التي تخطف القلوب والأبصار، هو وأثنين من مرافقيه من اخوتكم الأطهار المعتادين على مرافقة الإمام احمد الحسن ع في كل مكان وأين ما ذهب ..ودخل علينا عليه السلام وهو مبتسم
فقال .. السلام عليكم ورحمة الله وبركاته .. فرد الجميع السلام بشوق ولهفة ..فقال عليه السلام كيف حالكم يا أبنائي ان شاء الله تكونون بخير جميعكم .. فقالوا الاخوة الحمد لله يا أبتي نحن بخير والحمد لله
فقال عليه السلام وصلكم خبر هلاك الطاغية عبد الله لعنه الله فقالوا بلى يا سيدي لعنه الله .. فقال عليه السلام هذا هو يوم الله هذا هو وعد الله عز وجل لعباده الصالحين المخلصين .. ثم قال (ع) كيف بكم اذا رأيتم الإمام المهدي محمد ابن الحسن العسكري روحي له الفدى، فقالوا والله والله لو ناوى بنا الجبال لناويناها معه .. فقال الوالد ع والله صدقتم فلم يخلق الله انصار على وجه الأرض مثلكم لا قبلكم ولا بعدكم، ثم قال الآن اريد منكم ان تشيروا الى خياركم وتختاروا عشرة للقاء الإمام المهدي محمد ابن الحسن العسكري ع...

فهنا حرص الجميع ان يختاروا اخوتهم ولم يخطر في بال احد منهم ان يختار نفسه او يفكر انه افضل من أخيه، فالكل يقول للكل انا اختارك، والوالد ع ينظر لهم ويبتسم عليه السلام ثم قال صلوا على محمد وآل محمد الأئمة والمهديين وسلم تسليما فصلى الجميع على محمد وآل محمد .

قال الوالد ع مرة اخرى أقسم بالله العلي العظيم أن الله لم يخلق مثلكم أنصار خير الأنصار انتم على وجه الأرض لم يأتي أنصار مثلكم ولن يأتي انصار بعدكم بهذا الإخلاص والوفاء والإيمان بالله عز وجل ..فحمد الله وشكره .. ثم سكت لبضع ثواني فقال يجب ان تختاروا عشرة، فقال عليه السلام كونوا عشر مجاميع، في كل مجموعة أربع مؤمنين، ولتختار كل مجموعة مكونة من أربع مؤمنين مؤمنا ينوب عنهم .

ففعل المؤمنين مثل ما طلب الوالد ع فاختارت كل مجموعة شخصا. فأصبح مجموع المختارين عشرة مؤمنين. فقال الوالد ع لقد حان وقت صلاة الفجر، فأشارلأحد الاخوة فقال له قم وأذن فأذن وصلينا جماعة بإمامة السيد الوالد ع.

فانطلقنا اثنا عشر رجل ومعنا السيد الوالد ع ونحن كلنا شوق وحماس ولهفة وقلب ينبض مثل سرعة البرق وجسد يرتعش مثل شجرة في يوم شتاء عاصف لعظمة الأمر. فوصلنا الى المكان الذي يتواجد به الإمام المهدي ( محمد ابن الحسن العسكري )ع فالتقينا به عليه السلام وبعد السلام وحديث طال أكثر من ساعتين ونصف وجهنا عليه السلام وأخبرنا اخبارات غيبية سوف تحصل وأحداث على مستوى العالم وبأدق تفاصيلها. وأخبرنا عليه السلام بما سوف يحصل وبتفصيل دقيق في العالم، منها العراق ومصر وتركيا و ايران واليابان و ايطاليا والشيطان الأكبر امريكا لعنها الله.. وكوريا الشمالية وكوريا الجنوبية وقطر والأردن وبأدق التفاصيل حتى مع ذكر اليوم والساعة ..

ونستغل هذه المناسبة في تحدينا مع السامري والعجل لعنهم الله اصحاب المكتب المزعوم المنسوب كذباً وزوراً للإمام المهدي ع، وهو منهم بريء، وصاحب الصفحة الملعون وصاحب الصوت الملعون أن يأتوا بشيء واحد غيبي ويعطونا جميع التفاصيل مع ذكر اليوم الذي سوف يقع فيه. ونحن كذلك سوف نعطيكم امر غيبي لن ولم يسمع به إنسان قط ولم يتكلم به بشر قط سوف تسمعوه لأول مره منا وسوف يكون ان شاء الله تعالى، ونعطيكم فيه أدق التفاصيل مع ذكر اليوم والساعة والدقيقة، فإن كنتم صادقين كما تزعمون فاقبلوا تحدينا لكم.. وخلاف ذلك تكونون كذابين منافقين فجرة فسقة كفرة وحينها سوف لا يكون غير السيف علاجاً لكم وحينها أقسم بالله العلي العظيم سوف لن نرحمكم وسوف ندك اوكاركم أوكار الضلالة والكفر والافتراء على آل البيت ع وحينها لا ينفعكم ندم ولا توبة


-------------

سوال: سلام و درود الله بر شما ای اصحاب قائم ، سلام و درود بر تمامی شما، ای دوازده (مرد) پاک
-آیا وضع همانند آنچه که در کتاب " توصیه ای به طلاب حوزه های علمیه" ذکر شده بود که شما چهل مرد بودید سپس امام احمد الحسن (ع) نزد شما آمدند و به شما فرمان دادند تا به ده نفر(از) بهترین تان اشاره نمایید سپس ایشان شما را برای ملاقات با امام مهدی (ع) بردند، بود؟
- آیا امام احمد الحسن (ع) پیش از این با شما بودند، مدتی قبل پس از آنکه غیبتشان تمام گشت؟ یا ایشان برای اولین بار در روز مرگ ملک عبدالله نزد شما ظاهر گشتند؟ یعنی اگر غیبت در سال 2008 آغاز گشت، آیا آن در سال 2014 پایان یافت؟

پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحيم
والحمد لله رب العالمين
اللهم صل على محمد وآل محمد الائمة والمهديين وسلم تسليما كثيرا
سلام و درود، رحمت و برکت خدا بر شما انصار(یاران) مومن خدا در مشرق زمین و مغرب آن

من، ومن از کلمه من به خدا پناه می برم، خادم شما ابا جبرئیل یکی از دوازده مرد هستم که مفتخر به ملاقات حجت خدا ( امام محمد بن الحسن العسکری) ع گشتم. و برای شما داستان ملاقات را ذکر خواهم نمود، و مطمئن خواهم گشت که بعضی از جزئیات را برای حساسیت موضوع ذکر نکنم. باشد که الله به شما توفیق هر آنچه خیر است را بدهد.

ما چهل دو مرد هستیم، و با (امام احمد الحسن) علیه السلام ما چهل و سه مرد میشویم. در میان ما فردی است که او به این دعوت مبارک قبل از آنکه در مورد آن بشنود مومن است، و در میان ما فردی است که از روز اولی که در مورد آن شنید به آن مومن است، و در میان ما فردی است که ایمان دارد نه برای مدت طولانی ای درگذشته. سید پدر احمد الحسن (ع) ما را از چندین کشور گرد آوردند، که در میان آنان عرب، اسلامی، غربی و کشورهای آسیایی هستند، تا اینکه یک و سال و نیم پیش ما در یک مکان جمع گشتیم. و امام احمد الحسن (ع) با ما بودند و در میان ما بودند. ما مکانی داشتیم که در آنجا همگی ما درساعت مشخصی هرروز گرد می آمدیم، تا آنکه بعد از نماز صبح هر کدام ازما به سوی کاری که پدر امام احمد الحسن (ع) به او داده و او را مسئول آن قرار داده بودند، میرفتیم.تا اینکه آن روز مبارک و موعود فرا رسید و ما خبر نابودی عبدالله جنایت کار شاه حجاز را شنیدیم.

مثل هر روز ما در آن مکان پر برکت که توسط خدا سبحان تعالی حفاظت می‌شود جمع شدیم. و پدر (ع) برای چند شب قبل از این شب غایب بودند و ما بسیار دلتنگ ایشان بودیم ، یک ساعت قبل از نماز صبح ، شیر شجاع الله به پیش ما آمدند با شکو‌ه و عظمتی‌ که قلبها و دیده ها را تصرف می‌کند ، ایشان و دو نفر از یاران ایشان، از برادران پاک شما که همواره و هرجا که ایشان بروند ، امام احمد الحسن (ع) را همراهی می کنندو ایشان (ع) بر ما وارد شدند در حالی‌ که لبخند می‌زدند ، سپس فرمودند : "سلام و درود، رحمت خدا و برکاتش بر شما باد" و همگی با میل و اشتیاق درود و تهنیت را پاسخ دادند. پس ایشان (ع) فرمودند : چطور هستید پسرانم؟ انشاالله که همگی خوب باشید.
پس تمام برادران گفتند: " شکر خدا پدر - ما همگی خوب هستیم و شکر خدا" سپس ایشان (ع) فرمودند آیا خبر نابودی این ستمگر عبدالله – لعنت خدا بر او باد - به شما رسیده است؟ پس آنها گفتند : "بله سرورم. لعنت خدا بر او باد" سپس ایشان (ع) فرمودند: " امروز روز خداست - این وعده خدا عزوجل هست برای بندگان صالح و مخلصش"
سپس ایشان (ع) فرمودند: " چه کار می‌کنید اگر امام مهدی محمد بن الحسن العسکری که روحم فدای او باد را ببینید؟"آنها گفتند : "به خدا قسم به خدا قسم اگر او کوهها را توسط ما خرد کند، ما مطمئنا آنها را با او خرد خواهیم نمود." پس پدر (ع) فرمودند: " به خدا قسم حقیقت را گفتید که خدا هیچ انصاری (یاری) را بر زمین همانند شما خلق نکرده است- نه قبل از شما و نه بعد از شما " سپس ایشان فرمودند: " حال من می‌خواهم که شما به بهترین در جعمتان اشاره کنید و ده‌‌‌ نفر را برای ملاقات با امام مهدی محمد ابن الحسن العسکری (ع) انتخاب کنید"

در این موقع همه میخواستند که برادرهایشان را انتخاب کنند و حتی به ذهن هیچ کدام از آنها نیامد که خود را انتخاب کند یا اینکه او بهتر از برادرش است - پس همگی‌ به یکدیگر می‌گفتند که من تو را انتخاب می‌کنم - و پدر (ع) به آنها نگاه میکردند و لبخند می‌زدند . سپس ایشان (ع) فرمودند: "صلوات بفرستید بر محمد و آل محمد امام ها و مهدیین" . پس همه صلوات فرستادند بر محمد و آل محمد.

سپس پدر (ع) یک بار دیگر فرمودند : "به خدا قسم خدا العلی‌ العظیم هیچگاه انصاری مانند شما را خلق نکرده است ، شما بهترین انصار هستید بر روی زمین ، انصاری مانند شما نیامده اند و انصاری مانند شما نخواهند آمد . با این خلوص، وفا و ایمان به خدا عزوجل".

سپس ایشان (ع) خدا را ستایش و شکر گفتند . و بعد برای چند ثانیه سکوت نمودند ، سپس فرمودند : "باید ده‌‌‌ نفر انتخاب کنید" . سپس ایشان (ع) فرمودند : "ده‌‌‌ گروه بسازید در هر گروه چهار مؤمن باشد ، و بعد هر گروه چهار نفری یک فرد مؤمن را انتخاب کند که نماینده آنها باشد".
پس مؤمنین همان چیزی را که پدر (ع) درخواست کرده بود انجام دادند . پس هر گروه یک شخص را انتخاب کرد . جمع تعداد کسانی‌ که انتخاب شدند ده‌‌‌ نفر مؤمن بود . سپس پدر (ع) فرمودند: " نماز صبح فرا رسیده است". پس ایشان (ع) اشاره به یکی‌ از برادران کردند و فرمودند: " برخیز و اذان بگو ". پس اذان گفت و ما نماز جماعت را به امامت امام احمد الحسن (ع) به جا آوردیم.

پس ما دوازده مرد به راه افتادیم و سید پدر (ع) با ما بودند و ما پر از اشتیاق ، هیجان و میل بودیم ‌و با قلبی که به سرعت آذرخش می تپید و با جسمی‌ لرزان مانند درختی که باد آن را در یک روز طوفانی زمستانی میلرزاند ، به دلیل عظیم بودن این امر. پس ما به مکانی که امام مهدی (محمد ابن الحسن العسکری ع ) در آنجا بودند رسیدیم . ما ایشان را ملاقات کردیم و بعد از سلام و گفتگو طولانی‌ که بیش از دو ساعت و نیم طول کشید . ایشان همه ما را هدایت کردند و به ما از امور آینده که اتفاق خواهند افتاد خبر دادند ، و اتفاقاتی که در جهان رخ خواهند داد ، با دقیق ترین جزئیاتش وایشان (ع) ما را از آنچه که در جهان رخ خواهد داد مطلع کردند و با جزئیاتی دقیق، و از آنان عراق، مصر، ترکیه، ایران، ژاپن، ایتالیا، شیطان بزرگتر آمریکا، باشد که خدا آن را لعنت کند، و کره شمالی، کره جنوبی، قطر، اردن، و با دقیق ترین جزئیات، حتی با اشاره به روز و ساعت.

و ما از این مناسبت استفاده میکنیم در به چالش کشیدن سامری و گوساله، باشد که خدا آنان را لعنت کند، اصحاب مکتب منسوب که به دروغ و به نیرنگ به امام مهدی (ع) نسبت داده شد در حالیکه ایشان از آنان مبرا است، و صاحب لعنت شده ی صفحه، و صاحب لعنت شده ی صدا، که امری از غیب (یک رخداد در آینده) را به پیش آورند و به ما تمام جزئیات را با ذکر روزی که در آن رخ خواهد داد را، بدهند. و ما نیز همان را انجام خواهیم داد، ما به شما یک امر غیب خواهیم داد که هیچ کس تا به حال نشنیده است و هیچ کس از آن نخواهد شنید، و هرگزهیچ کس درباره ی آن صحبت نکرده است، شما آن را برای اولین بار از ما خواهید شنید، و آن انشاالله رخ خواهد داد، و ما به شما دقیق ترین جزئیات را خواهیم داد با ذکر روز، ساعت و دقیقه.

پس اگر شما راستگو هستید همانند آنکه ادعا میکنید، پس چالش ما برایتان را بپذیرید. در غیر این صورت، شما ها دروغگویان، منافقان، بی اخلاقان، فاسدان و کافران هستید، و درآن زمان چیزی به عنوان درمان باقی نخواهد ماند مگر شمشیر برای شما، و در آن زمان، من به خدا العلی العظیم سوگند میخورم، رحمی بر شما نخواهیم داشت، و شما را خرد خواهیم نمود و خانه هایتان را نابود خواهیم ساخت، خانه های گمراهی، کفر، دروغگویی و تهمت بر اهل بیت (ع)، و در آن زمان نه پشیمانی نه توبه به شما سود نخواهد رساند.
S- L'Islam comme Religion ?

Salam, Le Rappel. S-10. Mahdi est un avertis[…]

Salam, Les bannières noires. E-13. Le Desce[…]

Y- Yamani et Yawmiates (Mémoires).

Salam, Les rêves qui m’ont aidé à mieux cerner[…]