#63704
بسم الله الرحمن الرحیم
والحمد لله رب العالمین
اللهم صل علی محمد و آل محمد الائمه و المهدیین و سلم تسلیماً کثیرا


سلام ، درود ، رحمت و برکت خداوند ، سبحان و تعالی ، بر تو ای حقیقت جوی عزیز ،
این مقاله گردآوری متن های نوشته شده توسط برادر پاک و عزیزمان احمد احمد و ترجمه های خواهر پاک و عزیزمان نورهان القرش می باشد. درود خدا بر آنان باد. علم جدید منتشر شده توسط امام احمد الحسن (ع) ، رهبر پرچم های سیاه مشرقی ، توسط بعضی رد شده و به ما می گویند : " شما بر باطل هستید ، چه مدرکی برای اثبات ادعا هایتان دارید ؟ " . در این مقاله انشالله به نشان دادن گواه هایی از انطباق و حقانیت علم جدید منتشر شده از امام احمد الحسن (ع) بر قرآن کریم و روایات رسول الله (ص) و آل محمد (ع) ، می پردازیم

دانلود مقاله از دراپ باکس
https://www.dropbox.com/sh/qwqygq6sdfjt ... G3qAa?dl=0
#63705
:در مقدمه میخواهیم سوالی بپرسیم : ای کسانی که شک کرده اید ، چه چیزی باعث شد که سخن امام علی (ع) را باور کنید ، زمانی که فرمودند
"من بهترین اسم های الله هستم که مردم به آن فرمان داده شدند که با آن دعا کنند ، من نوری هستم که از آن هدایت برگرفته شد ، من صاحب صور هستم ، من کسی هستم که مردمان را از قبر بیرون می آورم ، من صاحب روز رستاخیز هستم ، من همدم نوح هستم و من کسی هستم که او را نجات داد ، من همدم ایوب رنجور هستم و منم که او را شفا داد ، من کسی هستم که بهشت ها را به امر پروردگارم برپا میکنم ، من همدم ابراهیم هستم..."
امام علی (ع) چه مدرکی به شما ارائه کردند ، هنگامی که فرمودند من کسی هستم که با موسی (ع) سخن گفتم؟ حتی با وجود آنکه قرآن کریم میفرماید که موسی (ع) با الله صحبت کرد؟

شما و ما هر سخن امام علی (ع) را باور نمودیم ، حتی با وجود اینکه ایشان (ع) برای تک تک سخن هایشان به ما دلیلی ارائه نکردند. پس دلیلی که ما او را باور و تصدیق نمودیم ، آن است که امام بودن ایشان (ع) به ما و شما ثابت گشته است ، و از آن رو ما تمام سخنان ایشان (ع) را باور و تائید می نمائیم ، حتی اگر نتوانیم آن را درک کنیم. این راه محمد (ص) و آل محمد (ع) هست ، یعنی تسلیم امر حجت بودن بعد از شناخت او.
آیا اگر در زمان پیامبر خدا عمران (ع) زندگی میکردید ، به دلیل آنکه او به قومش قول پسری برای او متولد خواهد شد ، اما هنگامی که صاحب دختر گشت ، به او کافر میشدید؟! یا بر او مومن و مطمئن باقی می ماندید که آن باید خردی از الله سبحان تعالی باشد و معنایی از سخن یک پیامبر که درک نکرده اید؟

اگر در زمان موسی (ع) زندگی میکردید ، از کسانی بودید که به علت آنکه موسی (ع) به آنها وعده ی سی روز غیبت داده بود ولی به مدت چهل روز در غیبت ماند ، گوساله ی سامری را پرستش میکردید؟ یا بر پیامبری اش و آنکه او حجت خدا است ، فارغ از آنکه چه شبهاتی رخ خواهد داد ، استوار می ماندید ؟
اگر در زمان محمد رسول الله (ص) زندگی میکردید ، آیا معراج پیامبر (ص) را ، بدون آنکه او (ص) هیچ گونه مدرکی ارائه دهند که او (ص) از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برده شدند و آنکه او (ص) به آسمان ها صعود نمودند ، را باور می نمودید؟

و سوال آخر : اگر در زمان رهبر و سرورمان رسول الله (ص) زندگی می کردید ، و با او (ص) برای "بیش از ده سال" به سمت بیت المقدس نماز میخواندید..سپس روزی بر میخواستید و متوجه میشدید که رسول الله (ص) میفرمایند که قبله به سوی کعبه مقدس عوض شده است...آیا از کسانی بودید که فوراً تسلیم امر محمد (ص) می شدید؟ یا از کسانی می بودید که میگفتند که اگر محمد پیامبری حقیقی بود ، از اول قبله ی درست را میدانست!
اگر میگویید از کسانی می بودید که فوراً تسلیم امر او (ص) شدند ، پس چه چیزی شما را به تسلیم واداشت؟ آیا دلیل تسلیم بودن تان آن نیست که میدانستید او (ص) ، رسول خدا و حجت خدا برای شما هستند؟
و به همان شکل امر با امام احمد الحسن (ع) و درب و وصی او ابا صادق عبدالله هاشم (ع) است

اگر آن برای شما ثابت شده است که امام احمد الحسن (ع) واقعا یک امام و حجت است ، کسی که اطاعت از او واجب است و اوست که رهبر پرچم های مبارک سیاه مشرقی است ، پس هر آنچه که ایشان می فرمایند ، برای شما ثابت شده است ، بدون درخواست گواه یا مدرک

بلکه گواه ها و مدارک برای امامت و ولایت امام یا رسول داده شده است. آن حق شما است که برای گواهی بر امامت ایشان (ع) سوال نمایید و آنچه امام احمد الحسن (ع) ، رهبر پرچم های مبارک سیاه مشرقی ، از طریق قانون شناخت معرفت حجت که در قرآن بیان شده است ، وصیت نامه و بشارت رسول الله (ص) ، احادیث اهل بیت (ع) در مورد پرچم های سیاه مشرقی و صاحب آن ، حدیث امام صادق (ع) در مورد آنکه ما قائم (ع) را از آن خواهیم شناخت که او (ع) کسی است که به ما میگوید "خانواده" به عالم روح باز میگردد ، احادیث اهل بیت (ع) که بر پرچم قائم (ع) ، البیعه لله ( بیعت برای خدا) نقش بسته است ، مباهله ، قسم برائت ، چالش امر غیب ، تضمین امام صادق (ع)در مورد ظهور حجت (ع) بعد از مرگ عبدالله ، شهادت و گواهی دوازده مرد پاک و حدیث در مورد آنان ، و ... و... و...!! ما محکم به ثقلین برای اثبات اتکاء نموده ایم و تمام شکر و ستایش مخصوص الله پروردگار جهانیان است

برای گواه به علم و دانشی که او (ع) منتشر میکنند ، این به او (ع) باز میگردد که گواه و مدرک را به اعطا نمایند و یا خیر. امام زین العابدین (ع) فرمودند: " اگر بخواهیم پاسخ بدهیم ، خواهیم داد ، و اگر بخواهیم خودداری نماییم ، خودداری خواهیم کرد." سپس ایشان (ع) این آیه قرآنی را خواندند : { [گفتيم] اين بخشش ماست [آن را] بى‏شمار ببخش يا نگاه دار} (۳۹) - سوره ص ، وسائل الشیعه جلد 27 ص 66


امتحان و ماموریت ما ، که الله سبحان تعالی ما را بر آن گماشته است آن است که امام (ع) را پیدا کنیم ، او را بشناسیم و تسلیم او باشیم ، نه آنکه علم او را زیرسوال ببریم!

ابا جعفر (ع) فرمودند : " ای جابر، سخن ما بسیار سخت است ، بشدت دشوار ، استوار ، خردمندانه ، ناهموار ، قاطع. به خدا قسم ، هیچ کس نمی تواند آن را تحمل کند به جز یک پیامبر ، یا فرشته ی مقرب ، یا مومنی که امتحان شده است. پس ای جابر ، اگر چیزی از امر ما به تو رسید ، و قلبت به سوی آن متمایل شد ، خدا را شکر کن ، و اگر آن را انکار نمودی پس آن را به ما اهل بیت بازگردان. و نگو که چه گونه این (امر) آمد ، یا چگونه آن رخ داد ، یا آن چگونه ممکن است؟! زیرا به خدا قسم ، آن شرک بزرگی برای خدا است. – بحار الانوار ج 2 ص 208


ابا جعفر (ع) فرمودند : " ای سالم ، همانا امام هدایت کننده و هدایت شده است ، الله هرگز او را وارد بی بصیرتی نمیکند ، و الله او را هرگز به هیچ سنتی ناآگاه نمی سازد. این بر مردم نیست که از آنچه او میگوید یا میکند ، سوال کنند یا نسبت به او ستم پیشه باشند. بلکه آنها فرمان داده شده اند که او را اطاعت کنند" – مختصر بصائر الدرجات 74

و او (ع) فرمودند : " الله برای مردم سه وظیفه قرار داد ، شناخت امام (ع) ، اطاعت از آنان در تمام چیزهایی که از آنان می آید ، و بازگشت به سوی آنان در مواردی که آنها ( مردم) در آن اختلاف دارند." – مختصر بصائر الدرجات74

آیا اهل بیت (ع) نفرمودند که مردم فقط 2 حرف از علم را میدانند و قائم کسی است که 25 حرف باقی مانده را پخش و 2 حرف را به آنان اضافه می نماید؟

ابی عبدالله (ع) فرمودند : "علم بیست و هفت حرف است ، پس تمام آنچه که فرستادگان با آن آمدند دو حرف است ، و تا امروز مردم به جز این دو حرف چیزی نمیدانند ، اما اگر قائم ما قیام کرد بیست و پنج حرف دیگر را خارج نموده و در بین مردم منتشر می سازد و دو حرف را به آنها اضافه نموده تا بیست و هفت حرف را منتشر سازد" – بحار الانوار ج 52 ص 336

آیا اهل بیت (ع) نفرمودند که قائم (ع) آنچه را که پیش از او است را نابود میکند و اسلام را از نو آغاز میکند؟


و امام صادق در مورد قائم (ع) فرمودند: او هرآنچه که پیش از او است را نابود می کند، همانجور که رسول الله (ص) عمل نمودند ، و او اسلام را از نو آغاز می کند. - غیبت النعمانی صفحه 238
و امام باقر (ع) فرمودند: اگر قائم ما قیام کند ، مردم را به امر جدیدی فرا می خواند همانطور که رسول الله (ص) عمل نمودند. و همانا ، اسلام غریبانه شروع شد و غریبانه باز خواهد گشت ، پس بشارت به غریبان. - غیبت النعمانی صفحه 336 ، بحار الانوار جلد 52 صفحه 366
و امام صادق در مورد قائم (ع) فرمودند: وقتی که صاحب شمشیر می آید ، او با چیز متفاوتی که پیش از او بوده است ، می آید – الکافی جلد 1 صفحه536
و او (ع) فرمودند : وقتی قائم قیام می کند ، با امری میاید که با آنچه که قبل از او بود، متفاوت است – غیبت الطوسی صفحه 307


آیا اهل بیت (ع) نفرمودند که قائم (ع) با امری جدید خواهد آمد که بر عرب دشوار خواهد بود؟

امام باقر (ع) فرمودند : قائم با امری جدید قیام می کند ، و کتابی جدید ، و قضاوتی جدید . و آن بر عرب دشوار خواهد بود! - غیبت النعمانی
صفحه 238


به خدا قسم ، آن امری دشوار است به جز برای کسانی که الله سبحان تعالی هدایت نموده است.

به زودى مردم كم خرد خواهند گفت چه چيز آنان را از قبله ‏اى كه بر آن بودند رويگردان كرد بگو مشرق و مغرب از آن خداست هر كه را خواهد به راه راست هدايت مى‏كند (۱۴۲) و بدين گونه شما را امتى ميانه قرار داديم تا بر مردم گواه باشيد و پيامبر بر شما گواه باشد و قبله‏اى را كه [چندى] بر آن بودى مقرر نكرديم جز براى آنكه كسى را كه از پيامبر پيروى مى‏كند از آن كس كه از عقيده خود برمى‏گردد بازشناسيم هر چند [اين كار] جز بر كسانى كه خدا هدايت[شان] كرده سخت گران بود و خدا بر آن نبود كه ايمان شما را ضايع گرداند زيرا خدا [نسبت] به مردم دلسوز و مهربان است (۱۴۳) - سوره بقره

ما از صمیم قلب دعا میکنیم که انشاالله خدا راه راست خویش را به همه ی ما نشان دهد و ما را به آن هدایت کند

خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مى‏كند و اين مثلها را خدا براى مردم مى‏زند و خدا به هر چيزى داناست (35) - سوره نور
#63706
رجعت

در این مقاله ، ما در مورد باور به "رجعت" یا به زبان فارسی " بازگشت" بحث خواهیم کرد. "رجعت" در مورد احیا یا مجدداً برانگیخته شدن بعضی از مرده ها و بازگشت آنها به این عالم قبل از روز قیامت ( روز حساب) است. بسیاری از آیات قرآن کریم تائید میکنند که " رجعت" در زمان گذشته برای بعضی از قوم ها رخ داده است و همچنین در آینده برای بعضی از مردم رخ خواهد داد

آیات و روایات بسیاری موجود هستند که اشاره میکنند که الله سبحان تعالی دو گروه از مردم را احیا یا مجدداً برانگیخته خواهد کرد. گروه اول کسانی اند که ایمان محض دارند ، و گروه دوم کسانی اند که کفر محض دارند ، یعنی بهترین مومنان و بدترین کافران. و مردم در این دو دسته کسانی هستند که زمان های گذشته زندگی کرده اند. هدف از رجعت چیست؟ چرا رجعت رخ میدهد؟ هدف های بسیاری وجود دارد که جز صاحب آن ، آنها را نمیداند و آنها انشاالله برای شما روشن خواهند گشت زمانی که برای شما مناسب باشد.اما این کشمکش بین آن دو گروه اولین گام برای ساختن دولت عدل الهی است

و قطعا فرمان ما درباره بندگان فرستاده ما از پيش [چنين] رفته است (۱۷۱) كه آنان [بر دشمنان خودشان] حتما پيروز خواهند شد (۱۷۲) و سپاه ما هرآينه غالب‏آيندگانند (۱۷۳) پس تا مدتى [معين] از آنان روى برتاب (۱۷۴)- سوره صافات


یک امر بسیار مهمی وجود دارد که به رجعت مربوط است ، که آن امر بازگشت رسول الله (ص) و امامان (ع) و امر مهدیین (ع) است. روایات بسیاری وجود دارد که میگویند بعد از امام دوازدهم (ع)، امام محمد مهدی (ع) ، مهدیین ( دوازده مهدی) خواهند آمد.روایات در مورد مهدیین برای مدت بسیار زیادی مورد توجه شیعه نبود ، زیرا آن برای آنها دشوار بود تا هماهنگی و مفهومی ایجاد کنند بین رجعت ، روایات مهدیین ، روایات امامان ، و روایات قیام مقدس قائم (ع) و آن مورد انتظار بود ، زیرا آن چهار مورد ارتباطی قوی و مهم با برنامه ی الهی محرمانه ، برای تشکیل دولت عدل الهی دارند پس قطعا هر کسی به آن دسترسی نخواهد داشت

حال این امر مهم است ، هر کسی که روایاتی را که در مورد مهدیین صحبت میکنند ، بخواند ، و روایاتی را که در مورد رجعت صحبت میکنند بخواند یک مساله مهم مشترک می یابد. و این امر مهم مشترک آن است که آنجا پیروزی و غلبه ای موجود خواهد بود ، آنجا تشکیل دولت الهی موجود خواهد بود. از طرف دیگر ما باور داریم که دولت عدل الهی تشکیل نخواهد شد جز به دست قائم (ع) . پس از طرفی ارتباطی قوی بین مهدیین و روایات رجعت و از طرف دیگر بین قائم و دولت عدل الهی وجود دارد. و این ارتباط همانند خورشید روشن است

زراره نقل کرد : " از ابا عبدالله (ع) در مورد این امور عظیم از رجعت و مشابه آن پرسیدم. حضرت فرمودند : "آن چیزی که درباره ی آن می پرسید ، هنوز زمانش فرا نرسیده است و خداوند عز و جل می فرمایند : { بلکه چیزی را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند (39)} سوره یونس" ، مختصر بصائر الدرجات ص 24

برای این سوال که رجعت چگونه رخ میدهد و ارتباط بین مهدیین و کسانی که باز میگردند چیست ، این به طور خاص و منحصراً مربوط به قائم آل محمد (ع) ، امام زمان (ع) است. و امروز امام احمد الحسن (ع) کسی است که همراه با پرچم های سیاه در روز مرگ ملک عبدالله آمد ، و او تنها کسی است که برای ما ارتباط این چهار امر را مشخص کرده است ، به صورتی که با قرآن و آل محمد (ع) انطباق دارد. و بدین شکل ، او (ع) آن تضادها را برای کسانی که خود را شیعه می نامیدند حل کرد و برای سامری های مکتب نجف ، کسانی که تلاش میکردند تا بین آن چهار امر مهم ارتباطی پیدا کنند

از سوی دیگر ، امامان اهل بیت (ع) بر اهمیت حفظ این عقیده تاکید نموده اند و آن را به عنوان بخشی اساسی از ایمان در نظر گرفته اند. امام صادق (ع) در اهمیت ایمان به رجعت فرموده اند کسی که به بازگشت ما باور نداشته باشد از ما نیست - بحار الانوار ، ج 53 ، ص 92 ، حدیث شماره 101
#63707
(Rounds and Rounds) بازگشت ها (رجعت ها) در دور ها و دور ها

به همان شکل که امام احمد الحسن (ع) به ما آموختند ، تناسخ حق است و بازگشت چندین و چند باره ی روح ما به این دنیا حقیقت دارد. یکی از عظیمترین کتاب های حال حاضر ، کتاب "الهفت الشریف" از مفضل بن عمر است که صحت آن توسط امام احمد الحسن (ع) ، فرستاده و وصی امام مهدی (ع) و فرزند ایشان در عالم روح، یمانی موعود (ع) ، مهدی اول (ع) ، حسین بن علی (ع) قائم آل محمد (ع) ، رهبر پرچم های مبارک سیاه مشرقی ، تائید شده است. این بحث رجعت در دورها و دورها ( چندین مرتبه) و تکرار آن به تعداد مشخص و سپس فرا رسیدن روز قیامت (روز حساب) و ورود به بهشت یا جهنم در کتاب "الهفت الشریف" به طور مفصل مطرح شده است. در این جا به چندین حدیث که تائید کننده ی این حقیقت می باشد اشاره می نمائیم

حمران بن عیون نقل کرد : من از ابا جعفر (ع) سوال کردم : " آیا چیزی است در بین بنی اسرائیل که در این جا رخ ندهد؟" پس او (ع) پاسخ دادند: " خیر." پس من گفتم : " پس در مورد سخن پروردگار بلند مرتبه چطور؟ { آيا از [حال] كسانى كه از بيم مرگ از خانه ‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نيافتى پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپاريد آنگاه آنان را زنده ساخت آرى خداوند نسبت به مردم صاحب بخشش است ولى بيشتر مردم سپاسگزارى نمى‏كنند} (۲۴۳) – سوره بقره. پس او (ع) فرمودند : " در حقیقت ، او سبحان تعالی آنان را به این دنیا باز گرداند و آنها در خانه ها زندگی کردند و غذا خوردند و با زنان ازدواج کردند ، و آنان تا زمانی که الله خواست زندگی کردند ، سپس آنان مردند بعد از کامل کردن عمرشان" – بحار الانوار مجلسی ج 53 ص 65 ، حدیث 58 ، مختصر بصائر الدرجات 23 و 24


از حضرت رضا(ع) نقل شده است: مأمون به امام رضا عرض كرد: اي اباالحسن نظر شما درباره رجعت چيست؟ حضرت فرمود: حقيقت دارد. در ميان امت‏هاي پيشين نيز وجود داشته است و قرآن از آن سخن به ميان آورده و رسول خدا(ص) فرموده است هر چه درامت‏هاي گذشته بوده در ميان اين امت نيز عينا و مو به مو پيش خواهد آمد. - ميزان‏الحكمه، ج 4 ح 6927 ص 1980 ، عیون الاخبار الرضا (ع) ج1 ص218 ، بحار الانوار ج 53 ص59 ح45


اصبغ بن نباته نقل کرد که عبدالله بن ابی بکر الیشکری ( معروف به ابن کَوّا از خوارج) از امیر المومنین (ع) درباره ی احتمال بازگشت به این دنیا بعد از مرگ سوال کرد. امام علی بن ابی طالب (ع) پاسخ دادند : .... آیا نمی دانی که الله عز وجل در کتابش فرموده است : { و موسى از ميان قوم خود هفتاد مرد براى ميعاد ما برگزيد (155)}- سوره اعراف ، ... { و چون گفتيد اى موسى تا خدا را آشكارا نبينيم هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد پس در حالى كه مى‏نگريستيد صاعقه شما را فرو گرفت (۵۵) سپس شما را پس از مرگتان برانگيختيم باشد كه شكرگزارى كنيد (۵۶)}- سوره بقره ، نمی بینی ای ابن کَوّا که آنها در حقیقت به خانه هایشان بازگشتند بعد از آنکه مرده بودند ؟ آیا این همان نیست که خدا در کتابش خبر داده : {و بر شما ابر را سايه‏گستر كرديم و بر شما گزانگبين و بلدرچين فرو فرستاديم (۵۷)}- سوره بقره ، پس آن بعد از این بود که آنها مردند و خدا آنان را دوباره برانگیخت. ای ابن کَوّا برای بعضی از مردم از قوم بنی اسرائیل که خدا درباره شان فرمود : { آيا از [حال] كسانى كه از بيم مرگ از خانه‏هاى خود خارج شدند و هزاران تن بودند خبر نيافتى پس خداوند به آنان گفت تن به مرگ بسپاريد آنگاه آنان را زنده ساخت (۲۴۳)} – سوره بقره ، و همچنین سخن پروردگار عز و جل درباره عزیر که فرمود : { يا چون آن كس [ عزیر] كه به شهرى كه بامهايش يكسر فرو ريخته بود، عبور كرد؛ (و با خود مى‏)گفت‏: (چگونه خداوند، (اهل‏) اين (ويرانكده‏) را پس از مرگشان زنده مى‏كند؟). پس خداوند، او را (به مدت‏) صد سال ميراند. آنگاه او را برانگيخت‏، (و به او) گفت‏: (چقدر درنگ كردى‏؟) گفت‏: (يك روز يا پاره‏اى از روز را درنگ كردم‏.) گفت‏: ((نه‏) بلكه صد سال درنگ كردى...)‏ (259) – سوره بقره ، پس ای ابن کَوّا درباره قدرت پروردگار عز و جل شک نکن. – بحار الانوار ج 53 ، ص 72 ، ح72


زوراره نقل میکند : از امام باقر (ع) پرسیدم که آیا "مرگ" و "کشته شدن" یکسان است؟ پس امام (ع) پاسخ دادند : " الله بین مردن و کشته شدن در قرآن تفاوت گذاشته است" سپس او (ع) خواندند : {اگر او بميرد يا كشته شود} (144) سوره آل عمران و { و اگر بميريد يا كشته شويد قطعا به سوى خدا گردآورده خواهيد شد } (۱۵۸) سوره آل عمران ... و همچنین { در حقيقت‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است همان كسانى كه در راه خدا مى‏جنگند و مى‏كشند و كشته مى‏شوند [اين] به عنوان وعده حقى در تورات و انجيل و قرآن بر عهده اوست ...} (۱۱۱) سوره توبه و همچنین { هر نفسى چشنده مرگ است } (۳۵) سوره انبیاء . آیا نمیبینی که کسی که کشته شده است ، طعم مرگ را نمیچشد؟ کسی که با شمشیر کشته شده است همانند کسی که در بستر مرده است نمی باشد. پس هر کسی ( میان مومنان) که کشته شده است باید بازگردد تا زمانی که او ( به صورت طبیعی) بمیرد." – بحار الانوار ج 53 ص 65 حدیث 58

عبدالرحمان بن قصیر نقل کرد که امام باقر (ع) این آیه را خواندند : { در حقيقت‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است ...} (۱۱۱) سوره توبه - و سپس فرمودند : " آیا می دانی آن به چه معنا می باشد؟" او (ع) ادامه دادند : " تمام افراد از مومنین که کشته شده باشد احیاء (رستاخیز) می شوند تا زمانی که بمیرند ، و تمام کسانی از آنها که مرده باشد احیاء (رستاخیز) می شوند تا اینکه کشته شود. و این قدرت خداست ، پس آن را انکار نکنید. " – بحار الانوار ج 53 ص 74 حدیث 73

حدیثی دیگر امام باقر (ع) میفرمایند : " برای هر مومن مرگی و شهادتی است " – بحار الانوار ج 53 ص 64 حدیث 55

فیض بن ابی شبیه روایت میکند و میگوید : " شنیدم حضرت صادق (ع) در تلاوت این آیه فرمود : { و [ياد كن] هنگامى را كه خداوند از پيامبران پيمان گرفت(81)} سوره آل عمران. سپس فرمودند : تمام پیغمبران به رسول اکرم (ص) ایمان می آورند و علی (ع) را یاری می نمایند و بعد فرمودند : آری ، و خداوند از زمان آدم تا پیغمبر خاتم هر پیغمبری را که مبعوث گردانید دوباره به دنیا باز میگرداند، تا در رکاب امیر المومنین (ع) جهاد کنند." مختصر بصائر الدرجات ص 26

در مورد آیه { نه چنين است زودا كه بدانيد (۳) باز هم نه چنين است زودا كه بدانيد (۴)} سوره تکاثر. عبدالله بن ناجح نقل کرد که : امام صادق (ع) فرمودند : " مورد اول مربوط است به بازگشت به این دنیا و مورد دوم مربوط است به روز قیامت " – بحار الانوار ج53 ص120 ح 156

محمد بن عبدالله الحسین نقل کرد : پدرم از امام صادق (ع) سوال نمود : " در مورد بازگشت (به دنیا) چه میفرمایید؟" او (ع) فرمودند : " آنچه را میگویم که الله سبحان تعالی فرمود و تفسیرش را به رسول الله فرستاد... الله عز و جل فرمود : "{ گويند اين در آن صورت بازگشتى زيانبار خواهد بود(79)} سوره نازعات. این زمانی است که آنها به این دنیا بازگردانده می شوند در حالیکه انتقام از آنان به پایان نمی رسد." بحار الانوار ج53 ص46 ح17

در حدیث زیر به طور کاملاً واضح و روشن به این امر اشاره می شود که بازگشت ( رجعت ) چندین و چند بار است


از عبدالکریم بن عمرو خثعمی نقل کرده که گفت :" از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمودند : ابلیس به خداوند گفت : {گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده (۳۶) - سوره حجر} ، خدای سبحان تعالی خواسته ی او را نپذیرفت و فرمودند : {فرمود تو از مهلت‏يافتگانى (۳۷) تا روز [و] وقت معلوم (۳۸) } - سوره حجر ، پس زمانی که روز وقت معلوم فرا رسد ابلیس که لعنت خدا بر او باد با همه ی پیروانش از زمان آفرینش حضرت آدم تا آن روز ، پدیدار می شود ، آن هنگام آخرین رجعتی است که امیر المومنین انجام میدهد. به آن حضرت عرض کردم : آیا رجعت بار دیگر تکرار می شود. فرمودند : آری ، رجعت چندین و چند بار است ، هیچ امام و پیشوایی در هیچ قرنی نیست مگر اینکه افراد مومن و نیکوکار و انسانهای تبهکارِ زمانِ خویش با او رجعت میکنند ، تا اینکه خداوند بوسیله مومن از کافر انتقام بگیرد ، آن زمان که روز وقت معلوم فرا برسد امیرالمومنین (ع) با یاران خود بازگشت ( رجعت ) خواهند کرد و ابلیس و هوادارنش نیز می آیند ، و میعاد گاه آنان در زمینی از زمین های فرات است به نام "روحا" نزدیک کوفه ی شما ، آنان با یکدیگر آنچنان نبردی میکنند که از زمانی که خداوند جهانیان را آفریده بی سابقه بوده است ، گویی به یاران امیرالمومنین (ع) مینگرم که صد گام به عقب بر میگردند ، و گویی می بینیم که قسمتی از پاهای آنان داخل فرات شده است ، در این هنگام تجلی خدای جبار عز و جل (الله جبار عز و جل) {و فرشتگان در [زير] سايبانهايى از ابر سپيد به سوى آنان بيايند و كار يكسره شود (210)} سوره بقره – و وعده عملی شود ؛ و رسول اکرم (ص) سلاحی از نور در دست دارد ، هنگامی که ابلیس به آن حضرت می نگرد به عقب باز میگردد و عقب می نشیند. یارانش به او میگویند : کجا میخواهی بروی ، تو پیروز شده ای؟ ابلیس میگوید : { من چيزى را مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا بيمناكم (48)} – سوره انفال ، در اینجا رسول الله (ص) با او درگیر می شود حربه ای بر میان کتف او فرود می آورد ، که هلاک ابلیس و هلاک کلیه اتباعش را در پی خواهد داشت ، در این زمان خدا عز و جل ( به حق ) عبادت می شود و نسبت به او شرک ورزیده نمی شود ، و امیرالمومنین (ع) مدت چهل و چهار هزار سال حکومت می کند ، تا آنجا که از هر مرد شیعه پیروان علی (ع) هزار فرزند پسر به وجود آید ، و در این هنگام دو باغ سر سبز و سیاه فام در کنار مسجد کوفه و اطراف آن ، آنگونه که خدا بخواهد پدیدار میگردند. – مختصر بصائر الدرجات ص 27
#63708
رجعت یکی از سه روز بزرگ خدا

امام احمد الحسن (ع) فرمودند : عالم رجعت ، عالم متفاوتی از این عالم نیست ، ما در حال حاضر در رجعت هستیم. و در هر عصری ، رجعتی در آن بوده است ، و رجعت ( بازگشت ) از آن زمان متوقف نشده است ، ولی این زمان به طور خاصی متمایز است و دیگر تکرار نخواهد شد ، زیرا تمام پیامبران و رسولان و اوصیا و پاکان اکنون جمع شده اند
از مثنی حناط ، از جعفر بن محمد ، از پدر بزرگوارشان (ع) نقل است که فرمودند : " روزهای خدا سه روزند : روز قیام قائم ، روز رجعت و روز رستاخیز" – معانی الاخبار شیخ صدوق ص 366


در بسیاری از احادیث از اهل بیت (ع) میتوان مشاهده نمود که فقط دو رستاخیز ( قیامت ) وجود دارد ؛ رستاخیز کوچکتر ( قیامت صغری ) که در زمان قائم آل محمد (ع) رخ می دهد و رستاخیز بزرگ تر ( قیامت کبری ) که همان روز حساب است و بعد از مرگ رخ خواهد داد. در مورد این امر پراهمیت احادیث فراوانی وجود دارد که در ذیل به چندین مورد از آنان اشاره میکنیم


امام صادق (ع) فرمودند : مردم در مورد این آیه چه میگویند؟ { و آن روز که از هر امتی گروهی را محشور مینماییم (83)} – سوره نمل. پس من گفتم : آنها میگویند آن در مورد روز قیامت است. پس او (ع) فرمودند : این همانند آنچه که آنان میگویند نیست ، بلکه آن در حقیقت در مورد رجعت است. آیا الله در روز قیامت یک گروه از هر قومی را جمع میکند و بقیه را وا میگذارد!؟ در مورد آیه روز قیامت ، پس این آیه است : { و آنان را گرد می آوریم و هیچ یک را فروگذار نمی کنیم (47)} – سوره کهف ، مختصر بصائر الدرجات ص 41-42

امام صادق (ع) فرمودند : مردم در مورد این آیه چه میگویند؟ { و آن روز که از هر امتی گروهی را محشور مینماییم (83)} – سوره نمل. پس من گفتم : آنها میگویند آن در مورد روز قیامت است. پس او (ع) فرمودند : این همانند آنچه که آنان میگویند نیست ، بلکه آن در حقیقت در مورد رجعت است. آیا الله در روز قیامت یک گروه از هر قومی را جمع میکند و بقیه را وا میگذارد!؟ در مورد آیه روز قیامت ، پس این آیه است : { و آنان را گرد می آوریم و هیچ یک را فروگذار نمی کنیم (47)} – سوره کهف ، مختصر بصائر الدرجات ص 41-42

در مورد آیه : { و آن روز كه از هر امتى گروهى از كسانى را كه آيات ما را تكذيب كرده‏اند محشور مى‏گردانيم پس آنان نگاه داشته مى‏شوند تا همه به هم بپيوندند (۸۳) چون گرد آمدند فرمايد آيا نشانه های مرا دروغ انگاشتيد، و حال آنكه به آنها احاطه علمى نداشتيد، يا خود چه كارها كرديد (۸۴)}- سوره نمل. امام صادق (ع) فرمودند : " نشانه ها ، امیرالمومنین (ع) و امامان (ع) هستند... و این ( آیه) در مورد رجعت است." – بحار الانوار ج53 ص53 ح30

در مورد آیه { و براى ستمكاران عذابى جز اين است، ولى بيشترشان نمى‏دانند(47)}- سوره طور. نقل شده است که امام باقر (ع) فرمودند : " و قطعا برای کسانی که در حق محمد (ص) و آل محمد (ع) ستمگر باشند ، باید عذابی قبل از آن ( روز حساب) باشد درحالیکه بیشتر مردم نمیدانند ، و آن مربوط به رجعت است." – بحارالانوار ج53 ص117 ح144

از جمیل بن دراج از امام صادق (ع) ، اوگفت: به ایشان در مورد سخن خداوند عز وجل عرض کردم: {در حقيقت ما فرستادگان خود و كسانى را كه گرويده‏اند در زندگى دنيا و روزى كه گواهان برپاى مى‏ايستند قطعا يارى مى‏كنيم.(51)}- سوره غافر. ایشان (ع) فرمودند : این به خدا قسم در رجعت خواهد بود. آیا مگر نمیدانی که بسیاری از پیامبران در دنیا یاری نشدند و کشته شدند ، و امامانی که کشته شدند و یاری نشدند ، پس آن در رجعت خواهد بود. عرض کردم : {و روزى كه منادى از جايى نزديك ندا درمى‏دهد به گوش باش (۴۱) روزى كه فرياد [رستاخيز] را به حق مى‏شنوند آن [روز] روز بيرون آمدن [از زمين] است (۴۲)} - سوره ق. حضرت فرمودند : آن همان رجعت است. - مختصر بصائر الدرجات ص 18-19


محمد بن سلام از ابی جعفر (ع) در مورد فرموده ی خداوند نقل کرد :{ مى‏گويند پروردگارا دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى به گناهانمان اعتراف كرديم پس آيا راه بيرون‏شدنى هست (۱۱) }- سوره غافر. فرمود : " آن در خصوص اقوامی است که بعد از مرگ رجعت میکنند ، و تا روز قیامت نیز جاری است ، و مرگ بر قوم ستمکار باد " – مختصر بصائر الدرجات ص 194-195

از مفضل ، از ابی عبدالله (ع) نقل میکند که حضرت در مورد فرموده خداوند متعال :{ وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا -آن روز كه از هر امتى گروهى محشور مى‏گردانيم (83)}- سوره نمل. فرمودند : { از مومنان هیچ کسی کشته نشد مگر این که به دنیا برگردد تا بمیرد ، و باز نمیگردند جز کسانی که خالصانه ایمان آوردند یا کفر محض داشتند" – تفسیر قمی ج 2 ص 131 ، بحار الانوار ج 53 ص 53

و احادیث و روایات زیر که به طور آشکار در مورد رجعت در زمان قائم آل محمد (ع) صحبت میکنند

امام صادق (ع) فرمودند : " قائم از پشت کوفه به همراه بیست و هفت نفر خارج می شود که پانزده تن از آنان از قوم موسی (ع) می باشند. کسانی که به حق هدایت می کردند و عدالت را پیشه خود می ساختند ، و هفت نفر از اصحاب کهف و یوشع بن نون ، و سلمان و ابادجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر نیز حضور دارند ، که در بین دستان قائم (ع) به عنوان انصار و حکومتداران قرار میگیرند." ارشاد شیخ مفید ج2 ص386

امام صادق (ع) فرمودند : " قائم از پشت کوفه به همراه بیست و هفت نفر خارج می شود که پانزده تن از آنان از قوم موسی (ع) می باشند. کسانی که به حق هدایت می کردند و عدالت را پیشه خود می ساختند ، و هفت نفر از اصحاب کهف و یوشع بن نون ، و سلمان و ابادجانه انصاری و مقداد و مالک اشتر نیز حضور دارند ، که در بین دستان قائم (ع) به عنوان انصار و حکومتداران قرار میگیرند." ارشاد شیخ مفید ج2 ص386


و جابر از امام صادق (ع) روایت میکند که فرمود : " امام حسین (ع) قبل از شهادت به اصحاب خود فرمود : پیامبر خدا به من فرمودند : ای فرزندم! تو (روزی) به عراق فرستاده خواهی شد و آن سرزمینی است که پیامبران و اوصیای پیامبران در آن گرد هم آمده و با هم ملاقات کرده اند. آن زمین «عمورا» نامیده می شود و تو در آنجا شهید می شوی و گروهی از یارانت همراه تو شهید می شوند. آنان از [ ضربت شمشیر و] تماس آهن [ بر بدن هایشان] هیچگونه دردی را احساس نمیکنند. سپس آیه ی شریفه را تلاوت کرده و فرمودند : {گفتيم اى آتش براى ابراهيم سرد و بى‏آسيب باش (۶۹)}-سوره انبیاء . جنگ بر تو و آن گروه سرد و سلامت خواهد بود. سپس امام حسین (ع) به یاران خود فرمود : اکنون بشارت دهید ، چرا که به خدا قسم اگر ما را بکشند ، ما بر پیامبر خود وارد می شویم. [سپس] فرمود : من بعد از کشته شدن ، آن مقدار که خداوند اراده کند، درنگ خواهم کرد و اولین نفری خواهم بود که زمین بر او شکافته می شود و خارج می شوم به خروجی که با خروج امیرالمومنین (ع) و قیام قائم ما (عج) و زندگی رسول الله همزمان خواهد بود. سپس نمایندگانی از آسمان از نزد خدا برای من فرود می آیند که تا آن وقت ابداً فرود نیامده اند و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و لشکر فرشته ها برای من نازل می شوند. حتماً محمد و علی (ع) نازل می شوند و من و برادرم و تمامی آنان که خداوند به آن ها منت گذاشته است ، فرود می آیند، بر مرکب هایی از مراکب خدا ، اسبانی سفید پیشانی و نورانی که هیچ مخلوقی تا کنون سوار آنها نشده است ، سپس محمد پرچم خود را به اهتزاز در می آورد و همراه شمشیر خود به قائم (ع) ما تحویل می دهد، بعد از آن مقدار که خدا خواهد می مانیم و خداوند از مسجد کوفه چشمه هایی از روغن و آب و شیر بیرون می آورد ، سپس امیر المومنین (ع) شمشیر رسول الله را به من میدهد و مرا به مشرق و مغرب می فرستد. پس به سوی دشمن خدا نمیروم مگر اینکه خونش را میریزم و بتی رها نمی کنم مگر اینکه آن را بسوزانم" – مختصر بصائر الدرجات ص37


امام صادق (ع) میفرمایند : " نخستین کسی که زمین به روی او شکافته میشود و به دنیا باز میگردد حسین بن علی (ع) است ، و رجعت همگانی نیست بلکه خاص است ، و فقط کسانی به دنیا باز میگردند که مومن محض یا مشرک محض باشند." – مختصر بصائر الدرجات ص 24

امام صادق (ع) فرمودند : " اولین نفری که به این دنیا باز خواهد گشت ، حسین بن علی (ع) است. او آنقدر حکومت خواهد نمود تا ابروانش از پیری بر چشمانش بیفتند."- بحار الانوار ج53 ص46 ح19
#63709
بازگشت محمد رسول الله ص و امامان ع

امر بازگشت (رجعت) رسول الله (ص) و امامان (ع) همواره در روایات مورد توجه بوده است. درک این امر تا به الان و رسیدن زمان مناسب آن و آمدن آشکار کننده ی آن بسیار دشوار بود. دشواری امر برای ایجاد کردن هماهنگی و مفهومی بین رجعت ، روایات مهدیین ، روایات امامان ، و روایات قیام مقدس قائم (ع) و آن مورد
انتظار بود ، زیرا آن چهار مورد ارتباطی قوی و مهم با برنامه ی الهی محرمانه ، برای تشکیل دولت عدل الهی دارند پس قطعا هر کسی به آن دسترسی نخواهد داشت

ابی عبدالله (ع) فرمودند : " امر ما سِری است [ رازی است] در سِر ، و سِر پنهان شده ، و سِری است که بدون سِر فایده ای ندارد ، و سِری است بر سِر و سِری پوشیده با سِر. " – بصائر الدرجات ص 48
و ابو عبدالله (ع) فرمودند : "امر ما همان حق است و حق الحق است و او ظاهر و باطن و او سِر است و سِر السِر و سِر پنهان شده و سِر پوشیده شده با سِر" – بصائر الدرجات ص 48


:احادیثی فراوانی به این امر اشاره دارند ، در ذیل بعضی از احادیثی که مربوط به این امر عظیم هستند ، آورده شده اند

از ابی مروان میگوید : " از ابا عبدالله (ع) در مورد فرموده ی خداوند پرسیدم : {در حقيقت همان كسى كه اين قرآن را بر تو فرض كرد يقينا تو را به سوى وعده‏گاه بازمى‏گرداند (۸۵)} سوره قصص – گفت : حضرت فرموند : به خدا سوگند چنین نیست ، دنیا به پایان نمی رود تا اینکه رسول الله (ص) و علی (ع) در ثویه گرد هم آیند و با هم دیگر ملاقات کنند و مسجدی در ثویه می سازند که دوازده هزار درب دارد. ثویه موضعی در کوفه است." – بحار الانوار ج 53 ص 113-114

ابو خالد کابلی نقل کرد : "در مورد آیه { در حقيقت همان كسى كه اين قرآن را بر تو فرض كرد يقينا تو را به سوى وعده‏گاه بازمى‏گرداند (۸۵)} سوره قصص " ، امام علی بن الحسین (ع) فرمودند : " پیامبرتان (ص) باید به نزد شما بازگردد" – بحار الانوار ج 53 ص 56 ، ح33 و همچنین ص46 ح 19

جابر بن یزید نقل کرد که ابو جعفر (ع) در مورد کلام الله {اى كشيده رداى شب بر سر (۱) برخيز و هشدار ده (۲)} سوره مدثر ، فرمود : " او با آن منظورش محمد (ص) است و خروج او در رجعت ، او در آن هشدار خواهد داد. و کلام او{كه آن از پديده‏هاى بزرگ است (35) هشداردهنده...(36)} سوره مدثر ، یعنی محمد (ص) به عنوان هشدار دهنده ای به مردم در رجعت ، و هنگامی که او میگوید « ما تو را به سوی تمام مردم فرستادیم» یعنی در رجعت." – بحار الانوار ج 53 ص52


از عبدالکریم بن عمرو خثعمی نقل کرده که گفت :" از امام صادق (ع) شنیدم که می فرمودند : ابلیس به خداوند گفت : گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده (۳۶) - سوره حجر ، خدای سبحان تعالی خواسته ی او را نپذیرفت و فرمودند : فرمود تو از مهلت‏يافتگانى (۳۷) تا روز [و] وقت معلوم (۳۸) - سوره حجر ، پس زمانی که روز وقت معلوم فرا رسد ابلیس که لعنت خدا بر او باد با همه ی پیروانش از زمان آفرینش حضرت آدم تا آن روز ، پدیدار می شود ، آن هنگام آخرین رجعتی است که امیر المومنین انجام میدهد. به آن حضرت عرض کردم : آیا رجعت بار دیگر تکرار می شود. فرمودند : آری ، رجعت چندین و چند بار است ، هیچ امام و پیشوایی در هیچ قرنی نیست مگر اینکه افراد مومن و نیکوکار و انسانهای تبهکارِ زمانِ خویش با او رجعت میکنند ، تا اینکه خداوند بوسیله مومن از کافر انتقام بگیرد ، آن زمان که روز وقت معلوم فرا برسد امیرالمومنین (ع) با یاران خود بازگشت ( رجعت ) خواهند کرد و ابلیس و هوادارنش نیز می آیند ، و میعاد گاه آنان در زمینی از زمین های فرات است به نام "روحا" نزدیک کوفه ی شما ، آنان با یکدیگر آنچنان نبردی میکنند که از زمانی که خداوند جهانیان را آفریده بی سابقه بوده است ، گویی به یاران امیرالمومنین (ع) مینگرم که صد گام به عقب بر میگردند ، و گویی می بینیم که قسمتی از پاهای آنان داخل فرات شده است ، در این هنگام تجلی خدای جبار عز و جل (الله جبار عز و جل) {و فرشتگان در [زير] سايبانهايى از ابر سپيد به سوى آنان بيايند و كار يكسره شود (210)} سوره بقره – و وعده عملی شود ؛ و رسول اکرم (ص) سلاحی از نور در دست دارد ، هنگامی که ابلیس به آن حضرت می نگرد به عقب باز میگردد و عقب می نشیند. یارانش به او میگویند : کجا میخواهی بروی ، تو پیروز شده ای؟ ابلیس میگوید : { من چيزى را مى‏بينم كه شما نمى‏بينيد من از خدا بيمناكم (48)} – سوره انفال ، در اینجا رسول الله (ص) با او درگیر می شود حربه ای بر میان کتف او فرود می آورد ، که هلاک ابلیس و هلاک کلیه اتباعش را در پی خواهد داشت ، در این زمان خدا عز و جل ( به حق ) عبادت می شود و نسبت به او شرک ورزیده نمی شود ، و امیرالمومنین (ع) مدت چهل و چهار هزار سال حکومت می کند ، تا آنجا که از هر مرد شیعه پیروان علی (ع) هزار فرزند پسر به وجود آید ، و در این هنگام دو باغ سر سبز و سیاه فام در کنار مسجد کوفه و اطراف آن ، آنگونه که خدا بخواهد پدیدار میگردند. – مختصر بصائر الدرجات ص 27



امام صادق (ع) میفرمایند : " نخستین کسی که زمین به روی او شکافته میشود و به دنیا باز میگردد حسین بن علی (ع) است ، و رجعت همگانی نیست بلکه خاص است ، و فقط کسانی به دنیا باز میگردند که مومن محض یا مشرک محض باشند." – مختصر بصائر الدرجات ص 24


درباره آیه : { او كسى است كه پيامبرش را با هدايت و دين درست فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند هر چند مشركان خوش نداشته باشند (۳۳)} سوره توبه ، مفضل بن عمر نقل کرد : از امام صادق (ع) سوال نمودم : " آیا رسول الله (ص) بر تمام دین ها پیروز نگشتند؟" او (ع) پاسخ دادند : " ای مفضل! اگر رسول الله (ص) بر تمام دین ها پیروز گشته بودند ، هیچ مجوس ، یهودیت ، سبایی ها، مسیحیت ، یا هیچ فرقه ای، یا هیچ اختلافی ، و شک ، یا شرک و بت پرستی ای نمی بود. در حقیقت عبارت « فرستاد تا آن را بر هر چه دين است پيروز گرداند» در زمان مهدی در رجعت است و این گفته ی آن است: { و با آنان بجنگيد تا فتنه‏اى بر جاى نماند و دين يكسره از آن خدا گردد (۳۹)} سوره انفال" – بحار الانوار ج53 ص33


احمد بن عقبه از پدرش گفت : ما از ابی عبدالله (ع) سوال کردیم که آیا رجعت حقیقت دارد ، او (ع) فرمودند : بله . پس به او گفته شد : اولین کسی که از آن خارج میشود چه کسی است؟ او (ع) فرمودند : "حسین (ع) بر جای پا (قدم) قائم (ع) خارج می شود . من گفتم : و با او تمام مردم ؟ او فرمودند : نه ، اما همانند آن است که الله در کتابش فرموده است ، {روزى كه در صور مى‏دمند و شما گروه گروه به عرصه محشر مى‏آييد. (18)} سوره نباء ، قومی بعد از قوم دیگر." – بحار الانوار ج 53 صفحه 103



صالح بن سهل نقل کرد که ابو عبدالله (ع) در مورد آیه { پس [از چندى] دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم ( باز می گردانیم ) (6)} سوره اسراء ، فرمودند : " خروج حسین (ع) در بازگشت ( رجعت ) ، با هفتاد نفر از یارانش که با او کشته شدند. بر آنان کلاهخود هایی سفید – طلایی خواهد بود ، هر کلاهخود دو رو دارد ، که مردم را به آن حقیقت هدایت می کند که حسین در بین یارانش ظاهر گشته است ، پس با ایمانان به او شک نخواهند کرد و به آن شکل خواهند دانست که او ، نه یک دجال و نه یک شیطان است ، در حالیکه حجت ، قائم ، در بین آنان خواهد بود. پس وقتی شناخت حسین (ع) در قلب با ایمانان نشست ، مرگ به سراغ حجت خواهد آمد. پس حسین بن علی (ع) شخصی خواهد بود که او را غسل خواهد داد ، کفن خواهد پوشاند و حنوط خواهد کرد و در قبرش خواهد قرار داد. وکسی جانشین یک وصی نمی شود مگر یک وصی. " – بحار الانوار ج 51 ص56
#63711
بازگشت های رسول الله ص

پس از آنکه الله سبحان تعالی بر ما منت نهاد ، و به ما شناخت نور خویش را در تاریکی این عالم اعطاء نمود ، و آن نور امام احمد الحسن (ع) است ، و بعد از فرا رسیدن زمان پرچم های مبارک سیاه مشرقی با علامت "البیعه لله" ، امام احمد الحسن (ع) آمدند تا راز هایی را از راز های الله سبحان تعالی را برای ما آشکار کنند ، که عقل ها از ابتدای خلقت در امر آن سردرگم بودند. و امروز امام احمد الحسن (ع) برای ما رازهای رجعت را آشکار میکنند. در ویدیو های جدید سربازان خدا ، اصحاب پرچم های
:مبارک سیاه مشرقی ، برای ما آشکار گشت که رسول الله (ص) در دورهای بازگشتشان ( دور های رجعت) رجعت نمودند به عنوان

امام محمد باقر ع
امام محمد جواد ع
امام محمد المهدی ع



:و آنکه امام علی (ع) در دور های رجعت شان بازگشت نمودند به عنوان

امام علی زین العابدین ع
امام علی رضا ع
امام علی هادی ع


:و آنکه امام حسن (ع)در دور های رجعت شان بازگشت نمودند به عنوان

امام جعفر صادق ع
امام حسن العسکری ع


:و آنکه امام حسین (ع)در دور های رجعت شان بازگشت نمودند به عنوان

امام موسی کاظم ع
امام احمد الحسن ع


: احادیث و روایات زیر آشکارا به این مسئله عظیم اشاره می نمایند

ابن عباس نقل کرد که رسول الله (ص) به علی (ع) فرمودند : " ای علی ، شیعیان تو ، برندگان در روز قیامت اند. هرکسی که به یکی از آنان توهین کند ، همانند آن است که به تو توهین نموده ، و هر کس به تو توهین نماید همانند آن است که به من توهین نموده ، و هرکس به من توهین نمایید ، الله او را وادار خواهد کرد تا به جهنم درآید و چه سرنوشت تاسف آوری خواهد بود! ای علی ، تو از منی و من از توام، روح تو از مال من است و گِل تو از مال من است". الامالی شیخ صدوق ص 66

مام علی (ع) در حدیثی طولانی با سلمان (ع) و ابوذر (ع) : امام علی (ع) فرمودند : " ای سلمان ؛ و ای جندب" پس هر دو گفتند : " لبیک ای امیرالمومنین ، درود خدا بر شما باد". پس او (ع) فرمودند : " محمدو من از یک نور از نورهای الله سبحان تعالی بودیم ، پس الله تبارک تعالی به آن نور دستور داد تا به دو قسمت شود. سپس او به نیمی گفت : محمد باش. و به نیم دیگر گفت : علی باش. و از رو آن است که رسول الله (ص) فرمود : علی از من است و من از علی هستم ، هیچ کس [ دین مرا ؛ وظیفه ام] را کامل نمیکند به جز علی. ای سلمان و ای جندب ، من محمد هستم و محمد من است. و من از محمدم و محمد از من است. الله تعالی فرمود : { دو دريا را [به گونه‏اى] روان كرد [كه] با هم برخورد كنند (۱۹) ميان آن دو حد فاصلى است كه به هم تجاوز نمى‏كنند (۲۰)} سوره الرحمن . ای سلمان و ای جندب ". پس هر دو فرمودند: " لبیک یا امیر المومنین ". پس او (ع) فرمودند : " همانا ، هرکس از ما بمیرد نمرده است ، و از هر کس از ما غایب باشد غایب نیست . و هر کس از ما که کشته شود کشته نشده است." - بحار الانوار ج26 ص3-6


محمد بن سنان نقل کرد که جابر بن یزید الجعفی گفت : " زمانی که خلافت به بنی امیه رسید ، آنها خون حرام را ریختند و آنها امیرالمومنین را بر منبرها برای هزار ماه نفرین کردند و آنها اعلام برائت از او کردند و آنها شیعیان را در هر شهری به قتل رساندند و آنها آنان را از دنیا برای خرابه های دنیایشان برچیدن. پس آنها مردم را در هر جا ترساندند و هر کس که امیر المومنین (ع) را نفرین نکرد و هر کس که از امیر المومنین (ع) اعلام برائت نکرد ، آنها را میکشتند ، بدون توجه که آنها چه کسی بودند." سپس جابر ابن یزید الجعفی گفت : پس من از بنی امیه و پیروانشان به امام، پاک ترین پاکان، زینت تمام عبادت کنندگان ، سرور تمام پارسایان ، وصی خدا بر خلقتش ،[امام] علی بن الحسین (ع) ، درود خدا بر هر دوی آنان باد ، شکایت کردم. پس او (ع) فرمودند : " ای جابر ، اگر برای وقت معلوم و شرط اجتناب ناپذیر و تقدیر نوشته شده نبود ، به خدا قسم ، این موجودات رو به زوال را در چشم بر هم زدنی نابود میکردم ، نه بلکه در لحظه ای ، نه بلکه در آنی اما ما خادمانی شریف هستیم که بر کلام او پیشی نمی گیریم و به امر او عمل کنیم. [و اینجا امام باقر (ع) اشاره می نمایند به وقت معلوم ، که زمان ظهور امام محمد مهدی (ع) است ، که شخص او محمد (ص) است! و آنها از الله سبحان تعالی پیشی نمی گیرند زیرا که آنان وقت معلوم دارند.] او (ع) فرمودند : " ای جابر ، میدانی که معرفت چیست؟ معرفت در ابتدا اثبات توحید است ، سپس دوماً دانستن معانی ، سپس سوماً شناختن درب ها ، سپس چهارماً شناخت خلقت ، سپس پنجماً شناخت ارکان ، سپس ششماً شناخت نُقباء (نقیبان)، سپس هفتماً شناخت اولیاء ، و آن کلام الله سبحان تعالی است: { بگو اگر دريا براى كلمات پروردگارم مركب شود پيش از آنكه كلمات پروردگارم پايان پذيرد قطعا دريا پايان مى‏يابد هر چند نظيرش را به مدد [آن] بياوريم(18)} سوره کهف ، { و اگر آن چه درخت در زمين است قلم باشد و دريا را هفت درياى ديگر به يارى آيد سخنان خدا پايان نپذيرد قطعا خداست كه شكست‏ناپذير حكيم است (۲۷)} سوره لقمان ، او (ع) فرمودند : " ای جابر ، اگر تو هیچ کس از آنان را نمیشناسی ، پس من همانا تعدادی اندک از آنان را می شناسم که نزد من می آیند و من را سلام میگویند و از من اسرار ما و علم باطن و پنهان ما را می آموزند." من گفتم : " همانا ، فلان و فلان ، پسر فلان و فلان ، و اصحابش ، از کسانی اند که آن توصیف بر آنان مطابقت دارد، از آن رو که من از آنان رازی از رازهای شما و باطنی از علم شما را شنیدم. و فکر نمیکنم که آنها آن را میدانستند اگر [به مقامی والا] نرسیده بودند و کامل نکرده بودند." پس او (ع) فرمودند : " ای جابر فردا آنان را خبر کن و همراه خودت بیار." پس من گفتم: " سپس آنها را روز بعد بردم ، پس آنها به امام (ع) سلام نمودند و او را احترام گذاشته و ستایش نمودند ، و آنها در بین دستانشان [ امام سجاد ع ] قرار گرفتند. پس او (ع) فرمودند : " ای جابر ، آنان برادران تو هستند ، اما همچنان چیزی بر آنان باقی میماند. ای مردم آیا تائید مینمائید که پروردگار متعال هر چیز که بخواهد را انجام می دهد و قضاوت میکند و هیچ کس نمیتواند از او سوال کند که چه میکند ، اما آنها پرسیده اند؟" پس آنها گفتند : " بله ، الله هرکاری که بخواهد میکند ، و او هر جور که بخواهد قضاوت میکند". من (جابر) گفتم : " تمام ستایش مخصوص الله است. همانا آنها عمیقاً درک نموده اند ، آگاهند و رسیده اند." پس او (ع) فرمودند : " ای جابر ، در چیزی که نمیدانی شتاب مکن". پس من (جابر) در سردرگمی ماندم. سپس او (ع) فرمودند : " از آنها بپرس که آیا علی بن الحسین (ع) می تواند به صورت پسرش محمد درآید؟" . پس جابر گفت که من از آنها پرسیدم و آنها ساکت ماندند. پس او (ع) فرمودند : " ای جابر از آنان بپرس ، آیا محمد می تواند به صورت من در آید؟" . پس جابر گفت که من از آنها پرسیدم و آنها ساکت ماندند. پس او (ع) به جابر نگاه کردند و فرمودند : "ای جابر ، آیا به تو نگفتم که هنوز چیزی بر آنان باقی مانده است". پس من به آنان گفتم: " شما را چه شده است ، چرا پاسخ امامتان را نمیدهید!؟" پس آنها ساکت و در شک ماندند. پس او (ع) به آنان نگاه کردند و فرمودند : " و فرمودند : "ای جابر ، این آنچیزی است که به تو از آن خبر دادم ، هنوز چیزی بر آنان باقی مانده است". و امام (ع) فرمودند : " شما را چه شده است؟ چرا پاسخ نمیدهید!؟". پس آنها با تعجب به یکدیگر نگاه کردند ، آنها گفتند : " ای فرزند رسول الله ، ما هیچ علمی نداریم مگر آنکه آنچه شما به آموختید". پس امام علی بن الحسین زین العابدین (ع) به فرزندش محمد باقر (ع) نگاه کردند و به آنها فرمودند : " او کیست؟". آنها گفتند : " ایشان پسر شما هستند." پس او (ع) فرمودند : " من کیستم؟" پس آنها گفتند : " شما پدر او هستید ، علی بن الحسین". پس او (ع) سخنی فرمودند که ما متوجه آن نشدیم ، و ناگهان ، محمد به صورت پدرش علی ، و علی به صورت پسرش محمد بود! پس آنها گفتند : " خدایی نیست جز الله" پس امام (ع) فرمودند : " از قدرت و توانایی الله شگفت زده نباشید. من محمد و محمد من است". و محمد (ع) فرمودند : " ای مردم! از امر الله متعجب نباشید. من علی ام و علی من است. و ما همگی یکی هستیم ، از یک نور ، و روح ما از دستور الله است. اول ما محمد است ، وسط ما محمد است و آخر ما محمد است ، و تمام ما محمد هستیم." پس وقتی آنان آن را شنیدند ، با سجده بر صورتشان افتند در حالیکه میگفتند : " ما بر ولایتتان و باطن تان و ظاهرتان ایمان آوردیم و شایستگی های خاص شما را تائید کردیم." پس امام زین العابدین (ع) فرمودند : " ای مردم ، سرتان را بلند کنید ، از آن رو که شما اکنون آگاه ، پیروز و کسانی که با بصیرتی عمیق نورانی گشته ، و شما کامل هستید ، کسانی که رسیده اند. الله را الله را! نگذارید هیچ یک از ظالمان یا مقصران بدانند که چه از من و محمد دیده اید ، تا آنکه شما را تکذیب نکنند و تهمت نزنند..." – بحار الانوار ج26 ص 8-13


و در اینجا امام علی زین العابدین (ع) میفرمایند : " من محمدم ، و محمد من است." و سپس امام محمد باقر (ع) میفرمایند:" من علی ام و علی من است." و این دقیقاً همان جمله ای است که امام علی بن ابی طالب (ع) در مورد رسول الله (ص) فرمودند ، هنگامی که با سلمان (ع) و ابوذر (ع) صحبت می کردند ، همانجور که در روایت قبلی دیدیم. پس امام علی زین العابدین (ع) و امام محمد باقر (ع) خودشان امام علی (ع) و رسول الله (ص) هستند که از صورتی به صورت دیگر منتقل میشدند ، آنجور که الله سبحان تعالی اراده نمود

سوره بن کلیب نقل کرد که امام محمد باقر (ع) فرمودند : " ما مثانی ( هفت آیه تکرار شده ) هستیم ، که الله به پیامبران اعطا نمود ، و ما وجه الله هستیم ، ما در زمین در میان شما میگردیم. هر کس ما را میشناسد ، ما را میشناسد. و هر کس نسبت به ما ناآگاه است ، از ما نا آگاه است. هر کس که ما را شناخته است ، پس در پیش روی او یقین است. و هر کس نسبت به ما نا آگاه بوده است ، آتش جهنم در پیش رویش است. – بحار الانوار ج 24 ص 114


در حدیث مُناشده ، امام علی (ع) فرمودند : " آیا تائید می نمایید که سختی نبود که بر رسول الله (ص) فرود آید مگر آنکه او مرا به سوی آن پیش میفرستادند، اعتماد به من داشتند، و هرگز مرا به اسم من صدا نمیزد اما همواره میفرمودند : "ای برادرم" و " برادرم را صدا زنید" ؟ آنها پاسخ دادند : به خدا قسم آن حقیقت دارد و آن را تائید مینماییم. پس او (ع) فرمودند : " آیا تائید میکنید که رسول الله (ص) بین من و جعفر و زید برای امر دختر حمزه قضاوت نمودند سپس فرمودند : " ای علی ، همانا تو از منی ، و من از تو ام ، و تو ولی هر مومنی بعد از من." ؟ پس آنها پاسخ دادند : بله به خدا قسم آن صحیح است ، ما آن را تائید میکنیم. – کتاب سلیم بن قیس هلالی ص 196

عبایه الاسدی گفت که عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب گفت : رسول الله (ص) به ام سلمه فرمودند : " ای ام سلمه ، علی از من است و من از علی ام ، گوشت او گوشت من است ، خون او خون من است ، و مقامش در نزد من همان مقام هارون برای موسی (ع) است. ای ام سلمه ، گوش کن و شهادت بده که او علی سرور مومنین است." – الامالی شیخ طوسی ص 50



حبشی بن جنادا گفت : رسول الله (ص) فرمودند : " علی از من است و من از اویم ، و هیچ کس دین مرا کامل نمی کند به جز من و علی." بحار الانوار ج38 ص73-74
#63713
بازگشت های امام حسین ع

در مورد بازگشت های حسین بن علی (ع) احادیث فراوانی وجود دارد. همانجور که در بخش قبل روشن گردید ، امام حسین (ع) در دور های رجعت شان بازگشت نمودند به عنوان:امام موسی کاظم ع
امام احمد الحسن ع


در سری ویدیو های پرچم های سیاه مشرقی در قسمت 10 ، آشکار گشت که امام احمد الحسن (ع) ، یمانی موعود (ع) ، همان امام حسین (ع) هستند که رجعت نموده اند. در مورد حقانیت امام احمد الحسن کوچکترین شکی وجود ندارد ، به همان شکل که تا به الان مدارک و نشانه هایی فراوانی نشان داده شده است. امام احمد الحسن (ع) ، مهدی اول (ع) ، اولین شخصی بودند که با وصیت رسول الله (ص) ، پرچم آل محمد (ع) و سلاح رسول الله (ص) ( یا همان علم الهی ) آمدند و سپس روایات مهدیین (ع) و روایاتی که به نام مبارک احمد اشاره میکنند را نشان دادند و راز آنان را آشکار نمودند ، و ادعا نمودند که وصی و فرستاده ای از سوی امام مهدی (ع) برای تمام مردم دنیا می باشند. به طور خلاصه 3 حدیث زیر این امر را به وضوح نشان میدهند

امام صادق (ع) فرمود : صاحب این امر با سه خصوصیت شناخته میشود که در هیچکس جز او نیست . او نزدیک ترینِ مردم به کسی که قبل از او است میباشد و او وصیش است . با او سلاح رسول الله (ص) است . با او وصیت رسول الله (ص) میباشد .- بصائر الدرجات ص 202 ، الكافی ج1 ص379



عبد الاعلی گوید : به امام صادق (ع) گفتم : چه حجتی (دلیلی) بر مدعی صاحب این امر است ؟ فرمود : از حلال و حرام سوال شود . سپس به سوی من آمد و فرمود : سه حجت (نشانه) است که در غیر از صاحب این امر جمع نخواهد شد . او نزدیک ترينِ مردم به کسی که قبل از او است می باشد . و سلاح نزد او می باشد . و صاحب وصیت آشکار باشد . - الكافی ج 1 ص 284 . الخصال ص 117 ، بحار الانوار ج 25 ص 138


امام باقر (ع) فرمود : هر چیزی برای شما ایجاد اشکال یا شبهه کند ، وصیت و پرچم و سلاح پیامبر خدا (ص) ، جای هیچ گونه شبهه و اشکال برایتان باقی نمیگذارد ... بر حذر باشید از کسانی که خود را به دروغ به آل محمد (ع) نسبت میدهند . زیرا که برای آل محمد و علی (ع) یک پرچم ، و برای دیگران پرچم ها است . پس در جای خودت ثابت باش و از هیچکس ابداً تبعیت نکن ، تا مردی را از فرزندان حسین (ع) ببینی ، که با او وصیت رسول خدا (ص) و پرچم او و سلاح او باشد . - تفسير العياشی ج 1 ص 64 ، بحار الأنوار ج 52 ص 222

در 23 ژانویه سال 2015 میلادی ، جمعه ، یعنی در شبی که پادشاه عربستان (حجاز) ، ملک عبدالله مرد ، امام احمد الحسن (ع) ، تنها شخصی بودند که طبق روایت بشارت حدیث رسول الله (ص) و تضمین امام جعفر صادق (ع) ، بشارت ظهور حجت (ع) را به مردم دادند و طبق حدیث 40 نفر و دوازده مرد ، ایشان (ع) تنها کسی بودند که 12 از انصارشان ( دوازده مرد نقباء ) را برای ملاقات در نزد امام مهدی (ع) بردند

رسول الله (ص‌) فرمودند : "حجاز توسط مردی حکم رانی‌ میشود (فرمان روایی می شود) که نامش شبیه به نام یک حیوان است (یعنی‌ شاه فهد ( ملک فهد) – فهد به معنای پلنگ وحشی). اگر به او از دور نگاه کنی‌ خواهی‌ دید که چشمانش چپ هستند و اگر به او نزدیک شوی اشکالی در چشمانش نمی‌بینی. برادرش که نامش عبدالله است جانشین او خواهد بود. وای بر شیعه ما از او، ایشان این را ۳ مرتبه تکرار کردند، خبر خوش مرگش را به من بدهید، من خبر خوش ظهور حجت را به شما خواهم داد." - کتاب ۲۵۰ علامات صفحه 122

از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمودند : "هرکسی که مرگ عبدالله را برای من تضمین کند، من نیز قائم (ع) را برای او تضمین می‌کنم....." – بحار الانوار ج ۵۲ ص21

امام باقر (ع) : "صاحب این امر غیبتی دارد، و ایشان با دستشان به طرف ذی طوا اشاره کردند، سپس فرمودند: تا قبل از اینکه او خروج کند، مولایی که با او بود بیرون خواهد آمد تا اینکه با بعضی‌ از اصحابش ملاقات خواهد کرد و از آنها میپرسد: چند نفر از شما اینجا است؟ آنها میگویند: ما ۴۰ نفر هستیم، سپس او میپرسد: چه می‌کنید اگر صاحب خود را ببینید (صاحب این امر (ع) را ) ؟ آنها جواب میدهند: به خدا قسم اگر او از اینجا برود و پناه به هرکوهی ببرد ما نیز با او خواهیم بود. سپس او به پیش آنها میاید و می‌گوید: ۱۰ نفر از بهترین خودتان را نشان دهید. آنها ۱۰ نفر از بهترین خود را به او نشان میدهند، سپس او آنها را می برد به پیش صاحبشان (امام مهدی) (ع). او به آنها شب بعد را ضمانت می‌کند (یا ملاقات شب بعد را ضمانت می‌کند)."- غیبت النعمانی ص ۱۸۷، تفسیر عیاشی ج ۲ ص ۵۶، بحار ج ۵۲ ص ۳۴۱

امام صادق (ع) میفرمایند : "قائم (ع) قیام نمیکند تا اینکه ۱۲ مرد ادعا میکنند که او را دیده اند، پس مردم به آنها تهمت کذب و دروغ میزنند." - غیبت النعمانی ص 285

این موارد خلاصه ای بسیار اندک از دلایل و مدارک ، حقانیت پرچم های مبارک سیاه مشرقی ، و صاحب آن قائم آل محمد (ع) ، امام حسین (ع) ، یمانی موعود (ع) است ، در کنار تمام علم واسرار عظیمی که تا به الان نشان داده شده و انشاالله همچنان آشکار خواهد گشت. برای اشاره ی آخر و ادامه ی مبحث بازگشت های امام حسین (ع) به مقایسه دو حدیث زیر می پردازیم

روایت اول > اصبغ ابن نباته از امیرالمومنین علی (ع) نقل میکند که ایشان (ع) در حدیثی بلند فرمودند : ".... و پرچم هایی از مشرق زمین پیش خواهند آمد ، ملقب نشده ، نه از کتان اند ، نه از نخ و نه از ابریشم ، بر سر نیزه ها مهر و موم شده به مُهر سرور اعظم ، مردی از آل محمد (ع) آن را هدایت می کند ، در مشرق ظاهر میشوند در حالیکه نسیم (باد) آن در مغرب خارج می شود ، قوی همانند مشک. ترس در جلوی آن به فاصله یک ماه حرکت میکند. تا زمانی که آنها به کوفه میرسند ، درخواست خون پدرشان را میکنند. پس زمانی که آنها بدین شکل هستند ، اسبِ یمانی ، و [اسبِ] خراسانی با یکدیگر مسابقه خواهند داد همانند آنکه آنان دو اسب در شرط هستند.... " – بحار الانوار ج 52 ص 274

روایت دوم > مسعده روایت کرد که ابی عبدالله (ع) فرمودند که امیرالمومنین (ع) در خطابی به نام " المخزون" فرمودند : ".... و پرچم هایی از مشرق زمین پیش خواهند آمد ، نه از کتان اند ، نه از نخ و نه از ابریشم ، بر سر نیزه ها مهر و موم شده به مُهر سرور اعظم ، مردی از آل محمد (ع) آن را هدایت می کند . وقتی آن را در شرق تکان می دهند ( به اهتزاز در می آورند ) ، باد آن در غرب حاضر خواهد بود ، همانند مشک قوی. ترس باید در جلوی آن به فاصله یک ماه حرکت کند. و فرزندان سعد السقع به کوفه خواهند آمد برای درخواست انتقام خون پدرشان ، و آنان پسرانِ بد سیرتان هستند ، تا آنکه اسب ِ حسین (ع) به آنان حمله ور می شود ، با یکدیگر مسابقه خواهند داد همانند آنکه آنان دو اسب در شرط هستند. آنان گریان و ناراحت اند و مردی از آنان بر پایش میزند در حالیکه گریه می کند ، اشک میریزد و میگوید : " بعد از امروز ما ، خیری در ما نیست با نشستن در اینجا! ای خدا ! همانا ما آنانیم که به پروردگار توبه میکنیم ، خدا ترسان ، رکوع کنندگان ، سجده کنندگان ". و آنان ابدال (نیکان) هستند ، کسانی که پرودگار متعال آنان را اینگونه توصیف نموده است{ خداوند توبه‏كاران و پاكيزگان را دوست مى‏دارد(222)} – سوره بقره ، و کسانی که خود را پاک می سازند همانند آل محمد (ع) هستند." – بحار الانوار ج53 ص 83 ، مختصر بصائر الدرجات ص 200


این دو حدیث موارد فراوانی برای بحث و تامل دارند ، اما مهمترین نکته اینجا آن است که در یک حدیث اسبِ یمانی ، و در حدیث دیگر اسبِ حسین (ع) است. و این به آن علت است که یمانی احمد الحسن (ع) ، امام حسین (ع) هستند و او اولِ مهدیین ، قائم آل محمد (ع) و رهبر پرچم های سیاه مشرقی می باشند


از حسن بن علی الخزّاز : علی بن الحمزه بر ابی الحسن الرضا (ع) وارد گشت و به او (ع) گفت : آیا تو امام هستی؟ او (ع) جواب دادند : بله. او پرسید : من شنیدم جدّ شما جعفر بن محمد (ع) فرمود : هیچ امامی نیست جز آنکه برای او فرزندانی است؟ او (ع) جواب دادند : ( ای شیخ آیا فراموش کردی یا خود را به فراموشی زده ای ؟ همانا آنچه جعفر فرمود این نبود ، بلکه او (ع) فرمود : هیچ امامی امام نمی شود به جز آنکه او فرزندانی دارد ، به جز آن امامی که با حسین بن علی (ع) خروج می کند ، او فرزندانی ندارد. ) – غیبت طوسی صفحه 224

اباعبدالله (ع) و اباالحسن (ع) هر دو فرمودند : اگر قائم (ع) به پیش آید ، همانا با سه چیز حکم خواهد کرد که هیچ کس قبل از او حکم نکرده است..[تا جایی که فرمودند].. و برادر برادرش را در سایه ها به ارث خواهد برد. – مستدرک الوسائل جلد 17 صفحه 187

درب مربوط به دربهای وراثت برادران و جد ها – شیخ صدوق در الهدایه نقل کرد : امام صادق (ع) فرمودند : "همانا ، 2000 سال قبل از آنکه الله سبحان تعالی بدن ها را خلق کند ، او سبحان تعالی برای روح ها از میان سایه ها برادرانی قرار داد. پس زمانی که قائم ما قیام کند، برادر برادرش را در سایه ها به ارث میبرد ، و او برادرش را از تولد جسمانی به ارث نخواهد برد." – مستدرک الوسائل جلد 17 صفحه 186



این همان امری است که برادران پاک ما در قسمت های نه و ده از سری ویدیو های پرچم های سیاه مشرقی برای ما آشکار کردند ، یعنی آنکه امام احمد الحسن (ع) همان امام حسین (ع) هستند که بر امامی که فرزندی (در دنیای) فیزیکی ندارد رجعت نموده اند و او امام محمد المهدی (ع) هستند ، یعنی او از ازدواج دنیایی فرزندی ندارد ، بلکه امام احمد الحسن (ع) ، یا همان امام حسین (ع) فرزند مستقیم او در دنیای روح (عالم ارواح ) هستند

در علم الله سبحان تعالی ، امام حسین (ع) قائم آل محمد (ع) بودند ، کسی با شمشیر قیام میکند ، اما مردم به او خیانت کردند و او را کشتند. و این دلیل آن امر است که پروردگار عز و جل " امر قائم " را تا به امام هفتم به تاخیر انداخت ، یعنی امام موسی کاظم (ع). در ادامه روایاتی را آورده ایم که به این موضوع اشاره میکنند


الحسن بن محبوب نقل کرد که ابو حمزه الثمالی گفت : من به ابو جعفر (ع) گفتم : "همانا علی (ع) میفرمودند که تا سال هفتاد رنج و پریشانی خواهد بود. اما اکنون سال هفتاد گذشته است در حالیکه ما هیچ گشایشی ندیدیم!؟" پس ابو جعفر (ع) فرمودند : " ای ثابت ، همانا خدا این امر را برای رخ دادن در [سال] هفتاد تقدیر کرد ، اما وقتی حسین کشته شد ، خشم خدا در مورد اهل زمین بسیار شدید گشت ، پس الله آن را تا [سال] 140 به تاخیر انداخت ، پس ما در مورد آن با شما صحبت کردیم و شما آن کلام ما را در بین عموم پخش کردید و نقاب حجاب را آشکار ساختید ، پس الله آن را به تاخیر انداخت ، و بعد از آن زمانی معلوم برای ما قرار نداد { خدا آنچه را بخواهد محو يا اثبات مى‏كند و اصل كتاب نزد اوست (۳۹)} سوره رعد." – غیبت طوسی ص428



اسحاق بن عمار السیرافی گفت : من شنیدم ابوعبدالله میفرمایند : " برای این امر زمانی بود ، و آن سال 140 بود. اما شما آن را اعلام و عمومی کردید ، پس پروردگار متعال آن را به تاخیر انداخت." - الغیبه النعمانی ص 303


اسحاق بن عمار گفت : ابو عبدالله (ع) به من فرمودند : " ای ابا اسحاق ، این امر دوبار به تاخیر افتاد." – غیبت النعمانی ص 303

ابو بصیر گفت : من به ابو عبدالله (ع) عرض کردم : " آیا برای آن امر زمانی مشخص موجود است تا که شاید بدن هایمان استراحت کنند!؟ " پس او (ع) پاسخ دادند : " بله است ، اما شما آن را عمومی کردید ، پس الله آن را به تاخیر انداخت." – الغیبه النعمانی ص 298


پس در اینجا مشخص است که الله سبحان تعالی برای این امر زمانی مشخص تعیین کرده بودند ، اما به علت کم بودن تعداد یاران و به علت خیانت مردم و نا امید کردن امام (ع) ، الله سبحان تعالی آن را تا به وقت معلوم که او سبحان تعالی از آن آگاه است ، به تاخیر انداختند

ذريح المحاربي گفت : من از ابو عبدالله (ع) در مورد امامان بعد از پیامبر (ص) پرسیدم ، پس او (ع) فرمودند : " بله همانا بعد از رسول الله (ص) هفت وصی از ما خواهد بود ، آنها امامانی اند که اطاعتشان واجب است. هفتمین آنها انشاالله قائم است. همانا الله عزیز حکیم است ، او هر آنچه را که بخواهد زودتر یا دیرتر قرار میدهد. و او عزیز حکیم است. سپس بعد از قائم 11 مهدی از فرزندان حسین خواهند بود." پس من گفتم : " هفتمین چه کسی است فدایتان شوم؟ فرمان شما بر سر و چشم من جای دارد." و او گفت که من آن را سه بار گفتم. پس او (ع) فرمودند : " پس بعد از من امامتان و قائمتان است انشاالله " - الأصول الستة عشر ص91



یونس بن عبد الرحمان گفت : " من از ابا عبدالله (ع) در مورد کلام خدا پرسیدم : { و به راستى به تو سبع المثانى [=سوره فاتحه] و قرآن بزرگ را عطا كرديم (۸۷)} سوره حجر ، پس او (ع) فرمودند : " ظاهر آن ( سبع المثانى ) سوره حمد ( الفاتحه) است. و باطن آن فرزند پسر از فرزند پسر است. و هفتمین از آن قائم (ع) است.} – بحار الانوار ج24 ص 117

فضيل بن يسار گفت : من شنیدم که ابو عبدالله الصادق (ع) می فرمایند : " بین من و قائم پدری وجود ندارد " – غیبت طوسی ص 43

يزيد الصائغ گفت : هنگامی که ابوالحسن موسی (ع) برای ابو عبدالله صادق (ع) متولد شد ، من برای او زینتی از نقره ساختم و آن را به او به عنوان هدیه دادم. وقتی آن را برای ابو عبدالله (ع) آوردم ، ایشان فرمودند : "ای یزید ، به خدا قسم تو این هدیه را برای قائم آل محمد (ع) آوردی." – غیبت طوسی ص 144

أبي سعيد المدائني نقل کرد : من شنیدم که ابو جعفر (ع) میفرمایند : "همانا الله بنی اسرائیل را توسط موسی بن عمران از فرعون شان نجات داد. و همانا الله این قوم را توسط مردی که همنام موسی بن عمران است از دست فرعونش نجات خواهد داد." – غیبت طوسی ص 45

محمد بن مروان گفت که شخصی به ابو جعفر (ع) گفت : " فدایتان شوم ، آنها میگویند که امیرالمومنین (ع) بر منبر کوفه فرمودند : " حتی اگر یک روز از این دنیا باقی مانده باشد ، الله آن روز را طولانی میکند تا آنکه مردی از من را بفرستد ، کسی که آن را از عدالت و برابری پر خواهد کرد همانند آنکه از ناعدالتی و ظلم پرشده بود." پس ابو جعفر (ع) فرمودند : بله. پس مرد گفت : " آیا شما همان هستید؟" پس امام (ع) فرمودند : " خیر ، او کسی است که همنام شخصی است که دریا را شکافت." – غیبت طوسی ص 46

ابي خالد الكابلي گفت : من شنیدم علی بن الحسین (ع) می فرمودند : " قارون عادت داشت لباس های قرمز بپوشد ، و فرعون عادت داشت لباس های سیاه بپوشد و موهارا شُل (رها) کند. الله ضد آنان موسی بن عمران (ع) را فرستاد و در حقیقت بنی فلان و فلان نیز سیاه پوشیدنده اند و موهارا شُل (رها) کرده اند ، و همانا الله آنان را با کسی که نامش همانند موسی بن عمران است نابود خواهد کرد." – غیبت طوسی ص74

محمد بن الحسن از پدرش أبيه الحسن بن هارون نقل کرد که ابو عبدالله (ع) فرمودند : " این پسر من ؛ و او (ع) به أبا الحسن موسی (ع) اشاره نمودند ؛ قائم است. و او از حتمیات است ، و او کسی است که زمین را از عدالت و برابری پر میکند همانند آنکه از ناعدالتی و ظلم پر شده بود." – غیبت طوسی ص47-48

عبد الله بن سنان گفت : شنیدم که ابو عبدالله (ع) می فرمایند : " از امور حتمی آن است که این پسر من قائم این قوم است و او صاحب شمشیر است" و او با دستش به ابی الحسن موسی (ع) اشاره نمود. – غیبت طوسی ص 48

أبي الوليد الطرائفي گفت : شبی در منزل ابو عبدالله (ع) بودم. پس او خدمتکارش را صدا زد و گفت : " بزرگ پسرانم را برای من صدا بزن." پس خدمتکار گفت : " او کیست؟ " امام (ع) فرمودند : " ابوالحسن [موسی] (ع) ". پس مدت کوتاهی بعد از آن او (ع) با پیراهنی بدون ردا آمد...تا جایی که گفت...سپس او (ع) دستش را برشانه ام گذاشت و فرمود : " ای ابا ولید ، همانند آن است که می بینم پرچم سیاه صاحب مکان سبز ، در حال تکان خوردن بر بالای سر این شخص که نشسته ، است ، و او همراه با خودش اصحابش را دارد ، آنها کوههای آهن را بسیار قوی نابود می سازند. آنها از هیچ چیز عبور نمیکنند مگر آنکه آن را نابود می سازند." پس من گفتم : "فدایتان شوم ، او که آنجاست؟" پس او (ع) فرمودند : " بله". سپس او (ع) فرمودند : " پس او را پیروی کن ، از او اطاعت کن ، به او ایمان بیاور ، او را از خود راضی ساز ، برای آنکه تو او را خواهی شناخت." – غیبت طوسی ص 48

عبد الله بن غالب گفت که من این شعر را برای ابو عبدالله (ع) خواندم : تو همان موعودی... پس او (ع) فرمودند : " من کسی نیستم که مشخصات بر او انطباق دارد. اما کسی که مشخصات بر او انطباق دارد ، او است." و او (ع) با دستشان به ابی الحسن [موسی] (ع) اشاره نمودند. - غیبت طوسی ص 49


صارم بن علوان الجوخي گفت : من و مفضل و و يونس بن ظبيان و الفيض بن المختار والقاسم نزد ابو عبدالله (ع) وارد شدیم ، و او همراه خویش پسرش اسماعیل را داشت [ تا جایی که گفت] پس الفیض گفت : " ما فکر میکنیم که اسماعیل بعد از شما صاحب این امر است." پس ابو عبدالله (ع) فرمودند : " نه به خدا قسم او نیست." سپس او (ع) فرمودند : " این شخصی است که لیاقت این امر را دارد" ، و او (ع) به ابو الحسن موسی (ع) اشاره نمودند ، در حالیکه او خوابیده بود ، پس امام الصادق (ع) او را محکم در آغوش گرفت تا بر سینه اش خوابید. وقتی که از خواب برخاست ، ابو عبدالله (ع) دستش را گرفتند و فرمودند : " به خدا قسم این فرزند من است ، به خدا قسم او زمین را با عدالت و برابری پر خواهد کرد ، همانگونه که از ناعدالتی و ظلم پرشده بود." پس القاسم دوباره به او گفت : " فدایتان شوم ، این یکی ؟! " پس او (ع) فرمودند : " آری به خدا قسم ، این پسر من از این عالم خارج نخواهد شد تا اینکه او زمین را از عدل و برابری پر کند ، به همان شکل که با ناعدالتی و ظلم پر شده بود. من سه بار به آن قسم میخورم!"- غیبت طوسی ص 49-50


إسماعيل بن منصور الزبالي گفت : " شنیدم ابو عبدالله (ع) هنگامی که به بداء اشاره شد ، فرمودند:" آنچه که الله برای فرشته ها بیرون آورد ، و فرشته ها برای پیامبران بیرون آوردند ، و پیامبران برای فرزندان آدم آوردند ، بداء برای آن رخ نمیدهد. و حقیقتاً این حتمی است که این پسر من قائم است." – غیبت طوسی ص 53


الاصطخري گفت : شنیدم که ابو عبدالله (ع) فرمودند : " همانند آن است که پسر حمیده [ حمیده مادر امام موسی کاظم (ع) ] على أعوادها می بینم ، و شرق زمین و غرب آن برای او نزدیک گشته اند." – غیبت طوسی ص 53


عبد الله الرجاني گفت : " من در نزد ابو عبدالله (ع) بودم ، پس بنده ی صالح [موسی] (ع) بر او وارد گشت ، پس امام صادق (ع) به او فرمودند : " ای احمد ، این کار را انجام بده". پس من به امام صادق (ع) عرض کردم اسم او احمد نیست. پس امام (ع) فرمودند: " بلکه اسم او احمد و محمد است." پس او (ع) به من فرمودند : " ای عبدالله ، صاحب این امر بیرون آورده خواهد شد ، پس زندانی خواهد گشت ، و زندان اش طولانی خواهد بود ، پس اگر آنها به سوی او آمدند ، او با اسم اعظم دعا خواهد نمود ، پس الله او را از بین دستان آنان نجات خواهد داد." – غیبت طوسی ص 57 - - - و "عبد \ بنده صالح" یکی از القاب امام موسی کاظم (ع) است ، به علت کثرت عبادت و شب زنده داری او


أبي عبد الله النعمان گفت که ابو جعفر (ع) فرمودند : " صاحب این امر در زمانی زندانی خواهد گشت ، و او در زمانی خواهد مرد ، و او در زمانی خواهد گریخت." – غیبت طوسی ص 58



علی بن الحسن نقل کرد که صفوان الجمال گفت : من از ابو عبدالله (ع) در مورد صاحب این امر پرسیدم ، پس او (ع) فرمودند : " همانا صاحب این امر نه بازی و نه تفریح میکند." سپس ابو الحسن موسی (ع) جلو آمدند ، جوان بودند و همراهشان حیوانی بود ، و او به آن میگفت : " به پروردگارت [رب] خضوع کن." پس ابو عبدالله (ع) ایشان را نزدیک آوردند و در آغوش گرفتند و به او فرمودند: " پدر و مادرم فدایت شوند ، ای کسی که نه بازی و نه تفریح میکنی." – الکافی شیخ کلینی ج1ص311 ، الارشاد 2\216


و این روایات تایید کننده و نشان دهنده ی حقانیت مدارک و دلایل پرچم های مبارک سیاه مشرقی و رهبر آن است ، که او ، قائم آل محمد (ع) ،و او همان امام حسین (ع) ، و او همان امام موسی کاظم (ع) در بازگشت شان ، و او همان یمانی موعود امام احمد الحسن (ع) در این زمان می باشند
#63714
بازگشت فرشتگان

.فرشتگان (ملائکه) ، درود خدا بر آنان باد ، از انصار امام حسین (ع) در بازگشت (رجعت) ایشان هستند

ابی عبدالله (ع) فرمودند : " ... و در حقیقت حسین (ع) طومارش را که به او داده شده بود، خواند ، و آن برای او تفسیر شده بود که چه چیز می آید و چه چیز باقی خواهد ماند ، و در آن چیزهایی باقی ماند که رخ ندادند. پس او برای جهاد خارج شد. و آن چیزهایی که باقی ماندند [رخ ندادند] آن بود که فرشتگان از الله درخواست نمودند تا به آنها اجازه دهد که به حسین (ع) [یاری برای] پیروزی دهند. پس فرشتگان مشغول آماده شدن و مهیا شدن برای جهاد ماندند ، تا زمانی که حسین (ع) کشته شد. پس وقتی فرشتگان پایین آمدند، زمانش گذشته بود و او کشته شده بود ، صلوات الله بر او باد. پس فرشتگان گفتند : یا رب ، به ما اجازه دادی تا پایین برویم ، و به ما اجازه دادید تا به او پیروزی دهیم. پس ما به پایین رفتیم ، اما او را پیش از آن برده بودید؟ پس الله تبارک و تعالی به آنها وحی نمود : " به گنبد او متعهد شوید [ بچسبید] تا زمانی که دیدید او خارج گشته است ، سپس به او پیروزی دهید ، بر او گریه کنید و بر آن چیزی که از [یاری برای] پیروزی دادن به او از دست دادید اشک بریزید و شما مخصوص گشتید برای اشک ریختن برای او و [یاری برای] پیروزی دادن به او." پس فرشتگان اشک ریختند برای نزدیک شدن [به الله] و غم خوردند برای آنچه از پیروزی دادن به حسین (ع) از دست داده بودند. پس وقتی حسین (ع) خروج کند ، آنها از انصارش [ یارانش] خواهند بود." – بحار الانوار ج 53 ص 106 ، مختصر بصائر الدرجات ص ١٧٨



ابی حمزه الثمالی نقل کرد : "من شنیدم که ابا جعفر محمد بن علی ( درود خدا بر هر دوی آنان باد ) می فرمایند: " اگر قائم آل محمد (ع) خروج کند ، همانا الله به او با فرشتگانی علامت دار [مسومین] ، ترتیب شده در مقام [ مردفین] ، فرستاده شده [ منزلین] ، و کروبیین پیروزی می دهد. جبرئیل در جلوی او خواهد بود ، میکائیل در راست او خواهد بود ، اسرافیل در چپ او خواهد بود...[تا جایی که فرمودند]...بشارت به هرکس او را درک کرد و از یارانش [انصارش] گشت. و وای بر و وای بر هر کسی که در مقابل او بایستد و هر کسی که بر خلاف دستور او رود و هر کسی که از دشمنان او باشد." سپس فرمودند : " او با امر جدیدی قیام میکند ، و سنتی جدید ، و قضاوتی جدید ، آن بر عرب دشوار خواهد بود. امر او کشتن خواهد بود ، و او از هیچکس برای توبه در خواست نمیکند ، و او از سرزنش هیچ کس نمی ترسد برای [امر] الله سبحان تعالی." - كتاب غیبت النعماني ص ٢٣٩


از ابو بصیر نقل شده است : ابو عبدالله (ع) فرمودند : " قائم ظهور نخواهد کرد تا حلقه کامل شود." پس من گفتم : "و چندین نفر ( احتیاج است تا ) حلقه را کامل کنند ؟" او(ع) فرمودند : "ده هزار نفر. جبرئیل بر دست راستش و میکائیل بر دست چپش. سپس او پرچم را تکان خواهد داد و با آن قدم بر میدارد ، پس کسی در در شرق و غرب و زمین نمی ماند مگر آن را لعنت خواهد کرد ، و این پرچم رسول خدا (ص) است ..." غیبت النعمانی ، صفحه 19 – بحارالانوار جلد 52 صفحه 360


و جابر از امام صادق (ع) روایت میکند که فرمود : " .... من بعد از کشته شدن ، آن مقدار که خداوند اراده کند، درنگ خواهم کرد و اولین نفری خواهم بود که زمین بر او شکافته می شود و خارج می شوم به خروجی که با خروج امیرالمومنین (ع) و قیام قائم ما (عج) و زندگی رسول الله همزمان خواهد بود. سپس نمایندگانی از آسمان از نزد خدا برای من فرود می آیند که تا آن وقت ابداً فرود نیامده اند و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و لشکر فرشته ها برای من نازل می شوند. حتماً محمد و علی (ع) نازل می شوند و من و برادرم و تمامی آنان که خداوند به آن ها منت گذاشته است ، فرود می آیند، بر مرکب هایی از مراکب خدا ، اسبانی سفید پیشانی و نورانی که هیچ مخلوقی تا کنون سوار آنها نشده است... [ تا انتهای حدیث]" – مختصر بصائر الدرجات ص37



:در سری ویدیوهای شخصیت های آخر الزمان در مورد ابا میکائیل (ع) برای ما آشکار گشت که
"احمد مراد (ع) بازگشت ( رجعت) های زیادی داشته اند ، همانند تمام ما. یکی از شخصیت های ایشان فرشته مقرب میکائیل (ع) است. « و میکائیل از قرن دوم بود - کتاب الهفت الشریف درب 65 » . میکائیل (ع) سپس به صورت هابیل پسر آدم (ع) ، اولین شهید ، بازگشت نمودند .او همچنین در زمان موسی (ع) به عنوان برادر باوفایش ، هارون (ع) ، بازگشت نمودند. در زمان محمد رسول الله (ص) او به عنوان سلمان محمدی (ع) ، بازگشت نمودند. و امروز او احمد مراد (ع) است ، یکی از دوازده مرد. میکائیل یکی از ملائک ( فرشته های ) مقرب عظیم است و او عهده دار باران و گیاهان است. و او دارای مقامی نزدیک به پروردگارش عز و جل است و او از مقرّبترین و شریف ترین فرشتگان است. و او فرشته ی نگهبان بنی اسرئیل است. میکائیل در این عصر و زمان توسط اسحاق ، یعقوب ، یوسف ، دانیال و دیگران فرستاده شد. و امام احمد الحسن (ع) فرمودند : میکائیل پسر محمد (ص) در عالم روح است. میکائیل برادر مریم و احمد الحسن در عالم روح است. ابا میکائیل (ع) کسی است که توسط امام مهدی (ص) ، لقب "گِردآورنده" را دریافت کرد. او کسی است که 313 را گرد می آورد. او کسی است که محمد بن الحسن ، امام مهدی (ص) در مورد او فرمودند : " اگر به خاطر تو نبود ، نه حقیقت نشان داده می شد و نه باطل نابود میگشت." میکائیل پشتی حجابی عظیم ایستاده است وعظمت برای الله سبحان تعالی است. ابامیکائیل حلقه ی ریسمان استوار (حبل المتین) است که بدون آن ، با ایمانان در سردرگمی خواهند بود. و بدون او هیچ خبری شنیده نخواهد شد و هیچ علمی آشکار نمیگردد. (احمد) مراد ، مراد الله ( خواست خدا ) است. زمانی نبوده است مگر آنکه او در آن حاضر بوده است. ( در زمان) ابراهیم (ع) ، عیسی (ع)، موسی (ع)، نوح (ع)، آدم (ع)، یوسف (ع)، امام حسین (ع)،
''.دوست میکائیل ، رفیق باوفا و مخلص تمام انبیاء و رسولان و صالحین

امام احمد الحسن (ع) از مدتها قبل (سال 1382 ه.ش.) در خطاب " داستان ملاقات با امام زمان (ع) " فرمودند : " به هر حال ، ای مردم عراق ، همانا پدرم من را به سوی مردم زمین فرستاده است و ایشان با شما و با مادر شهر ها ( ام القری) ، نجف ، آغاز کرده اند و همانا من تایید شده هستم به جبرئیل ، میکائیل ، اسرافیل و
''.ملکوت آسمان ها



سوره حج ، آیه 75
خداوند از ميان فرشتگان و مردمان، پيامبرانى برمى‏گزيند، بى‏گمان خداوند شنواى بيناست

سوره بقره ، آیه 98
هر كه دشمن خدا و فرشتگان و فرستادگان او و جبرئيل و ميكائيل است[بداند كه] خدا يقينا دشمن كافران است

سوره أنعام آیه 8-9
و گفتند چرا فرشته اى بر او نازل نشده است و اگر فرشته اى فرود می آورديم قطعا كار تمام شده بود سپس مهلت نمی يافتند * و اگر او را فرشته اى قرار می داديم حتما وى را [به صورت] مردى در مى آورديم و امر را همچنان بر آنان مشتبه می ساختيم

کتاب دانیال نبی 12:1
در آن زمان میکائیل امیر عظیمی که برای قوم تو ایستاده است، خواهد برخاست. در آن زمان پریشانی خواهد بود که از آغاز قوم ها تا به آن موقع رخ نداده است. اما در آن زمان قومت ، هر کس که اسمش در کتاب نوشته شده باشد ، نجات داده خواهد شد\رسانده خواهد شد
#65608
به لطف، رحمت و منت خدا و برکت و منت محمد (ص) و آل محمد (ع) مقاله های پرچم های سیاه مشرقی به روز شد. برای دانلود مقاله ها لطفاً به لینک زیر مراجعه نمایید. یا فایل پیوست را مستقیماً دانلود نمایید
لینک دراپ باکس

https://www.dropbox.com/sh/qwqygq6sdfjt ... G3qAa?dl=0
You do not have the required permissions to view the files attached to this post.
H- Pierre (Hidjara).

Salam, Une Pierre-Témoin. H-5. Mahdi est un[…]

A- Nom nouveau du Mahdi.

Salam, Miséricorde partout. A-18. Une sœur r[…]

S- L'Islam comme Religion ?

Salam, Petit Rappel du Rappel. S- 12. Le Ra[…]